تبلیغات
یاد و خاطره شهدا - دلنوشته هایی برای شهدا
 
یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر

دلنوشته هایی برای شهدا,شعر ودلنوشته وقطعات زیبا برای شهیدوشهادت وشهدا


کجایند آنان که در صحنه پیکار ، شمشیرهاشان را از غلاف بیرون کشیده ، هر گوشه از میدان نبرد را دسته دسته و صف به صف فرا می گرفتند ؟

آنان جوانمردانی بودند که در پایان هر مصاف از بقاء زندگانی بازگشته از کارزار سپاه خود ، شادمان نمی شدند و از بابت مرگ سرخ کشتگانشان از کسی تسلیت نمی خواستند ، چشمانشان از شدت گریه خوف بر درگاه جلال ربویی به سفیدی گراییده ، شکم هاشان بر اثر روزه داری لاغر گشته و پوست لبانشان بر اثر مداومت بر دعا و ذکر حق خشکیده.

رنگ رخسارشان از فرط شب بیداری زرد گشته و غبار فروتنی و تواضع چهرهاشان را پوشانده آنان برداران من هستند که از این سرای فانی سفر می کنند پس سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و از اندوه فراقشان انگشت حسرت بر لب بگزیم .

برگرفته  از کلام امیرالمومنین امام علی (ع) - نهج البلاغه - کلام 120

این رسم ما نبود که ز باران جدا شویم . در هجوم وحشت شب بی صدا شویم این عهد ما نبود که در انتهای راه . ما بین کوچه ها تک و تنها رها شویم آن روزها که شوق شهادت به سینه بود. توفیقمان نبود که شبیه شما شویم رفتید تا همچو پرستو رها شوید . ماندیم ما که همنفس سرفه ها شویم ای کاش می شد از لبتان ساغری زنیم . تا همنشین و هم نفس آل عبا شویم رفتید خوش به حال شما یادمان کنید . شاید که با نسیم دعاتان دوا شویم

صادق عباسی از بوشهر

 

خوشا به حال آنان که پروازشان اسیر هیچ قفسی نشد ، و هیچ بالی اسیر پروازشان نساخت .. خوشا به حال آنان که از رهایی رهیدند ، و بال و بال جانشان نشد . خوشا به حال آنان که ..... خوشا به حال ما ، اگر شهید شویم .

صادق عباسی از بوشهر

دیار شیرمردان عرصه نبرد ، دیار رئیسعلی دلواری ماهینی و نسترن

 

 شهادت به خون و تیر و ترکش نیست ، آن روز که خدا را با همه چیز و در همه جا دیدیم و نشان دادیم ، شهید شده ایم ... / صادق عباسی

 

ای شهیدان کاش می شد شافع ما هم شما ها می شدید.... عشق یعنی استخوان و یک پلاک سالها تنهای تنها زیر خاک / علی احمدزاده

 

 می آرمت از لابه لای جان به دفتر، تا در سرود من بمانی جاودانه، می جویمت در آسمان در برگ در آب، می پرسمت ازقله های بی نشانه

 

 

شهادت قسمت ما میشد ای کاش،شهدا خیلی دلم گرفته دلم از زمینیان گرفته یکشب از آسمان صدایم کنید.یکی مثل شما و شهید مسلک میخوام

 

از دفتر دل نوشته معراج شهدای اهواز؛

ای عزیزانِ با آبرو! شماگمنام نیستید ،شما معروف تر از همه اید ، این منم که در این دنیای فانی گم شده ام ،

کمکم کنیدتاپیدا شوم...

آمدم نگاهم را با نگاهتان گره بزنم ، پس چشمان ظلمت زده مان را روشن کنید ، آمدیم تا جا پای قدمهاتان بگذاریم ،

 

سلام بر تن‏های بی‏سر،
سلام بر سرهای بی‏پیکر،
سلام بر جنازه‏های دربه‏در،
سلام بر مادرهای بی‏قبر،
سلام بر قبرهای بی مادر

 از دفتر دل نوشته معراج شهدای اهواز؛

دلنوشته هایی برای شهدا,شعر ودلنوشته وقطعات زیبا برای شهیدوشهادت وشهدا

من قول می دم حرف خدا رو گوش بدم...

 

رسم گمنامی عجب عمق عظیمی دارد.که اهل آن هر چه در گمنامی پیش میروند به پایان خط نمی رسند.

 

این خاک پذیرای گمنامانی است که عرش عظیم آرزوی به آغوش کشیدنشان را دارد.

 

خوشا به حال دیوارهای کوتاه کوتاه که هنوزهم عکس شهید توی سینه هایشان دارند!

خوشا به حال کوچه پس کوچه های باریک باریک که تابلو نام شهید توی دستشان گرفته اند!

خوشا به حال درختها که هنوز هم شکوفه هایشان را با نام شهداباز می کنند و برگهایشان را به بوی شهدا طراوت می دهند!

خوشا به حال مسجد که هنوز سنگر شهداست و دورتادور پیشانی اش ، پیشابندی از عکس شهدای مسجد پیداست!

خوشا به حال گلدسته ها که باز هم در آسمان شهر،سنجاقک نام شهید می پراکنند!

خوشا به حال شقایقها و آلاله ها که هنوز به نام شهدا گل میدهند!

خوشا به حال کوله پشتیها که هنوز هم یاد شهید می دهند و در رگهایشان نفس شهدا جاری است!

خوشا به حال گل که بوی شهید می دهد!

خوشا به حال جبهه ها که شهید آبروی آنهاست !

خوشا به شلمچه که نامش به خاطر شهید ،آسمانی شده است !

خوشا به حال خرمشهر که به خاطر شهدا زبانزد دنیاست!

خوشا به حال چفیه که یادگار شهید است و اشک توی تار و پودش نهفته!

خوشا به حال شهید که همسایه ی دیوار به دیوار مهربانی بی پایان خداست وهم صحبت خدا!

ما هیچ وقت با شهدا خداحافظی نمی کنیم. ما میخواهیم هر کداممان سایه ی یک شهید برروی زمین باشیم تا اگر برما نسیم بوزد ، به رقص در آییم ؛ واگر  آفتاب ایمان بر تنمان بنشیند ،به پرواز درآییم.ما میخواهیم ادامه دهنده ی راه شهدا باشیم.

نعیمه درویشی

 

بهای شهادت

سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !

دیده ایم كه تك سایزها را به حراج میگذارند،.. به خاطر مشتری كم شان،..  

ولی تك سایز شهادت را مزایده ای میفروشند،

هر كسی بابت اش بهای بیشتری بدهد، میدهند اش به او،

بیشترین بها، كه عبارت خوبی نیست، به جایش مینویسم

تمام دار و ندارش

 

شهیدان هشت سال خون و حماسه و ایثار ،ندای حسین زمان را لبیک گفتند و با آغوش باز خود را به خدای خویش سپردند.آیا اینک مارا توان چنین کاری هست؟

آیاما خاکستر نشینان دنیا زده توان بریدن از زرق و برق این جهان را داریم؟ واگر نه چرا از فیض شهدایمان بهره ای نبریم؟ مگر آنان اسوه کمال گرایی و حق طلبی نیستند؟

شهدا را شمع محفل بشریت دانسته اند ؛ اکنون در ظلمات دنیا طلبی از نور باطن شهدا بهره می بریم و خد را به جویبار زلال بندگی خداوند بسپاریم. ای شهیدان خدایی ، در این کویر ظلمت زده ما را تنها مگذارید.

 

دلنوشته هایی برای شهدا,شعر ودلنوشته وقطعات زیبا برای شهیدوشهادت وشهدا

 

دست مارا بگرید تا به احسن صراط رهنمون شویم.

وآنان که پیوستند ، رستگار شدند و آنان که بر حماقت ابو جهل گونه ی خود اصرار داشتند؛ وجعلنا جهنم للکافرین حصیرا!

باشد که خدای شهیدان و هر چه هست و نیست یاریمان نماید که در کلام الله فرمود: یخرجونهم من الظلمات الی النور

ای شهیدان ، از عرش فرود آیید تا با هم سفری داشته  باشیم به دنیای زیبای خاطره ها ، به حرمت همرزمان  همسنگران دیروز خود ، لحظه ای را در کنار ما باشید . بیایید با هم به سرزمین یاد ها برویم و یادی از گذشته ها کنیم.

روزگاری که کافران و ملحدان ، لحظه ای از بیم حمله رعداسای ما آسایش و آرامش نداشتند. در آن روز ها ما در اوج قله عزت و افتخار ، درس استقامت و مردانگی به مظلومین جهان می دادیم و برای حفظ دین خود ، تمامی دنیای ظالمین را نشانه گرفته و یک تنه به ستیز شرک و نفاق رفته بودیم . روزهایی که فاصله ما تا شهادت از تار مویی کمتر بود و به امید رسیدن به آن و اتصال به رحمت خداوندی ، گوی سبقت از یکدیگر می ربودیم و همیشه در انتظار دیدار عزیز زهرا (س) با پیراهن بسیج و جسم خونین بودیم .

 

 

بیایید با هم یادی کنیم از لحظات وداع یاران

یادی از خون نامه ها و عملیات ها ، یادی از تفنگهامان ، از کوله پشتی ، بند حمایل ، جیره جنگی و سربند های سبز و سرخ. یادی از درد و دل ها ، خال هندی ، سیمینوف ها ، چهچه تیر بار ها ، یاد آهنگ دوشگا ، خمپاره ۶۰ بی صدا ، نعره خمپاره ۱۲۰ ، ترنم مینی کاتیوشا.

یادی از خاکریزها و کانال های پیج در پیچ ، سنگر های کوتاه ، نماز های نشسته ، اتوبوس های گل آلود ، یاد قول های شفاعت ، صیغه های اخوت – یادی از چادر های خاک گرفته ، رزم های شبانه ، نمازهای جماعت ، زیارت عاشورا، مناجات شعبانیه ، کمیل ها و توسل ها ، عزاداری های بی ریا و خالصانه ، واقعه خواندن ها. دعای سفره ، ندبه ها که چگونه به بسیجی ها عشق می ورزید و خاک پوتین آنها را توتیای چشم خود می دانست .

یادی از کرخه ، یاد فکه ، حاج عمران ، سومار ، یادی از خرمشهر ، شلمچه و آبادان ، یادی از فاو ، مهران ، گیلان غرب ، یادی از پادگان حمید ، جزیره مجنون ، هویزه. یادی از ماووت ، حلبچه ، شاخ شمیران و …

و بالاخره یاد شما شهیدان در خون خفته که تنها مونس ما در این دنیای فانی است . یاد شمایی که به قله نور و هدایت و کاروان فلاح و رستگاری پیوستید و ما را با حسرتی روز افزون ، بر جای گذاشتید تابمانیم و از اینکه بر جای مانده ایم از قافله عشق ، سرشت از دیدگان بیفشانیم. شما که هر کدام چونان چراغ هدایت ، هدایت گر جمعی از یاران خود بودید. یاد شما که هر کدامتان اسوه ای برای دیگران بودید .

آری یاد شما همیشه زنده خواهد ماند و خون شهدا پیروزی اسلام را تضمین خواهد کرد .آرام بخوابید ای شهیدان ، آرام بخوابید و در کنار مولای خود خمینی (ره) متنعم باشید . ما بیداریم و با پیمودن راه شما ، مولایمان خامنه ای را یاری خواهیم کرد.

 

گاهی باید نوشت...
باید نوشت از رشادت مردانی که خود را جوهر قلم ما کردند تا بنویسیم «اسلام و مسلمان» پاک و منزه است خدایی که مرا لایق وصل سرزمین دلدادگی دانست و به من لطف خود را شامل کرد تا به سرزمینی قدم بگذارم که به سرزمین خون و عشق و لاله های پرپر شده شناخته شده است.

جایگاه مقدسی که بدن های آزاد مردانی بر روی آن تکه تکه شده بود به خوبی می شد وجود نازنینشان را حس کرد.

حتی من رد چکمه های  آن ها را بر روی خاک حس می کردم.
چه تن هایی که روی همین خاک ها به خون غلتیدند و چه آغوش هایی که با لذت برای شهادت گشوده می شد.

با چشمان بسته جوانان و نوجوانان و حتی پیرمردهایی را دیدم که برای حفظ سرزمین و ناموسشان خود را طعمه ی چرخ های بی رحم تانک کردند.

دیدم شیرمردانی را که سرشان متلاشی از خمپاره ها بود.

شنیده بودم از کسانی که پا به این صحرای عرفات گذاشته بودند.
از عمق وجودم ایثار و از خود گذشتگی آن ها را حس کردم.
ایثاری که تنها راه قدردانی آن، ادامه دادن راهشان با بصیرت است.

با چشمان بسته زیر لب گفتم: (شهدا برای همراهی آماده ایم)
زمزمه ای شنیدم.
زمزمه ی رزمندگانی که زیارت عاشورا می خواندند.
چشم که باز کردم لاله ی سرخ رو برویم بودند.
گونه هایم تر شد و فقط گفتم: لبیک یا حسین

 

 دلنوشته هایی برای شهدا,شعر ودلنوشته وقطعات زیبا برای شهیدوشهادت وشهدا

سلام شهدا، دعا کنید واسمون

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام رفیقم ….

سلام لاله خونینم….

سلام همراه من در سخت ترین شرایط زندگی….

سلام یاور امام زمانم ….

سلام شهیدم …

قراره باهات روی کاغذ حرف بزنم . خیلی حرف داشتم اما ذهنم یه دفعه خالی شد . انگار هیچی ندارم برات بگم .

الان اینجام کنار شما ٬ کنار تربت پاک شما ٬ شما شهدای گمنام ….

گمنامید اما از همه مشهورتر …

این روزا دل همه خونه ٬ دل آقام ٬ دل رهبر ٬ دل شما ٬ دل مردم و دل من …

تو دلم خیلی چیزاست که به کسی نمی تونم بگم جز به شما .

آی شهدا ….

تا کی این همه نامردمی ها …

پس کی آقامون میاد .

اون آقایی که این روزا از همه مظلومتره . حتی از جد بزرگوارشون مولا علی (ع).

شما دعا کنید ….

دعا کنید برا ظهور آقام …

دعا کنید برا دل آقام برا دل من برا دل ….

برام دعا کنید…

می گن به هرکی بگی التماس دعا یه دینی میشه به گردنش و باید برات دعا کنه .

پس شما هم برام دعا کنید.

برا همه دعا کنید .

دعا کنید که شرمنده نشم …

شرمنده خدا ٬شرمنده آقام ٬ شرمنده رهبر ٬ شرمنده شما و شرمنده دلم …

آی شهدا التماس دعا …

 

 دلنوشته هایی برای شهدا,شعر ودلنوشته وقطعات زیبا برای شهیدوشهادت وشهدا

کلمات کلیدی:

دلنوشته شهدا,دلنوشته هایی برای شهدا,جملات زیبابرای شهیدوشهادت وشهدا,قطعات زیبا برای شهدا,نوشته های شهیدوشهادت وشهدا,شعرودلنوشته شهدا,دلنوشته برای شهدا



نوع مطلب : فرهنگ ایثار و شهادت، مقالات و مطالب فرهنگ ایثار و شهادت، شعر،متن ادبی،کلام زیباو دلنوشته، 
برچسب ها : دلنوشته شهدا، دلنوشته هایی برای شهدا، جملات زیبابرای شهیدوشهادت وشهدا، قطعات زیبا برای شهدا، نوشته های شهیدوشهادت وشهدا، شعرودلنوشته شهدا، دلنوشته برای شهدا،
لینک های مرتبط :
شنبه 27 مرداد 1397 08:19 قبل از ظهر
سربازان امام زمان(عج) از هیچ چیز جز گناهان خود نمی هراسند...
**سیدشهیدان اهل قلم شهید مرتضی آوینی**
سلام ونور..
بسیار زیبا..
در پناه خدا و امام زمان(عج) زهرایی بمانید.
التماس دعای فرج و عاقبت بخیری با شهادت...
یکشنبه 19 فروردین 1397 03:45 بعد از ظهر
با سلام

مطلب خوبی بود

با تشکر
یکشنبه 19 فروردین 1397 03:38 بعد از ظهر
من ِ شیعه چه کرده ام با دل مولا !! چه کرده ام برای ظهور مولا؟؟
اصلا کجای لشکرم؟؟

با سلام و صلوات خداقوت با احترام دعوتید به قرائت متن با موضوع رمز ظهور امام زمان عج توام با مشاهده کلیپ کم حجم و تاثیر گذار ، مهدی یاور ِ منتظر حتما این کلیپ را مشاهده نمایید. منتظر نظرات همیشه ارزشمند و پربار مهدویتان هستیم . بسم الله...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا