تبلیغات
یاد و خاطره شهدا - فرازی از چند وصیتنامه شهدا
 
یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
خلاصه وصیتنامه شهدا,فرازی از چند وصیتنامه شهدا,کلام شهدا

شهید مسعود كرمی پورشمس‌آبادی

جنازه‌ام را آرام حركت دهید؛ و چون پدر و مادرم در قید حیات نیستند دو شمع بر مزارم روشن كنید، یكی به جای پدرم و دیگری به جای مادرم تا در عزایم اشك بریزند و دوستان عزایم را به جای عروسی گرم نگه دارند.

 

 

شهید غلامعباس قره‌داغی

تابوت مرا بر جای بلندی بگذارید تا باد بوی بدن مرا برساند. دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا مردم بدانند كه با خود چیزی نبرده‌ام. چشمانم را باز نگه دارید تا بدانند كوركورانه نمردم. دهانم را باز بگذارید تا مردم بدانند كه با گفتن كلمة لااله الا الله به شهادت رسیدم.

شهید محمدرضا حسینی میرمحله

هان ای مستضعفان ای شهیدان هر قطره از خون شما كه ریخته شود دلاوری می‌پرورد كه می‌رزمد. او می‌رود همان راهی را كه حسین بن علی رفت. ما هم می‌آییم. بله، خوشا آنان كه رفتند، با دلی مطمئن و در یك لحظه كوتاه به وصال رسیدند و شهید شدند.

 

شهید صبرعلی لطفی‌مقدم

اگر با مرگ من شب تار مظلومی پر نور می‌گردد، پس هزاران بار مرا بمیراند، اگر با ریخته شدن خونم انسانی آگاه می‌گردد پس بهای آگاهی تمام انسانها را با قطرات خونم می‌پردازم. اگر با گمنام مردن من آیین خدا جاوید می‌ماند، پس جنازة‌ مرا در دوردست‌ترین نقاط غربت خوراك كركسان كنید. اگر پیكر خونینم باید وسیله‌ای برای یاد خدا گردد، پس وای بر من اگر در خون خود خدا را نیابم. و اگر با دوری من از خانواده‌ام دلهایی به یاد خدا خاشع می‌گردد، پس ای بهترین كسانم از من دوری جویید.

 

 

شهید عباد اكبری

ما پیروزیم برای اینكه خدا با ماست. ما پیروزیم برای اینكه اسلام پشتیبان ماست. ما پیروزیم برای اینكه ایمان داریم. ما پیروزیم برای اینكه شهادت را در آغوش می‌گیریم. آری ما پیروزیم چون جنگمان به خاطر خداست.

 

شهید محمد حیدری درمنی

آری، «هر كسی تو را شناخت جان را چه كند»، كسی كه تو را بشناسد، دیگر دلبستگیها را فراموش می‌كند، ‌همه چیز را از یاد می‌برد و همه چیز را در تو می‌بیند. در این مرحله، برای او در عالم جایی نیست و این جهان برایش چنان كوچك و حقیر جلوه‌گر می‌شود كه احساس خفگی می‌كند.

 

شهید محمدرضا فرزانگان بیدگلی

قبلاً بدون شناخت بودم، قبلاً مانند این بود كه كوری باشم و در شب حركت كنم،‌ یعنی هم خودم از نظر قلبی نوری و جلوه‌ای نداشتم، و هم اینكه در محیط تاریك مادیت حصاری دیگر برای خود به وجود آورده بودم. اما، حالا سر از پا نمی‌شنام و هیچ چیز برایم مشكل نیست و آماده آماده‌ام برای «شهادت» و همه فكرم و مركزیت فكرم و جزء جزء كوچك آن نیز به لقاءالله می‌نگرد و آرزویی جز شهادت ندارم. و برای رسیدن به این وسیله ـ كه تنها آن مرا به هدف می‌رساند ـ تلاش می‌كنم، و دیگر دنیا برایم تنگ است و همه زیبایی‌های دنیا برایم زشت جلوه می‌كند، و فقط به آن معبود كه خدا باشد، فكر می‌كنم./

 

شهید علیرضا علی‌مددی

اكنون می‌روم كه با خدایم ملاقات كنم و آتشی را كه در درونم مشتعل شده خاموش نمایم، و به سوی لانه با صفای جبهه پرواز می‌كنم تا دشمن بداند سنگر هیچ موقع خالی نمی‌ماند. خدا را شكر كه توفیق یافتم در راه مبارزه حق علیه باطل شركت كنم و آنچه دارم در طبق اخلاص نهاده تقدیم ایزدمنان كنم./

 

شهید حسین محمودی
اكنون كه این وصیتنامه را می‌نویسم در مكان پاكی هستم كه سجده‌گاه عزیزانی بود كه در دل شب سر و صورت بر روی خاك گذاشته و با معبود خود راز و نیاز می‌كردند، و اكنون روی به سوی وجه الله و ملائكه الله دارند، و من شرم دارم كه در این مكان باشم چون خود را لایق این نمی‌دانم كه در اینجا باشم. اما شاید این هم یكی از الطاف اوست كه من بیایم و خود را بسازم امیدوارم كه باز هم یاریم دهد و دستم را بگیرد و مرا از زندان نفس نجاتدهد و با این كار مرا در روز قیامت سربلند و روسفید گرداند و توفیق دهد كه ادامه دهندگان راه امام حسین و اصحابش و شهدایمان باشم.

 

 

شهید هاشم حاجی ابراهیمی

به خدا قسم كه شیرین تر از معراج در این دنیا لذّتی نیست، نصرت و فرج را باید از خدا بخواهیم بیایید با دلمان سخن بگوییم و از اعماق وجودمان او را صدا بزنیم و روحمان را به درگاه او روانه سازیم.

 

 

شهید محمد زارعی

خدای بزرگ را سپاسگذارم كه به من عمری عطا كرد و با راهی آشنا كرد كه این راه را خودش دوست داشت. من خود چیزی نیستم، آنچه د رمن است و بهتر از همه ستارالعیوب است. ای كاش شیطان نبود كه مرا وسوسه كند. وای كاش دنیا چیزی نبود كه به آن دل بندم، و ای كاش همة‌ وجودم عشق به خدا بود و عشق رسیدن به لقاء حق؛ عشقی كه ارزشی والا دارد؛ ولی در دنیا كسی همیشه بهره‌مند از آن نیست. شاید خیلی از بندگان خاص خدا همیشه بهر‌ه‌مند باشند، اما من نیستم. ولی احساس می كنم عشقی بالاتر از عشق به خدا نیست و برای رسیدن به این عشق و معشوق حاضرم، جسمم قطعه قطعه شود، نه یك بار بلكه بارها. كسی كه عشق او را داشته باشد دنیا برایش مفهومی ندارد دنیا در نظرش زیبایی ندارد، دنیا برایش تنگ است و تنگتر از قفس برای بلبل.

 

 وصیتنامه شهدا,فرازی از چند وصیتنامه شهدا,کلام شهدا

 

شهید محمد حذری

خدا را به شهادت می‌طلبم كه قلبم مملو از عشق به اوست. می دانم كه مرا یارای فنا شدن در حق نمی‌باشد اما اگر سعادت یاور گردد آنگاه آری. و اكنون خدا را شكر می‌كنم از اینكه سعادت به شهادت رسیدن را نصیبم نموده است و عاقبت الطاف بی‌نهایت خویش را در حق این كمتر بندة‌ گناهكار به سرحد شهادت رسانیده است. اكنون در بی‌نهایت نعم الهی این عبد مذنب نظاره‌گر آنچه هست كه پیش از این كوردلان توحّش و مؤمنان نشئه‌ای دیگر می نامندش. شما ای حاضران به حق در صحنة نبرد ای مریدان برتر امام زمان شهادت دهید كه در انتهای ایمان هجرتی است و در انتهای هجرت جهاد و اتمام این مسیر و رسیدن به نقطة‌ ایثار و تحقّق آرمان برتر مكتب تشیّع سرخ علوی یعنی شهادت می‌باشد. و ما شهیدان زندگان همیشه حاضر و ناظر تاریخیم و ما مریدان شهید برتر كربلا حسین امام انس و جانیم. آری روزی خورندگان خوان الهی شهید رسیده به لقاءالله هستند.

 و مرا نیز این عبد مذنب چنین باشد، و چه سعادت بزرگی است اكنون كه جاری در سیلاب خروشان «لااله الا الله» زیر پرچم سرخ تشیّع گام به جای گام امامان علی آن شیرمرد صحنة نبرد و پارسای خاضع و خاشع، آن كتابی كه در آن شكی نیست و هدایتگر تقواپیشگان است، می‌گذاریم.

«ركعتان فی العشق لا تصنحُ وضوء هما الّا بالدّم» كه در عشق دو ركعت است و وضویش صحیح نمی‌باشد الّا به خون. آری، كه من در نیّت نماز عشق عاشقانه رضای معشوقم را طلب نموده‌ام و با هراس و یقین از آمدن آن ساعت معلوم دوباره من شهادت به حقانیّتش می‌دهم. «اشهد ان لا اله الا الله» كه ذات اجل پروردگار می‌فرماید: یستعجلُ بها الذِینَ لایؤمنونَ بِها والذینَ آمنوا مُشفقونَ منها و یَعلَمُون انّها الحَقّ» و من اكنون چه سان با شما سخن می‌گویم الا كه «ونحن شواهدك» كه ما به دیدار تو می‌آییم هرگز یادم نمی‌رود كه پیش از این در دنیا می‌گفتم:

حجاب چهرة جان می‌شود غبار تنم خوشا دمی كه از این چهره پرده افكنم

و اكنون من همراه با الطاف بی‌نهایت الهی به آن نشئة‌ خوش رسیده‌ام و به هو سوگند كه هرگز سوداگر نبوده‌ام و راضیم به رضای او بی‌ترس از جهنّم و شوق دیدار بهشت، زیرا كه من تنها او را می خواهم حق را حق را، حق را. كه یكی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الّا هو.

 

 

شهید رضا عزیزی

شكر خدا را كه توفیق یافتم در راه مبارزة حق علیه باطل شركت كنم و آنچه را كه دارم در طبق اخلاص نهاده تقدیم ایزد منّان كنم. و آنچه حسین(ع) و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه‌وار دور آن می‌گشتند، من هم آن را بازیابم، یعنی شهادت و دیگر اینكه هیچ قطره‌ای در مقیاس حقیقت در نزد خدا، از قطرة خونی كه در راه اسلام و خدا ریخته می‌شود بهتر نیست، و می‌خواهم با این قطرة خون به معشوقم برسم.

 

 

شهید رضا زارعی

سپاس می‌‌گذارم خدایی را كه بر من منت نهاد كه قبل از مرگم حجت و امام خود را بشناسم، و بعد از این شناخت و هدایت مرا از لغزش نجات داد و امكان این را داد تا ناخالصیهایم را بزدایم و همواره تا هنگام مرگ نیز از او می‌خواهم كه ایمانم را خالص گرداند.

 

شهید علی چنگشی

از خداوند قادر متعال تشكر و تقدیر می‌نمایم كه بالاخره عمر داد تا در زمان حكومت نظام جمهوری اسلامی تنفّس كنیم، به طوری كه در این نظام چون هدف پیاده كردن احكام الهی است، هر كسی در این مسیر حركت كند و سعی در كمك به ثبات نظام و یاری مسئولین و خادمین این نظام كند، در هر حالتی كه باشد، در حال عبادت است.

 

شهید ابوالقاسم فلاح‌پور

سپاس خداوند تبارك و تعالی را لازم می‌دانم كه مرا به آرزوی دیرینة خودم رساند، و به تقاضای من لبیك گفت و مرا از دنیای فریبنده و تو خالی به سوی خود كشاند.

 

 

شهید حسین سجودی فشتنی

خدایا تو را ستایش می‌كنم، همانگونه كه پیامبران به درگاه تو حمد و ثنا می‌كردند و تو را با دل و زبان كه اولیا و بزرگان مقرّب درگاهت ستایش و تسبیح می‌كنند پرستش می‌كنم، چون هیچگاه دوست نداشته‌ام وندارم كه در مرگ طبیعی از دنیا بروم. و خدا می‌داند كه هر بار اسم شهدا و یا چهرة نورانی آنها را می‌بینم برخود می‌لرزم و احساس شرم می‌كنم. خدایا توفیق شهادت را به من عطا فرما، چرا كه شهید یعنی حاضر گواه الگو و شهادت حركتی است در گریز از پوسیدگی. شهادت اوج حركت یك انسان است. خداوندا، مرا شهید بمیران كه شاید خون من قطره‌ای باشد از خونهایی كه برای استقرار وطن و میهن دین و ناموس من ریخته شده است.

 

 

شهید محمدرضا رادی

خدایا دوست دارم مثل شمع بسوزم و از قطرات خونم غنچه‌های عشق و عرفان و فداكاری بشكفند تا به دیگران فروغ عشق و جاودانگی ببخشم.

 

شهید محمدرضا كاظمی

وقتی آفریدگار و ارباب خودم را با اینهمه محبت مهربانی، كرم،بخشش، و عطوفت و گذشت و بزرگواری و دوست داشتنی یافتم، عاشقش شدم. در این میان دیدم راهی برای رسیدن به او ندارم و خیلی ناراحت بودم كه چرا نمی‌توانم به او بپیوندم تا اینكه برای آخرین بار هم مرا طلب كرد و به جبهه اعزام شدم و در این موقع بود كه بیشتر شیفتة ‌او شدم. همیشه آرزویم این بود كه مانند آبی كه گرم می‌شود و تا آخر بخار می‌شود خداوند هم نور ایمان و گرمای اسلام را كه از او سرچشمه می‌گیرد، آن قدر به من بتاباند تا من هم مانند آب بخار شوم و یا آتش گرفته مانند شمع بسوزم و باعث روشن شدن طریقة‌اسلام شوم و از این سوختن لذّت برم تا دوری از خدا آزارم ندهد، چرا كه سوختن در راه خدا خود راهی برای رسیدن به خداست.

 اما هرچه پیش رفتم خود را تنهاتر و غمگین‌تر یافتم و دیدم به آن صورتی كه می‌خواستم نیستم و نمی‌توانم باشم.پیش خدا خجالت می‌كشیدم بگویم ارباب من، مولای من، عاشقت شدم. دیگر از خودم بدم می‌آید. می‌ترسیدم از كسی صحبت بكنم و ترسم از این بود كه غیبت بندة خدا را بكنم؛‌ و با وجودی كه همة‌كارهای نیك خود را فراموش كرده بودم و گناهانم را به یاد می‌آوردم، باز نمی‌توانستم شاهد سوختن خودم باشم. هرچه بیشتر زحمت می‌كشیدم و به خدا فكر می‌كردم كمتر احساس آرامش می‌كردم. می‌دیدم روز به روز از خدا فاصله می‌گیرم، همان خدایی كه یك روزی قبل از اعزام به جبهه عاشقش بودم. حالا وقتی می‌دیدم گناهكارم و نتوانستم و نمی‌توانم او را آن طور كه باید و شاید عبادت و ستایش كنم،

و نتوانستم شكر نعمتهای او را بكنم، روز به روز غمگین‌تر و از خودم ناراضی‌تر می‌شدم، حتی تا آنجا كه یك گوشه‌ای می‌خزیدم و از نافرمانی و گناهكاری خودم در رابطه با خدا پیش او شكایت می‌كردم و گریان و نالان از او می‌خواستم كمكم كند تا بتوانم او را خالصانه عبادت كنم. ولی باز هم نتوانستم، دیگر كم كم به بن بست می‌رسیدم و زنده بودن خودم را ننگ می‌دانستم.

 در این موقع بود كه دیگر از خدا خواستم این نفس را كه باعث تمام بدبختیهای من و رنج و عذاب روحم شده است از من بگیرد و از این بدن تنبل و ناسپاس بدم آمده بود و نفرت داشتم. روحم می‌خواست هرچه زودتر از این بدن معصیت كار و نافرمان جدا شود و این قدر زحمت رنج و عذاب در این بدن كثیف نكشد. بله، انسان وقتی گناه كرد دیگر نمی‌تواند مانند زمانی كه گناه نكرده است انتخاب كند، و احیاناً انتخاب هم كرد، نمی‌تواند به طور احسن راه را ادامه دهد.

و اگر همیشه به این فكر باشیم كه در محضر خداوند بزرگوار هستیم و در پیشگاه او قرار داریم و او را حاضر و ناظر كارهای خود قرار دهیم، دیگر هرگز گناه نخواهیم كرد. اگر انسان لذت عبادت را با حضور قلب و خالصانه و نیّت پاك درك كند دیگر نه تنها گناه نمی‌كند بلكه حتی خواب و غذا را فراموش می‌كند، چون لذّتی كه در عبادت با حضور قلب وجود دارد در هیچ چیز دنیا وجود ندارد، و انسان را چیزهای دنیایی اقناع نمی‌كند. به امید پیروزی رزمندگان اسلام این عاشقان طریق حسینی این اعجازهای زمان این خالصان پاك نژاد او، كه با قدمهای استوار و محكم خود خواب را از چشم دشمنان اسلام ربوده و آنها را به وحشتی عظیم انداخته‌اند.

خداوندا، این خلوص را روز به روز در قلب آنها بیفزا كه در راهت همچون شمع سوخته و اسلام را فروزان كنند.

 

 

شهید محمد شایجی

خدای من، نمی‌دانم چگونه شكر تو را بجای آورم؟ خداوندا، نمی‌دانم چگونه این فیض حضور در جبهه را نصیب من گردانیدی تا من در میان یاران امام زمان باشم؟ خدایا نمی‌دانم كه چرا حال دیگری به من دست داده است؟ نمی‌دانم كه چه خواهد شد؟ اما فقط این را می‌توانم درك كنم كه این دنیا مانند قفسی برایم شده است كه دیگر در اینجا نمی‌گنجم. خدایا می‌دانم كه چند ساعتی دیگر به وصل منو تو باقی نمانده است، ولی فقط یك درخواست دارم و آن این است كه نكند در این چند ساعت باقی مانده پیمان دوستی من و تو از بین برود. خدایا نكند ملاقات ما عقب بیفتد. خدایا تو مرا كمك كن. پروردگارا مرا ببخش كه تو را دیر شناختم و زمان ملاقات با تو را به تأخیر انداختم. خدایا من از این می‌ترسم كه مردم مرا به عنوان شهید تلقّی كنند اما تو این لقب را شایستة‌ من و اعمال من ندانی.خدای من خود به خوبی واقف و آگاهم كه لیاقت شهادت را ندارم، اما خودت این توفیق را به من عنایت فرما كه شهادت فقط در راه خودت باشد.

 

شهید محمدجواد میری

خداوندا تو گواهی كه هدف ما در این جنگ اعتلای كلمة حق و سرنگونی ستمگران است. این مردم جوانانی را از دست داده‌اند كه جزو بهترین جوانان بوده‌اند و هدفشان حفظ و برقراری اسلام و قرآن است. چقدر شهادت را دوست می‌دارم. مدتهاست كه همیشه دعا می‌كنم: خدایا مرگم «شهادت» در راه تو باشد. همیشه رنج می‌برم و احساس حقارت می‌كنم از اینكه به طور عادی بمیرم هرچند در هر حال راضی به رضای تو هستم اما مشیّت الهی نیز بر این است كه از پیشگاه باعظمتش همیشه چیزهای خوب را بخواهیم تا اگر شایستگی داشتیم عطا فرماید. دوست دارم كه شما نیز برایم دعا كنید تا مرگم در راه خدا باشد.

 

 

شهید حسین صالح غفاری

همیشه فكر می‌كنم آیا لیاقت آن را دارم كه به مسائل موجود در این سفر راضی شوم؟ نمی‌دانم آیا به اندازة یك بندة عاصی عاشق مستحق آن هستم كه مرا به مرحله‌ای از مقام رضایت برساند؟ وه كه چه شیرین است لبخند رضایت بر لبان یك بندة راضی. خدایا از تو می‌خواهم در آخرین لحظات حیات همچون اصحاب اباعبدالله قلبم مملو از عشق و ایمان به تو باشد. خدایا در آن لحظات من ضعیف النفس را از شرّ شیطان و نفس امّاره ملعونه حفظ كن. خدایا می‌ترسم در آن موقع از انجام این سفر به واسطة علاقه‌های زیاد دنیوی و سیاهی دل غمگین باشم، در آن صورت دنیا را كه قطعاً از دست داده‌ام و آخرتی هم نخواهم داشت. وای خدایا، چه وحشتناك است این چنین تصوری.

 

 

شهید اردشیر عین‌الله‌زاده

من كیستم؟ من باقیماندة‌ یك طبیعت بیجانم. آیا روح من در آیندة‌من جای گرفته؟ من همان باقیماندة‌یك خاكم عفریت مرگ روح مرا از آیندة‌من می‌خواهد. من كجا هستم؟ آیا در لابلای كهكشانها یا در آغوش یك سرباز جان باخته در سنگر؟ اكنون مشت خاكی در زیر خاك می‌رود. اكنون روح بی‌پایان بشریّت در پرتگاه قرار گرفته و روح من نیز یك قدم تا مرگ فاصله دارد، مرگ چیست؟ و من كیستم. مرگ یك اثر نفیس و بی‌شائبه است كه خالق بشریّت به صورت یك پدیدة‌ شگرف به طبیعت گسترانده است. پس چرا هم آغوش این طبیعت نشوم؟ چرا به سوی معبودم نشتابم؟ خدایا همچون مولایم امام علی ناله می‌زنم كه به خدائیت قسم كه به آتش دوزخ صبر خواهم كرد اما تاب و تحمّل فراقت را ندارم. خدایا مرا بخواه مرا به سوی خود رهنمون كن. پروردگارا عرصة‌ دنیا برایم تنگ است. مرا به سوی خود بخوان كه من تو را می‌خوانم. اگر این بار به سویت نتوانستم بیایم و در این امتحان تجدید شدم مطمئن هستم كه در آینده و آیندة نزدیك به سویت خواهم شتافت.

 

 

 

آیا می‌خواهیم كه خود را در مرداب دنیا بیندازیم و دانسته در‌آن كوشش كنیم.و با هر كوششی دنیوی بیشتر درون آن فرو رویم؟ اما نه من این ذلّت را نمی‌خواهم، زیرا كه خدا آن را نمی‌خواهد. پس، ای خداوند باعزّت و قرب مرا دریاب كه سخت به آن محتاجم كه اگر تو مرا نخواهی دیگر باید بمانم تا بپوسم و سگهای بیابانی مرا قطعه قطعه كنند. ولی ای خدای عالم هیچگاه در امانت تو كوتاهی نیست. پس، به این وعده‌ات هم عمل كن.شهید عبدالمتین مسعودی

 

بزودی وارد قبر می‌شویم. چگونه دل می‌بندیم به دنیا در حالی كه دنیا در شرف نابودی است؟ و چگونه حاضر می‌شویم كه استراحت كنیم در حالی كه نعمات و لذتهای آخرت خیلی بیشتر از لذات این دنیاست و همچنین جاودانی است؟ اگر سینه‌ام را بشكافند، اگر مغزم را متلاشی كنند اگر قلبم را هدف گلوله خود كنند، دست از یاری امام خمینی برنخواهم داشت. اگر سوراخ سوراخم كنند اگر پاره پاره‌ام كنند اگر تكه تكه‌ام كنند، هر قطرة خونم بر زمین می‌نویسد: الله اكبر خمینی رهبر.

اگر چشمانم را از دست بدهم باز چشم به راه مهدی خواهم بود اگر گوشهایم را از دست بدهم باز هم گوش به فرمان امم امت هستم. اگر زبانم را از دست بدهم شعار لااله الا الله بر زبانم جاری است. اگر دستم را ازدست بدهم باز هم اسلحه بر دوش خواهم كشیدو به جنگ صدّامیان خواهم رفت. اگر پاهایم را از دست بدهم گامهای بلندتری در راه خدا خواهم برداشت، و اگر جانم را از دست بدهم اوج سعادت و آرزوی من است.شهید سیدعباس غلامی

 

 

هم اكنون سرور و شادی سرتاسر وجودم را در بر گرفته و خود را خوشبخت‌ترین و سعادتمند‌ترین افراد بشر می‌دانم. سنگر حجلة عروس من است، شب شهادت شب عروسی من، تركش خمپاره و تیرهای سرخ حجلة مرا آذین بسته‌اند و عروس من شهادت است و امشب بهترین شب زندگی من است. شب آزادی و رهایی است، شب پاك شدن و نورانی شدن شب وصال معشوق و شب الهی شدن است.شهید امیرحسین سیفی

 

 

در این آخرین لحظات كه انتظار وصالت را می‌كشم هر نغمه‌ای كه از نوای دلنشین تو می‌شنوم و هر شیء را جمال پرفروغ تو می‌بینم، در میان گفته‌هایم كلامی را نمی‌یابم كه نشان از تو و كلام تو در آن نباشد. ای معبود من، دوستی تو را در میان تمامی علایق والاتر و پاینده‌تر یافتم. این چه وادی خوبی است برای بندگان گنهكاری چون من كه امیدی جز تو ندارند. آقای من حال كه قبول كردی و جان پرآشوبم را ستاندی، هیچ انتظاری از تو ندارم. جز اینكه در آخرت در صحرای محشر تنهایم نگذاری حسینت را به سر پرستیم بفرستی كه بس محتاجم. مولای من، چه كنم كه تا جای ذره‌ای از محبت تو را بگیرد؟ چه كنم كه شكر ذره‌ای از نعماتت را گذاشته باشم؟ ندارم به خودت قسم هیچ ندارم تا به پیشگاهت بیاورم، جز اینكه تو را كریم می‌بینم و می‌دانم با دست خالی هم مرا می‌پذیری.

ای انسانها بدانید این وصیتهای بنده‌ای است كه هیچ ندارد جز امید، امید به كرامت معبودش. و این دلش را مطمئن ساخته كه هراسی نداشته باشد، چون كرامت او را در خور نیست تا كسی را كه جز او پناهی ندارد از خود براند. به مولایم قسم خیلی با كرامت است، خیلی غفور است، و كرامت و غفاریتش را بارها به چشم دیده و به كام چشیده‌ام. چه زیباست بندگی مولایی كه این چنین با بندگانش رفتار می‌كند.شهید محمدرضا رحیمیان منفرد

 

 

امشب قلبم می‌سوزد و زبانة آتشش پیكرم را خاكستر می كند. بازدم نفسم آن خاكسترها را می‌برد و از عالم وجود محو می‌شود. باز خاكسترها در یك جا جمع می‌شود جسمی را تشكیل می‌دهند اما با تفاوتهای زیاد تن همان تن است ولی در مأوای دیگر و فكری دیگر.شهید صفر اسكندری

 

 

پروردگارا، تز تو می‌خواهم كه عاشق از این دنیا بروم، عاشقی كه به غیر خدا معشوقی نداشته باشد، و هنگام مرگم فقط به یاد تو باشم و بر زبانم نام تو را و نام پیامبر اسلام را زمزمه كنم. ای معشوق من، انسان را روزی از خاك به وجود آوردی و چه بهتر كه روزی جان انسان را در راه رسیدن به خود بگیری در راهی كه دین و آئین و مذهب اسلامب باقی بمانند.پروردگارا مرگ عاشقان تو شهادت نام دارد و امیدوارم زمانی هم ما به این صلاحیت برسیم كه مرگ ما را هم كه در راه تو باشد شهادت بنامند.شهید سعید باهمت شهریوری

 

 

لیاقت شهادت در راه خدا را در خود نمی‌بینم، ولی چون رحمت خداوند شامل همة‌بندگان گناهكار توبه كرده‌ است، مصمّم و با روحیه‌ای عالی و با یاری خداوند به راه خود كه همان سبیل الله است ادامه می‌دهم. خدایا، به من ایمانی عطا كن كه همیشه حضور تو را در قلبم احساس كنم. معبودا مرا به نفسم وامگذار و حبّ خودت را در دلم جای ده و مرا از مادیات دنیا دور بدار و گناهانم را ببخش و بیامرز. ایزدا، در حالی كه مملو از گناه و معصیت هستم، با دلی و قلبی شكسته روی به تو می‌آورم و می‌خواهم مرا بیامرزی و بخشنده از این دنیا ببری، خدایا اگر مردن بهتر است و خدمت به اسلام و قرآن است مرا بمیران، و اگر زنده ماندن خدمت به اسلام و مكتب است مرا زنده نگهدار.شهید محمدسعید شمسای ظفرقندی

 

 

هرچه در پروندة‌ سیاه خود نگاه می‌كنم جز خسران چیزی نمی‌بینم و چیزی نمی‌توانم به قلم آورم. بغض راه گلویم را می‌بندد. و اشك در دیدگانم حلقه می‌زند. می‌خواهم ناامید شوم، اما ناگهان ملك غیبی بانگ برمی‌داردكه هان ای بندة‌ خدا برای چه ناامیدی؟ چه چیز تو را از رحمت و مغفرت و فضل خداوند ناامید كرده است؟ مگر خود مولا«جل جلاله» در قرآن نفرموده است كه به آن گروه از بندگان كه بر نفسهایشان اسراف كرده‌اند بگو كه از رحمت الهی ناامید نشوید.شهید محمدرضا قرائیان

 

 

پناه من چگونه از تو مأیوس باشم و حال آنكه آرزویم تو می‌باشی. خدایا تو را سپاس می‌گویم كه دیگر بار داستان موسی و فرعون و ابراهیم و كعبه را برای ما به نمایش درآوردی تا مُدرك حق شویم. الهی تو خود گواهی بر حال زار من پس منگر به ظاهر من. بساز كارمن. مولا، دیگر تابم تمام شده به خودت قسم در این لحظه كه آخرین سخنانم را می‌نویسم از تمام گناهانم توبه می‌نمایم، باشد كه انابة‌مرا بپذیری. الهی چشمی ده كه برای تو باشد و به غیر از برای تو باز نشود، گوشی ده كه تنها ندای تو را بشنود، و زبانی كه تو را ثنا گوید، و دلی ده كه دار تو باشد و باب‌ آن بر روی غیر بسته باشد مستجاب نمای دعای خسته‌دلان را.

الهی عشق خود را در دل ما بیشتر كن. الهی مپسند میاور، روزی را كه نام تو از دهان بیرون نیاید. الهی شكایت می‌كنم از زبانم، كه چرا نام تو را بر لب نمی‌آورد، و از دیده‌هایم كه چرا از خوف تو باران اشك را سر نمی‌دهند. و در این هنگام كه انتظار طولانی شكسته شده و معشوق عاشق را طلبیده است و منت كه با آغوش باز عروس شهادت را در بر گرفته‌ام و در حجلة سنگر به سوی خدا می‌شتابم دوست دارم كه در حال شهادت چشمانم باز بماند تا دشمن فكر نكند در این راه چشم بسته ‌قدم نهاده‌ام دوست دارم بدنم را در میدانهای مین بیندازند كه دشمن فكر نكند در راه خدا از جسمم نمی‌گذرم.شهید مسود تیغ بابایی

 

 

در تكوین ما چه انگاشته‌ای نمی‌دانم! اما، همچون مخاطبی آشنا می‌خوانمت همچون یاری دیرین می‌شناسمت و با ذره ذرة وجودم كه از وجود توست می‌یابمت. خدایا در پس پردة‌ خلقت چه برایم مقدر كرده‌ای نمی‌دانم. ولی می‌دانم كه می‌خواهم در زمرة‌ خوبان باشم و وفاكنندگان به عهد، پاك نیتان پاك سرشتان، مؤمنین، متقین، مجاهدین، صلحا و شهدا.

 نمی‌خواهم مرا از فیض عظمای لقایت همچون مغضوبین و ضالین محروم بداری و از طی صراط مستقیم دورم بداری. بسیار آیات و روایات دارم كه می خواهم آنها را باز گویم، ولی مرا با تمام كاستی و نقایص پذیرا باش.شهید ابراهیم لشگری‌نژاد

 

 

منبع:یاد وخاطره شهدا

 

کلمات کلیدی:

وصیتنامه شهدا,خلاصه وصیتنامه شهدا,فرازی ازوصیتنامه شهدا,خلاصه ای ازوصیتنامه شهدا,کلام شهدا,سخن شهدا,وصیت شهدا,چندوصیتنامه شهدا,وصیتنامه های شهدا,کلام شهدا



نوع مطلب : یاد و خاطره شهدا، فرهنگ ایثار و شهادت، شهدا، مقالات و مطالب فرهنگ ایثار و شهادت، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها : وصیتنامه شهدا، خلاصه وصیتنامه شهدا، فرازی ازوصیتنامه شهدا، خلاصه ای ازوصیتنامه شهدا، کلام شهدا، سخن شهدا، وصیت شهدا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 06:00 قبل از ظهر
سلام
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا