تبلیغات
یاد و خاطره شهدا - مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان علیه السلام
 
یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان,خلاصه زندگینامه امام هفتم امام موسی کاظم

زندگی‌نامه امام موسی كاظم علیه السلام:

 در یک نگاه:امام هفتم شیعیان امام موسی کاظم ملقب به موسی ابن جعفر علیه السلام

نام:موسى‏ بن جعفر.

كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.

القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.

نكته:امام موسی كاظم علیه السلام در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.

منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

تاریخ ولادت امام موسی كاظم:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند.

محل تولد امام موسی كاظم: ابواء (منطقه‏اى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام.

مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان,خلاصه زندگینامه امام هفتم امام موسی کاظم

 

نام مادر امام موسی كاظم:حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احكام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد. و درباره‏اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

 

مدت امامت امام موسی كاظم: از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.

 

تاریخ و علت شهادت امام موسی كاظم: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به‏ وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

 

محل دفن: مكانی به نام مقابر  قریش در بغداد (در سرزمین عراق) كه هم اكنون به «كاظمین» معروف است.

 

همسران: 1. فاطمه بنت على. 2. نجمه.

 

فرزندان امام موسی كاظم: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یكى از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت كه 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند.

 

اصحاب ویاران امام موسی کاظم :


تعداد یاران، اصحاب و راویان امام موسى کاظم علیه السلام بسیار است. در این جا نام تعدادى از اصحاب بزرگ آن حضرت ذکر مى‏گردد:
۱٫ على بن یقطین.
۲٫ ابوصلت بن صالح هروى .
۳٫ اسماعیل بن مهران.
۴٫ حمّاد بن عیسى.
۵٫ عبدالرحمن بن حجّاج بجلى.
۶٫ عبداللّه بن جندب بجلى.
۷٫ عبداللّه بن مغیره بجلى.
۸٫ عبداللّه بن یحیى کاهلى.
۹٫ مفضّل بن عمر کوفى.
۱۰٫ هشام بن حکم.
۱۱٫ یونس بن عبدالرحمن.
۱۲٫ یونس بن یعقوب.

زمامداران معاصر:
۱٫ مروان بن محمد اموى – معروف به مروان حمار- (۱۲۶ – ۱۳۲ ق.).
۲٫ ابوالعباس سفاح عباسى (۱۳۲ – ۱۳۶ ق.).
۳٫ منصور عباسى (۱۳۶ – ۱۵۸ ق.).
۴٫ مهدى عباسى (۱۵۸ – ۱۶۹ ق.).
۵٫ هادى عباسى (۱۶۹ – ۱۷۰ ق.).
۶٫ هارون الرشید (۱۷۰ – ۱۹۳ ق.).

مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان,خلاصه زندگینامه امام هفتم امام موسی کاظم

 معرفی امام هفتم امام موسی کاظم(ع)

روز یکشنبه، هفتم صفر سال 128ق است و امام صادق علیه السلام به همراه خانواده و اصحابشان از مکه به سمت مدینه باز می گردند. کاروان، میان مکه و مدینه در منطقه ای به نام «ابواء» همان جایی که آمنه، مادر رسول خدا علیه السلام مدفون است، برای استراحت می ایستد. ابوبصیر نقل می کند: زمانی که در ابواء فرود آمدیم، امام صادق علیه السلام برای ما و اصحاب، غذای فراوان و لذیذی آماده فرمودند. در حین غذا خوردن، فرستاده «حمیده»، همسر با فضیلت ایشان نزدآن حضرت آمده، پیغام داد که او در حال وضع حمل است. امام صادق علیه السلام با عجله برخاسته، نزد حمیده رفت. پس از مدتی، در حالی که لبخندی بر لبان مبارکشان نشسته بود، بازگشت و خبر تولد پسری را به ما داد. آن پسر را «موسی» نام نهادند. کنیه اش ابوالحسن و ابوابراهیم و القاب مبارکش کاظم، صالح، صابر و امین بود و گاهی نیز به دلیل تقیه، به او عبد صالح، فقیه و عالم می گفتند.

چرا کاظم علیه السلام

صفت فرو بردن خشم، در همه امامان وجود داشت، ولی در امام هفتم، تبلوری خاص یافته بود. امام کاظم علیه السلام با آنکه ظلم های زیادی از دشمنان کشید، ولی هیچ گاه لب به نفرین نگشود. ابن اثیر که از تاریخ نویسان اهل سنت است چنین می نویسد: آن حضرت را «کاظم» لقب داده اند؛ چرا که عادت داشت حتی با کسی که به او بدی می کرد، به نرمی سخن بگوید و به او نیکی کند.

اختناق عجیب و ظهور نور

در اواخر زندگی امام صادق علیه السلام ، اختناق شگفتی از طرف منصور عباسی در مدینه حکمفرما بود و آن حضرت می دانست که هر کس را به عنوان وصی و جانشین خویش معرفی کند، به دست منصور کشته خواهد شد. پس از شهادت آن حضرت، وقتی منصور از درگذشت امام صادق علیه السلام آگاه شد، در نامه ای به فرماندار مدینه نوشت: «اگر جعفر بن محمد شخصی را به جانشینی خود قرار داده، او را احضار کن و گردنش را بزن». بعد از مدتی، فرماندار مدینه گزارشی را به این مضمون به بغداد فرستاد: جعفر بن محمد، ضمن وصیتنامه رسمی خود، سه نفر را به عنوان جانشین خود برگزید که عبارت اند از: 1. خلیفه وقت، منصوردوانیقی، 2. عبداللّه بن جعفر، پسر بزرگ خویش، 3. موسی بن جعفر علیه السلام . منصور از دیدن نامه، بسیار خشگمین گردید و فریاد زد: اینها را که نمی شود کشت.

ائمه علیهم السلام سدی در برابر ظلم

از آنجا که وظیفه ائمه علیهم السلام هدایت مردم و پیاده کردن فرمان های قرآن در جامعه است، چنین هدف والایی با اصلاح عمومی به انجام می رسد. در این بین، تابش نور امامان پاک، سیاهی و تباهی را جلوه گر می نمود و این برای خلفای ناپاک اموی و عباسی قابل تحمل نبود.

آنها نمی توانستند وجود ائمه هُدی علیهم السلام را تحمل کنند و آنان را همچون خاری در چشم و استخوانی در گلو می دانستند. از این روست که همه آن ظالمان، بزرگ ترین دغدغه فکری شان، کشتن امامان بزرگوار بود. امام کاظم علیه السلام نیز از این اصل کلی به دور نماند. منصور، مهدی، هادی و هارون عباسی، خلفای زمان ایشان، همگی در فکر به شهادت رساندن آن حضرت بودند و سرانجام هارون، این نیت شوم را عملی کرد.

ناکامی سه خلیفه

نقشه منصور مبنی بر کشتن وصی امام صادق علیه السلام عملی نشد و اجل مهلتش نداد تا بار دیگر نقشه ای طرح کند. مهدی عباسی نیز در پی قتل امام کاظم علیه السلام بود و حتی آن حضرت را به بغداد آورد و به زندان افکند، ولی به دلایلی فرمان آزادی ایشان را صادر کرد و بعد از چندی دوباره خواست آن حضرت را حبس و اذیت کند که مرگش فرا رسید. هادی عباسی که پس از پدرش به خلافت رسیده بود، فشار زیادی به مردم و به ویژه شیعیان وارد می ساخت، تا جایی که در اثر همین ظلم ها در زمان حکومت او، فاجعه خونین سرزمین فخّ صورت گرفت. از آنجا که هادی عباسی می دانست شیعیان، پیرو امام کاظم علیه السلام هستند، قیام آنان را نیز به دستور آن حضرت دانست و گفت: خدا مرا بکشد اگر موسی بن جعفر را زنده بگذارم، ولی پیش از آنکه به اجرای مقاصد پلید خود موفق شود، خبر مرگش موجب شادی شیعیان شد.

شیوه مبارزاتی امام کاظم علیه السلام

امام کاظم علیه السلام در برابر بی کفایتی ها و ستم هایی که از سوی خلفای عباسی صورت می گرفت، ساکت ننشست؛ بلکه آن حضرت نیز همانند پدران بزرگوارش، از راه های گوناگون با دستگاه ستمگرحکومت مخالفت می کرد. آن حضرت گاه شیعیان را به مخالفت با بنی عباس راهنمایی می کرد، ولی شیوه اصلی مبارزه ایشان، حفظ سنگر تعلیم و تربیت بود. آن حضرت با تربیت انسان های آزاده و روشن فکر، حکومتی برخلاف حکومت بنی عباس تأسیس کرده بود. حکومت آن حضرت بر قلب ها بود و حکومت خلفا بر بدن ها و همین امر روز به روز بر محبوبیت ایشان می افزود و ستون های کاخ استبداد و ظلم را به لرزه در می آورد.

مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان,خلاصه زندگینامه امام هفتم امام موسی کاظم

تشکیل حکومت اسلامی، آرمان بزرگ امامان علیهم السلام

روزی هارون به امام کاظم علیه السلام اعلام کرد که حاضر است «فدک» را به آن حضرت برگرداند. امام علیه السلام فرمود: در صورتی حاضرم فدک را بگیرم که آن را با تمام حدود و مرزهایش پس دهی. هارون پرسید: مرزهای فدک تا کجاست؟ امام فرمود: اگر حدود آن را بگویم، هرگز پس نخواهی داد. هارون اصرار کرد و سوگند یاد نمود که این کار را انجام خواهد داد. امام حدود فدک را چنین تعیین فرمودند: حد اولش، سرزمین عدن، حد دومش، سمرقند و حد سومش، آفریقا و حد چهارم آن نیز مناطق ارمنیه و دریای خزر است. هارون با شنیدن هر یک از این حدود، به شدت ناراحت شد و نتوانست خود را کنترل کند. لذا با خشم و ناراحتی گفت: به این ترتیب چیزی برای ما باقی نمی ماند. امام علیه السلام با این کلمات، آرمان بزرگ خویش را که تشکیل حکومت ناب اسلامی در سراسر جهان است، بیان کرد.

دستگیری و زندانی کردن امام علیه السلام

امامت امام کاظم علیه السلام 35 سال طول کشید. در این مدت، بارها و بارها آن حضرت را به زندان افکندند و بنا به گواهی تاریخ، آن حضرت، چهار سال آخر عمر شریفشان را در زندان های هارون الرشید گذراندند. در سال 189ق، هارون برای اینکه از امام کاظم علیه السلام برای فرزندانش بیعت بگیرد، قصد حج کرد. او ابتدا به مدینه رفت و به وزیرش «فضل بن ربیع» دستور داد که حضرت را نزد او حاضر کنند. امام کاظم علیه السلام در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله مشغول نماز بود که در اثنای آن، حضرت را گرفته و از مسجد بیرون بردند. امام علیه السلام را در همان حال نزد هارون حاضر کردند و هارون بعد از ناسزای بسیار، دستور داد دست های آن حضرت را بسته و مخفیانه به سوی «عیسی بن جعفر» که امیر بصره بود، بفرستند.

زندان بصره

به دستور هارون، امام کاظم علیه السلام را دستگیر کردند و به بصره فرستادند. امیر بصره، امام کاظم علیه السلام را در یکی از اتاق های خانه خود حبس کرد. هر روز دو مرتبه در آن اتاق را می گشودند؛ یک بار برای وضو گرفتن حضرت و بار دیگر برای آن که غذایی به حضرت بدهند. بزرگ ترین شکنجه آن حضرت در مدتی که در خانه عیسی محبوس بود، شنیدن لهو و لعب و ساز وآواز و خوانندگی و منکراتی بود که از سوی عیسی بن جعفر صورت می گرفت. به همین دلیل، حضرت تمام ساعت ها، مشغول عبادت و راز و نیاز با خدای خویش بود.

انتقال به زندان بغداد

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام مدت یک سال در زندان عیسی، حاکم بصره بود و هارون چندین بار به او نوشت که آن حضرت را شهید کند؛ ولی او جرأت نکرد و اطرافیانش نیز از این کار منعش کردند. پس از مدتی، نامه ای به هارون نوشت که من دیگر نمی توانم موسی بن جعفر علیه السلام را در زندان نگهدارم و دراین مدت غیر از عبادت و ذکر و مناجات چیزی از او ندیده ام و کاری هم به دستگاه حکومت ندارد. کسی را بفرست تا او را از من تحویل بگیرد وگرنه آزادش می کنم. وقتی نامه عیسی به دست هارون رسید، کسی را فرستاد تا آن حضرت را از بصره به بغداد برده و نزد فضل بن ربیع زندانی کند. زندان فضل نیز همانند زندان عیسی بود. حضرت، ساعات شبانه روز را مشغول عبادت و مناجات بود؛ به طوری که فضل بن ربیع نیز به آن حضرت علاقه قلبی پیدا کرد. وقتی هارون دانست که فضل هم بر قتل آن حضرت اقدام نمی کند، ایشان را از خانه او بیرون برده و نزد فضل بن یحیی برمکی زندانی کرد.

انتقال به زندان غیر مسلمان

هارون با فرستادن نامه ای، فضل بن یحیی برمکی را نیز مکلف به قتل موسی بن جعفر علیه السلام نمود، ولی او از اطاعت هارون، سرباز زد و برخلاف دستور او، آن حضرت را اکرام و احترام نمود. سخن چینان و جاسوسان به هارون خبر دادند که موسی بن جعفر علیه السلام نزد فضل مورد تکریم قرار گرفته است. هارون با شنیدن این خبر، خادم خویش را به سوی بغداد فرستاد. او حامل دو نامه بود و بدون اطلاع قبلی نزد فضل رفت تا حال موسی بن جعفر علیه السلام را ببیند و از درستی خبر آگاه شود. وقتی دید که خبر جاسوسان صحیح بوده، یکی از نامه ها را به شخصی به نام «عباس بن محمد» و دیگری را به «سندی بن شاهک» داد. «عباس بن محمد» وقتی نامه هارون را خواند، فضل بن یحیی را طلبید و صد تازیانه به او زد. سپس امام کاظم علیه السلام را از خانه فضل بیرون برد و تسلیم سندی بن شاهک غیر مسلمان نمود.

سرپوش گذاشتن بر قتل

در روزهای شهادت امام کاظم علیه السلام هارون به شام رفت تا نشان دهد که در شهادت آن حضرت نقشی نداشته است. یکی از بزرگان بغداد نیز چنین خبر داد که روزی سندی بن شاهک مرا با جماعتی از بزرگان که هشتاد نفر بودیم جمع کرد و به خانه ای برد که موسی بن جعفر علیه السلام درآن خانه بود. وقتی نشستیم، سندی بن شاهک گفت: به این مرد بنگرید، آیا آسیبی جسمانی به او رسیده است یا نه؟ مردم گمان می کنند که ما آزار و اذیت بسیاری به او رسانیده ایم. وقتی سخن سندی به اتمام رسید، حضرت چنین فرمودند: «ای گروه بزرگان! آنچه درباره مکان و منزل و رعایت جسم من دیدید و شنیدید، ظاهری است و بدانید و گواه باشید که او مرا مسموم کرده است و فردا رنگ من زرد خواهد شد و پس فردا از خانه رنج و سختی رحلت کرده، به دار بقا و رفیق اعلی ملحق خواهم شد». از کلام امام علیه السلام لرزه بر اندام سندی افتاد و مانند شاخه های درخت می لرزید.

اوج در قفس

زمانی که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را مسموم کردند، وجود مبارکشان سه روز در آتش تب شدید می سوخت. بعد از سه روز زهر کار خود را کرد و هارون را به خواست پلید خود رسانید. آن حضرت مدت ها تنها و غریب، با غل و زنجیر و زهر جفا هم نشین بود تا سرانجام در 55 سالگی، به اجداد پاکش پیوست.

مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان,خلاصه زندگینامه امام هفتم امام موسی کاظم

تشییع اهانت بار

پس از شهادت امام کاظم علیه السلام سندی بن شاهک، بی شرمی را به نهایت رسانید و دستور داد چهار غلام سیاه، بدن شریف آن حضرت را بر تخته ای به دوش کشیده و روی پل بغداد گذاشتند و شخصی نیز پیشاپیش بدن شریف صدا می زد: «این امام رافضیان و خارج شدگان از دین است، ببینید که با مرگ طبیعی از دنیا رفته است.» مردم دور او جمع شدند، ولی اثر غل و زنجیر در پای آن حضرت، آشکارتر از آن بود که بتوان آن را پنهان کرد.

غسل و کفن

در روز تشییع جنازه امام هفتم، سیلمان بن ابی جعفر، عموی هارون که یکی از بزرگان دولت عباسی بود، از غلامانش پرسید چه خبر است؟ گفتند: سندی بن شاهک مردم را به دیدن جنازه موسی بن جعفر علیه السلام دعوت می کند. او دستور داد که هر طور شده جنازه را از سندی بن شاهک بگیرند. بعد آن را در چهار راهی گذاشته و ندا کردند: هر کس می خواهد پاکیزه ترین انسان ها را ببیند بیاید. سپس بساط غسل و کفن برپا ساختند.حاضران گمان می کردند که آنها امام علیه السلام را غسل می دهند و کفن می کنند؛ حال آنکه امام رضا علیه السلام آن کارها را انجام می داد و آن ها او را نمی شناختند؛یعنی حضرت با قدرت امامت، از مدینه برای غسل و کفن پدر بزرگوارشان به بغداد رفته بودند.

خبر شهادت امام کاظم علیه السلام در مدینه

یکی از خادمان امام کاظم علیه السلام گفته است: وقتی آن حضرت را از مدینه می بردند، به فرزندش امام رضا علیه السلام چنین فرمود: «تا زمانی که من زنده ام، هر شب در دهلیز خانه بخواب.» ما هر شب رختخواب حضرت رضا علیه السلام را در دهلیز خانه پهن می کردیم و آن حضرت بعد از نماز عشا می آمد و می خوابید و صبح به منزل خود برمی گشت. چهار سال این کار ادامه داشت. یک شب آن حضرت نیامد و اهل خانه از نیامدن ایشان به وحشت افتادند. فردای آن روز علی بن موسی الرضا علیه السلام نزد ام احمد، بانوی خانه آمد و فرمود: «امانت پدرم را به من تحویل بده.» آن بانو با شنیدن این سخن فریاد کشید و با گریه گفت: واللّه مولای من وفات کرده است. امام رضا علیه السلام او را اکرام کرد و فرمود: «آرام باش تا خبر رحلت پدرم به والی مدینه برسد.» چند روز بعد خبر شهادت آن حضرت به مدینه رسید و معلوم شد که شهادت امام کاظم علیه السلام در همان شبی روی داده بود که امام رضا علیه السلام به خانه نیامد.

فضیلت زیارت امام کاظم علیه السلام

شخصی از محضر مبارک امام رضا علیه السلام پرسید: ثواب کسی که قبر پدر بزرگوارتان را زیارت کند چیست؟ حضرت در جواب فرمودند: «ثواب و فضیلت کسی که او را زیارت کند، مانند ثواب کسی است که قبر امام حسین علیه السلام را زیارت نماید». در روایات دیگری نیز زیارت آن حضرت را مانند زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علی علیه السلام بیان فرموده اند.

سلامی به محضر باب الحوائج

سلام بر تو ای مولای من، ای موسی بن جعفر و رحمت و برکات خدا بر تو باد. شهادت می دهم که تو امام و پیشوای هدایت کننده امتی و ولی بر حق و رهبر خلق تویی. تو منبع فروفرستادن وحی الهی و صاحب مقام علم تأویل کتب آسمانی هستی. مقام کامل علم و عدالت و صدق و حقیقت و عمل خالص از آن توست. مولای من! از دشمنانت سخت بیزارم و دوستی تو را وسیله نزدیکی به خدا قرار داده ام. رحمت و درود و برکات خدا بر تو و پدران و اجداد و فرزندان و شیعیان و دوستان تو باد.

خردورزی در منظر امام کاظم علیه السلام

یکی از سخنان پر ارج امام کاظم علیه السلام بیاناتی است که به هشام درباره توصیف خِرَد ایراد فرموده اند. در بخشی از آن چنین آمده است: «ای هشام! هر چیزی را نشانه ای است و نشانه خردورز، تفکر و نشانه تفکر، سکوت است و هر چیزی را مَرْکبی است و مَرْکب خردورز، فروتنی است. ... به راستی خردورز کسی است که حلال، او را از سپاسگزاری باز ندارد و حرام، بر صبر او غالب نشود. ای هشام! هر کس سه چیز را بر سه چیز مسلط سازد، گویی در نابودی خرد خویش هوای نفسانی اش را یاری رسانیده است: هر کس با آرزوی دراز، روشنی خردش را تاریک کند و با پرگویی، نکات جالب انگیز حکمتش را محو سازد و با شهوات نفسانی، روشنی پندگیری و عبرت را خاموش کند، گویی هوای نفسش را در نابودی عقلش یاری رسانده است. هر کس چنین کند، دین و دنیای خویش را تباه ساخته است».

 

منبع:پاد وخاطره شهدا

 

 مروری بر زندگی موسی بن جعفر امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان,خلاصه زندگینامه امام هفتم امام موسی کاظم

کلمات کلیدی:

زندگینامه امام موسی بن جعفر,خلاصه زندگینامه امام موسی کاظم,زندگینامه امام کاظم,زندگینامه امام هفتم,مروری برزندگی امام موسی بن جعفر,زندگی امام موسی کاظم,زندگینامه دوازده امام,زندگینامه چهارده معصوم,مروری برزندگی پربار امامان معصوم



نوع مطلب : ائمه اطهار، 
برچسب ها : زندگینامه امام موسی بن جعفر، خلاصه زندگینامه امام موسی کاظم، زندگینامه امام کاظم، زندگینامه امام هفتم، مروری برزندگی امام موسی بن جعفر، زندگی امام موسی کاظم، زندگینامه دوازده امام،
لینک های مرتبط :
شنبه 27 مرداد 1397 08:15 قبل از ظهر
خداوند از مومن ادای تکلیف را می خواهد، نه نوع کار و بزرگی و کوچکی آن را. فقط اخلاص، و با دید تکلیفی به وظیفه توجه کردن...
**شهید مهندس مهدی باکری**

سلام ونور..
ممنون از حضور و لطف شما و ارسال مطالب بسیار زیبا و ارزشمند..
ان شاءالله مومن مکلف و وظیفه شناس باشیم..
در پناه خدا و امام زمان(عج) زهرایی بمانید.
التماس دعای فرج و عاقبت بخیری با شهادت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا