یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
عزت و افتخار حسینی در قیام حضرت امام خمینی(ره)
عزت و افتخار حسینی در قیام حضرت امام خمینی(ره)

حضرت امام راحل تمامی گفتار و افعال خویش را با معیارهای اسلامی تطبیق می‌داد و تلاش می‌کرد آموزه‌های الهی کتاب و سنت را به طور دقیق بکار گیرد.جهت‌گیری جنبش سیاسی ـ اجتماعی خود را همسوی با اهداف و خط‌مشی حضرت سیدالشهدا قرار داده بود و از روش ایشان الگو می‌گرفت.

در میان موضوعات و مسایل تاریخ اسلام واقعه عاشورای سال شصت و یک هجری از اهمیت فراوانی برخوردار است و علمای اسلام شناس درباره آن بسیار بحث کرده‌اند. با این وجود، حضرت امام خمینی(ره) از زاویه‌ای جدید به این حادثه نگریست و در حرکت و جنبش انقلابی خود از آن الهام گرفت. قیام امام حسین(ع) جریانی بود که حکومت ظلم و جور زمان را به چالش کشید و با آن سازش و مدار نکرد و این استراتژی امام تا آنجا ادامه یافت که حتی منجر به شهادت ایشان و یاران وفادارش در کربلا گردید.

حضرت امام راحل نیز که تمامی گفتار و افعال خویش را با معیارهای اسلامی تطبیق می‌داد و تلاش می‌کرد آموزه‌های الهی کتاب و سنت را به طور دقیق بکار گیرد. جهت‌گیری جنبش سیاسی ـ اجتماعی خود را همسوی با اهداف و خط‌مشی حضرت سیدالشهدا قرار داده بود و از روش ایشان الگو می‌گرفت. این مظلب در موارد زیادی در بیانات و سخنرانی‌های امام راحل به چشم می‌خورد که فرموده‌اند:

«واقعه عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمی بقیه‌الله ارواحنا لمقدمه الفدا در هر مقطع انقلاب‌ساز است» و «انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است»

بر این اساس در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی به تداوم «استراتژی حسینی» قائل بودند و همواره مردم را به مقاومت و پایداری در برابر فشارها و تهاجمات زیاده‌طلبان و مستکبران عالم دعوت می‌کردند:

«این کشور ما که قیام کرد از اول هم که قیام کرد جمهوری اسلامی و استقلال کامل و نه شرقی و نه غربی را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم. مایلم و تحت عنایت خدای تبارک و تعالی و پرچم توحید که همان پرچم امام حسین(ع) است. وقتی این اعلام را شما به دنیا کردید و معلوم است پشت سر این اعلام دنیا بر ضد شما خواهندقیام کرد. از اول باید توجه به این معنا بکنید که ما همانطوری که سیدالشهدا در مقابل آن همه جمعیت و آن همه اسلحه‌ای که آنها داشتند قیام کرد تا شهید شد. ما همین‌طور ما هم برای شهادت حاضریم.»

مقاومت انقلاب در مقابل تهدیدات گوناگون دولتمردان آمریکا و تحمل جنگ هشت‌ ساله باتکیه بر چنین روحیه و تفکری صورت پذیرفت. در یک طرح آماری که در چند سال پیش از این در بنیاد شهید انجم شد طی آن هفتاد هزار وصیت‌نامه شهدای جنگ تحمیلی مورد ارزیابی و بررسی محتوایی قرار گرفت. مشخص گردید که بیشترین تأکید و توجه شهدا پس از موضوع امام خمینی و ولایت فقیه و حفظ آنها بر روی «حادثه کربلا» و« امام حسین(ع)» و سایر شهدای این واقعه بوده است. در حقیقت انگیزه‌ای که جوانان ما را به مقاومت و مجاهده در مقابل دشمنان واداشت. همان انگیزه الهی و اسلامی و حقیقت‌‌طلبی و ظلم‌ستیزی امام حسین(ع) بود.

از اینروست که حضرت امام بارها هشدار داده‌اند که: «عاشورا را زنده نگه دارید که با زنده نگاه داشتن عاشورا کشور شما عیب نخواهد بود.»

«اگر قیام حضرت سیدالشهدا سلام‌الله علیه نبود امروز هم با نمی‌توانستیم پیروز شویم.»

حرکتی که امام حسین(ع) در راه‌اندازی آن نقش اصلی به عهده داشت. سمبل و نماد کاملی از ظلم‌ستیزی و جریان‌سازی در جهت احیای ارزش‌های اسلامی بود. در واقع، آن حضرت با برجسته‌ترین خیزش انحرافی و التقاطی که از صدر اسلام تا آن زمان بی‌نظیر بود به مبارزه پرداخت و قاطعانه در برابر امویان ایستادگی نمود.

امام خمینی(ره) درخصوص ریشه‌یابی قیام امام حسین(ع) اظهار کرده‌اند:

«شهادت سیدالشهدا به اسلام هیچ لطمه‌ ای وارد نیاورد. اسلام را جلو برد. اگر نبود شهادت ایشان، معاویه و پدرش اسلام را یک‌جور دیگری در دنیا جلوه داده بودند. به اسم خلیفه‌رسول‌الله با رفتن در مسجد اقامه جمعه و جماعات و امام جمعه بودن. اسم، اسم خلافت رسول‌الله و حکومت، حکومت اسلام ولی محتوا برخلاف اسلام نه حکومت حکومت اسلامی بو به حسب محتوا و نه حاکم، حاکم اسلامی»

این چنین بود که نهضت حسینی زمینه لازم برای زوال و تلاشی امویان را فراهم ساخت و اسلام نیمه‌جانی که اندک‌اندک به مرگ نزدیک می‌شد. با خون حسین‌(ع) و شهیدان کربلا حیات دیگری یافت.

به راستی، آنچه که از حقایق اسلام امروز در دست ماست، مرهون قیام سیدالشهدا است و همان‌گونه که امام عزیزمان فرموده‌اند: «محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است» امروز نیز که د رسال عزت و افتخار حسینی قرار داریم، بر ماست که سیره حسینی را در گفتار و رفتار خود تحقق ببخشیم و جامعه اسلامی را سرشار از روحیه شهادت‌طلبی و ایثار و جانبازی در راه آرمان‌ها و اصول اسلامی نماییم. اگر رمز تداوم انقلاب اسلامی و ارزش‌های معنوی آن، همان رمز پیروزی آن است، مسلم است که جز توسل به مکتب پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت ایشان(ع) هیچ راهی ما را به سرمنزل مقصود نخواهد رسانید.



نوع مطلب : بزرگان، ولایت فقیه، مقالات و مطالب مذهبی، سخنان بزرگان، قیام عاشورا، مقالات و مطالب عاشورایی، 
برچسب ها : عزت وافتخارحسینی، قیام امام خمینی، قیام عاشورا، محرم، هیئت های مذهبی، انقلاب57، نظام جمهوری اسلامی ایران،
لینک های مرتبط :

                ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است

ولایت فقیه به معنای حاکمیت فقیه نیست!

در روزهای شهادت شهید مرتضی مطهری بی‌مناسبت نیست اگر بازخوانی از دیدگاه ایشان نسبت به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه داشته باشیم. آنچه می‌آید گزیده‌ای از سخنان شهیدمطهری درباره جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه است که به صورت پرسش و پاسخ درآمده است.

حاکمیت ملی به چه معناست؟

«حاكمیت ملى یعنى قوه قانونگذارى (در كادر قانون اساسى) و قوه مجریه و قوه قضائیه ناشى از ملت است.» [1]

«جمهورى» مربوط به شكل حكومت است كه البته مستلزم نوعى دموكراسى است یعنى مردم حق حاكمیت دارند.»[2]

«حق حاكمیت به معنى این است كه مردم حق دارند كه سرنوشت خودشان را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست كه مردم خودشان را از گرایش به یك مكتب و ایدئولوژى و از التزام و تعهد به یك مكتب معاف بشمارند.»[3]

حاکمیت ملت منافی با قبول اسلام است؟

«ملت ایران هرگز حق حاكمیت ملى را منافى با قبول اسلام به عنوان یك مكتب و یك قانون اصلى و اساسى كه قوانین مملكت باید با رعایت موازین آن صورت گیرد ندانست و لهذا در متن قانون اساسى ضرورت انطباق با قانون اسلام آمده است.»[4]

منظور از ولایت فقیه، حکومت فقیهان است؟

«تصور مردم امروز از ولایت فقیه این نبوده كه فقها حكومت كنند و دولت را به دست گیرند، بلكه در طول اعصار، تصور مردم از ولایت فقیه این بوده است كه به موجب این كه مردم مسلمانند و وابسته به مكتب اسلامند، صلاحیت هر حاكمى از نظر این كه قابلیت مجرى بودن قوانین ملى اسلامى را داشته باشد باید مورد تأیید و تصویب فقیه قرار گیرد.»[5]
«مسئله ولایت فقیه این نیست كه فقیه خودش در رأس دولت قرار مى‏‌گیرد، خودش مى‏‌خواهد عملا حكومت كند و مجرى باشد.»[6]

 

                                  امام خمینی وولایت فقیه

آیا نظر امام خمینی قدس سره هم نظر شهید مطهری است؟

شهیدمطهری در یکی از یادداشت‌های خود درباره نظر امام می‌نویسد: «لهذا امام در فرمان خود به نخست وزیر دولت موقت مى‏‌نویسد: به موجب حق شرعى (ولایت فقیه) و به موجب رأى اعتمادى كه از طرف اكثریت قاطع ملت، نسبت به من ابراز شده است، من رئیس دولت تعیین مى‏‌كنم.
حق شرعى امام از وابستگى قاطع مردم به اسلام به عنوان یك مكتب و یك ایدئولوژى ناشى مى‏‌شود كه او یك مقام صلاحیت‌دار است كه مى‏‌تواند قابلیت شخصى را از این جهت تشخیص دهد و در حقیقت حق شرعى و ولایت شرعى یعنى مُهر ایدئولوژى مردم كه او رهبر آن مردم است و حق عرفى، همان حق حاكمیت ملى مردم است كه آنها باید فرد مورد تأیید را انتخاب كنند.»[7]

پس نقش فقیه در جمهوری اسلامی چیست؟

«نقش فقیه در یك كشور اسلامى كه ملتزم و متعهد به اسلام است و اسلام را به عنوان یك ایدئولوژى پذیرفته است نقش یك ایدئولوگ‏ است نه نقش یك حاكم. وقتى كه مردم آن ایدئولوژى را پذیرفته‏‌اند قهراً براى ایدئولوگ هم نقشى قائل هستند یعنى اوست كه نظارت مى‏‌كند بر این كه این ایدئولوژى درست اجرا مى‏‌شود یا نه، آیا این شخص كه مى‏‌خواهد رئیس دولت بشود و به عنوان مجرى قانون در كادر اصول این ایدئولوژى حركت كند صلاحیت چنین كارى را از نظر آن ایدئولوژى دارد یا ندارد؟ ولایت فقیه ولایت ایدئولوژیك است و اساسا خود فقیه را مردم انتخاب مى‏‌كنند.»[8]

 

پی‌نوشت:

[1]مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏24، ص: 324.

[2] همان، ص:331.

[3] همان، ص: 331.

[4]همان،  ص: 324.

[5]همان، ص: 324.

[6]همان، ص: 333.

[7]همان، ص: 324.

[8]همان، ص: 333.

                                               ولایت فقیه به معنای حاکمیت فقیه نیست!

 



نوع مطلب : ولایت فقیه، مقالات و مطالب اجتماعی، مقالات و مطالب مذهبی، 
برچسب ها : ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، نظام جمهوری اسلامی ایران، حاکمیت ولایت فقیه،
لینک های مرتبط :

انقلاب اسلامی ایران مقدمه ظهور امام زمان(عج)

 

انقلاب اسلامی ایران مقدمه ظهور امام زمان(عج)

انقلاب اسلامی ایران نهضتی مبارك و انفجار نوری است كه در شبستان دیجور گمراهی‌ها وسرگردانیها رخ داده است. و رعدی بوده است كه بر تارك طاغوتیان فرود آمده است كه از آن تولد دوباره یك ملت پدیدار گشته است و آرزوی دیرینة همة انبیاء و اوصیاء الهی به وسیلة آن نهضت برآورده گشته است و چقدر زیباست كه بیان شود این انقلاب ظهور صغرا است و زمینه ساز ظهور كبری حضرت صاحب الزمان (عج) است. و به فرموده‌ آن سلالة پیامبر، رهبر و ناخدای این انقلاب كه فرمود: «انقلاب ما نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است كه خداوند بر همة مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور فرجش را در عصر حاضر قرار دهد».[1]
و این كه این انقلاب از جمله مقدمات ظهور و زمینه‌ساز حكومت جهانی حضرت ولی عصر (عج) می‌باشد. ریشه در معانی روایی ما دارد كه اجمالاً به برخی از آنها اشاره می‌گردد.
1. پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «خداوند متعال در شب معراج به من فرمودند: یا محمد از جمله عطاهایی كه به تو مرحمت فرموده‌ایم آن است كه یازده مهدی از نسل تو می‌باشند و آخر آنها كسی است كه عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌خواند و به وسیلة او زمین پر از عدل و داد می‌گردد. عرض كردم اینها چه وقت ظاهر می‌شود، پروردگار متعال علایمی را فرمود، از جمله: و خروج رجلٍ من ولد الحسین ابن علی مردی از اولاد حسین پیش از ظهور حضرت مهدی قیام و انقلاب خواهد نمود.[2] قابل توجه است كه در این روایت خبر دهنده خالق هستی و مخاطب و شنونده پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ . معلوم است وقتی كه خداوند متعال خبر از انقلاب كسی بدهد او فرد عادی نیست و انقلاب او هم باید انقلاب عظیمی بوده باشد و در تاریخ حداقل تاكنون مانند این انقلاب چنین به وقوع نپیوسته است. و از قرائن دیگری كه دراینجا اشاره می‌شود می‌توان این خبر را مصدق انقلاب اسلامی ایران دانست.
2. امام باقر می‌فرمایند: در یكی از روزها عمر و ابابكر و زبیر و ابن عوام و عبدالرحمن بن عوف در منزل رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ جمع شدند. رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جمع آنان نشست، در حالی كه نعلین حضرت پاره شده بود. به علی ـ علیه السلام ـ داد تا اصلاحش نماید، در این حالت حضرت فرمود گروهی از ما در طرف راست عرش خدا بر منبرهایی از نور قرار دارند كه صورتهایشان نورانی و لباسهایش نیز نورانی است و نور صورتشان چشم بینندگان را خیره می‌كند. ابوبكر و زبیر وعبدالرحمن سؤال كردند آنها چه كسانی هستند، ‌پیامبر سكوت كرد، ‌علی ـ علیه السلام ـ پرسید پیامبر فرمودند: آنها كسانی هستند كه به واسطة روح الله دوست هم می‌گردند و متحد می‌شوند بدون آن كه اغراض مادی یا خویشاوندی داشته باشند و آنان شیعیان تو هستند یا علی و تو امام آنها می‌باشی».[3] پس از پیروزی انقلاب اسلامی آیت الله صدوقی در ملاقاتی خدمت امام عرض كرده بودند. آقا این روح الله كه در حدیث (تحابوا بروح الله) شما هستید؟ زیرا امروز تمام اقشار مردم به واسطة رهبری دوستی شما متحد شدند،‌ امام با لبخندی گذشت.[4]
3. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: مردم از مشرق قیام می‌كنند و زمینه را برای انقلاب جهانی مهدی (عج) فراهم می‌سازند.
4. امام صادق ـ علیه السلام ـ : خداوند سبحان قم و اهلش را برای رساندن پیام اسلام قائم مقام حضرت ولی عصر می‌گرداند و دانش از این شهر به شرق و غرب عالم منتشر می‌گردد و آن گاه قائم ظهور می‌كند.[5]
5. امام باقر ـ علیه السلام ـ : می‌بینم گروهی از مشرق زمین قیام می‌كنند و طالب حق می‌باشند امّا آنان را اجابت نمی‌كنند، مجدداً بر خواسته‌هایشان پافشاری می‌كنند امّا مخالفان نمی‌پذیرند وقتی چنین وضعی را مشاهده می‌كنند، شمشیرها را به دوش كشیده و در مقابل دشمن می‌ایستند. این جاست كه پاسخ مثبت می‌گیرند امّا این بار هم نمی‌پذیرند تا این كه همگی با هم قیام می‌كنند و آن چه به دست می‌آورند (انقلاب) جز به دست توانای صاحب شما (حضرت مهدی (عج)) به كس دیگری نمی‌سپرند. كشته‌های آنان شهید محسوب می‌گردد، اگر من آن زمان را درك می‌كردم خویشتن را برای صاحب این امر نگه می‌داشتم.[6]
این روایت معجزه آسا فرازهای انقلاب اسلامی را بیان می‌كند. و مژده اتصال این انقلاب را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر (عج) می‌دهد.
در روایات ذكر شده است كه هنگام ظهور امام زمان،‌جنگ و خونریزی و فساد فراوان روی می‌دهد، و از طرفی گفته می‌شود كه باید زمینه را برای ظهور ایشان فراهم كرد با اعمال نیك، این تناقض چگونه حل میشود
از جمله نشانه‌های غیر حتمی ظهور، گسترش فساد و تباهی است و نباید این فساد و تباهی‌ها را جزو زمینه‌ها و عوامل ظهور دانست. ما در مقابل این سؤال پاسخ‌هایی ارایه می‌دهیم و قضاوت را به عهدة خود شما می‌گذاریم.
الف. برای شكل گرفتن و تحقق هر پدیده، چه طبیعی و چه اجتماعی، عوامل وشرایط چندی لازم است و معمولاً این پدیده‌ها با یك سری نشانه‌ها و علایم همراه است. از این رو، عوامل و نشانه‌های پدیده را باید شناخت و تفاوت میان آن دو را باید دانست تا در هنگام بیان عوامل و نشانه‌ها، دچار سردرگمی و اشتباه نشویم.
عوامل و شرایط ایجاد هر پدیده، یك سری چیزهاست كه با پدیده، ارتباط استلزامی و انفكاك ناپذیر دارند و باید آنها تحقق پیدا كنند تا پدیده محقق شود. اینها در شكل گرفتن پدیده نقش دارند و بدون اینها، پدیده تحقق نخواهد یافت.

انقلاب اسلامی ایران مقدمه ظهور امام زمان(عج)


امّا نشانه‌های یك پدیده، علامت‌هایی است كه از وقوع پدیده یا نزدیكی وقوع آن، مردم را آگاه می‌كند و فایده آن، علم پیدا كردن به وقوع پدیده یا نزدیكی وقوع آن است؛ نه این كه نقشی در ایجاد پدیده داشته باشند. یعنی با آشكار نشدن نشانه و اتفاق نیفتادن آن نیز پدیده می‌تواند شكل بگیرد.
بنابراین، نسبت میان شرایط یك پدیدة مشروط با پدیده، نسبت استلزامی و انفكاك ناپذیر است، در حالی كه نسبت میان نشانه با پدیده نشاندار، نسبت غیر استلزامی و انفكاك پذیر است.
پدیده ظهور و تشكیل حكومت جهانی حضرت حجت ـ علیه السلام ـ نیز از این قاعده مستثنی نیست. و شرایط و عوامل و نشانه‌هایی دارد. شرایط و عواملی مانند وجود قانون جامع و كامل (قرآن وسنت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ)، مجری قانون (حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ )، آماده بودن عده‌ای از اهل ایمان برای یاری آن حضرت و جانبازی در راه اهداف او، و.... و نشانه‌هایی مانند خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرو رفتن زمین در منطقة بیداء، خروج یمانی، قتل نفس زكیّه، و زیاد شدن فساد و تباهی در این عصر و....

 

[1] . صحیفة نور، ج 21، ص 180.
[2] . كمال الدین و اتمام النعمه، شیخ صدوق، با تحقیق علی اكبر غفاری، چ اسلامی، ج 1، ص 283.
[3] . بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج 68، ص 139، چاپ اسلامی.
[4] . آینده سازان، محمد دشتی، ص 70.
[5] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، حدیث 4088؛ و عقد الدرر، ص 125.
[6] . بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج 52، ص 243، چ اسلامیه.

                              برگزفته ازسایت:مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

 

انقلاب اسلامی ایران مقدمه ظهور امام زمان(عج)

 




نوع مطلب : بزرگان، مقالات و مطالب اجتماعی، مقالات و مطالب مذهبی، ائمه اطهار، مهدویت، 
برچسب ها : انقلاب57، انقلاب ایران، ایران اسلامی، انقلاب وظهور، فرج آقا، نظام جمهوری اسلامی ایران،
لینک های مرتبط :

امتیازات نظام ولایت فقیه

 

امتیازات نظام ولایت فقیه

ضرورت دارد كه با مقایسه نظام اسلامی كشورمان با سایر نظامهای دموكراتیك جهان كه امروزه به عنوان پیشرفته ترین نظامهای حكومتی شناخته می شوند، امتیازات نظام اسلامی را بر سایر نظامها بر شماریم:
الف ـ انسجام درونی
اولین امتیازی كه نظام ما بر سایر نظامها دارد، انسجام درونی آن است. گفتیم كه در همه نظامهای دموكراتیك، شاخص اصلیِ پیشرفته و دموكراتیك بودن را تفكیك قوا از یكدیگر و عدم دخالت قوا در یكدیگر معرفی می كنند. ما به گوشه ای از تعارضهای درونی آن نظامها اشاره كردیم و گفتیم با این كه بنابراین است كه هیچ یك از قوا در دیگری دخالت نكند، اما عملاً نظامی را سراغ نداریم كه در آن، قوا كاملاً از همدیگر مستقل باشند و در یكدیگر دخالت نكنند و قانون تا حدی به قوا اجازه دخالت در یكدیگر را نداده باشد گذشته از دخالت های غیر قانونی و تخلفات و اعمال فشارهایی كه برخی از قوا دارند. عملاً مشاهده می كنیم كه قدرت در اختیار یك قوه قرار می گیرد و آن قوه با استفاده از قدرت و امكانات گسترده ای كه جهت پشتیبانی همه قوا در اختیار دارد، بر دیگران فشار وارد می سازد. وقتی قوای نظامی و انتظامی، امكانات مالی و اقتصادی و بودجه یك مملكت در اختیار قوه مجریه قرار گیرد، عملاً همه اهرمهای فشار در اختیار یك قوه قرار گرفته است و هر وقت رئیس قوه مجریه بخواهد می تواند از قدرت خود سوء استفاده كند.



نوع مطلب : ولایت فقیه، مقالات و مطالب اجتماعی، مقالات و مطالب مذهبی، 
برچسب ها : ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، نظام جمهوری اسلامی ایران، نظام ولایت فقیه، امتیازات نظام ولایت فقیه،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
یادوخاطره شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic