تبلیغات
یاد و خاطره شهدا - ساده زیستی وقناعت -لزوم ساده زیستی وپرهیز ازاشرافیگری مسئولین-قسمت دوم
 
یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
ساده زیستی وقناعت -زمینه ،موانع،آثار وفرهنگ سازی ساده زیستی-لزوم ساده زیستی وپرهیز ازاشرافیگری مسئولین-سفره های ساده جبهه


ساده زیستی وقناعت -لزوم ساده زیستی وپرهیز ازاشرافیگری مسئولین-قسمت دوم

ساده زیستی مسئولین سدّی محکم دربرابر گسترش فساد

زمینه های ساده زیستی

نهادینه شدن ساده زیستی در جامعه به عنوان یکی از ارزش های اخلاقی، نیاز به فراهم شدن بستر و زمینه مناسب دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از :


1ـ ساده زیستی مسئولان جامعه :

 

یکی از عواملی که در ساده زیستی مردم مؤثر است، بی پیرایه بودن زندگی رهبران و کارگزاران و الگو های جامعه است. مدل برداری از زندگی کسانی که نقش هدایت و راهنمایی را بر دوش دارند و الگوگیری از آنان، موضوعی است که در آموزه های دینی و روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند : مردم به حاکمان خود شبیه ترند تا به پدرانشان.

آن حضرت با مطرح کردن روش زندگی پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) به عنوان برجسته ترین الگوی تربیتی، مردم را به ساده زیستی دعوت کرده و فرمودند : برای تو کافی است که راه و رسم زندگی پیامبر اسلام (ص) را الگو قرار دهی. (38)

 

آن حضرت در جایی دیگر زندگی خود را که نمونه ی عالی بی رغبتی به دنیا و ساده زیستی است، به عنوان الگو معرفی می کند و می فرماید : بدانید که هر پیروی را امامی است که او را الگوی خود می شناسد و از نور دانشش روشنی می گیرد، بدانید که امام شما از دنیای خود به دو پاره تن پوش و از خوردنی هایش به دو قرص نان بسنده کرده است. (39)


2ـ دنیاشناسی :

 

ساده زیستی با نحوه ی نگرش انسان به دنیا ارتباطی مستقیم دارد. کسی که دنیا را همه چیز و منتهای آمال و آرزوهای خود می پندارد، نمی تواند ساده زیست باشد. در جهت اصلاح همین نگرش است که امام علی (ع) می فرماید : از فرزندان آخرت باشید، نه از فرزندان دنیا. (40)


3ـ خودشناسی :

 

 یکی از روش هایی که در تقویت ارزش های اخلاقی به ویژه ساده زیستی مؤثر است، توجه دادن انسان به منزلت خویش است. کسی که بداند دنیا ابزاری بیش نیست، هرگز خود را به دنیای پست و زودگذر نمی فروشد و اسیر مظاهر دنیوی نمی شود.


4ـ فرهنگ سازی :

 

فطرت انسان ها به سمت و سوی خوبی ها گرایش دارد، پس مهم آن است که ساده زیستی به عنوان یک ارزش معرفی گردد. دستگاه های تبلیغاتی به ویژه صدا و سیما با ساخت برنامه های گوناگون می توانند ساده زیستی را در جامعه به عنوان یک فرهنگ ترویج کنند و مردم را به تهاجم فرهنگی دشمن که در جهت دگرگونی ارزش ها قدم بر می دارد، متوجه سازند.

ساده زیستی وقناعت -زمینه ،موانع،آثار وفرهنگ سازی ساده زیستی-لزوم ساده زیستی وپرهیز ازاشرافیگری مسئولین-ساده زیستی امام خمینی

آثار ساده زیستی

ساده زیستی، آثار فراوانی دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از :

1- آسودگی

همه ی اضطراب ها و نگرانی ها از دنیا و مظاهر آن است، که با ساده زیستی می توان آنها را برطرف کرد و به آسودگی دست یافت. امام علی (ع) می فرماید :«الرغبه مفتاح النصب و مطیه التعب ؛ (41) شیفتگی دنیا، کلید دشواری و مرکب گرفتاری است. »


امام صادق (ع) نیز می فرماید : شیفتگی در دنیا، مایه ی غم و اندوه است و زهد در دنیا، آسایش جسم و جان را در پی دارد. (42)


ممکن است تصور شود که ساده زیستی، ملتزم نوعی ریاضت و به زحمت انداختن جسم است، در حالی که چنین نیست. راحتی و آسایش روحی در زندگی آسان و ساده به دست می آید. امام علی (ع)گنجی را بی نیاز کننده تر از قناعت و مالی را با برکت تر از بسنده کردن به روزی روزانه نمی داند. (43)


زندگی پر هزینه و تجملی است که خاطر انسان را به خود مشغول می کند، زیرا لازمه ی این زندگی، درآمد بالاست که تحصل آن، سعی خستگی ناپذیر می خواهد و همین تلاش بی وقفه، استراحت و لذت بردن از زندگی را از انسان سلب می کند.


از طرفی، خواسته های انسان، محدود و تمام ناشدنی است. از این رو در هیچ مرحله ای از زندگی، رضایت کامل حاصل نمی شود. عدم رضایت از زندگی و قید و بندی که با تجمل و تشریفات پدید آمده، آسودگی را از انسان سلب می کند. از این جهت بعضی برای رهایی از تجملات به هیپی گری رو می آورند.

2- مو فقیت در زندگی

یکی از آثار ساده زیستی، کام یابی و توفیق در زندگی است. این سخن نیاز به استدلال ندارد، تجربه نشان داده است که بیشتر مخترعان و مکتشفان و نخبگان جامعه که به بشر خدمت کرده اند ، از قشر محروم یا متوسط بوده اند. برای آشنایی بیشتر با چنین انسان هایی، یک نمونه را ذکر می کنیم :


مرحوم علامه شیخ محمد حسن نجفی، معروف به صاحب جواهر از علمای مشهور و بنام نجف است که کتاب گران سنگ «جواهر الکلام» وی، عظیم ترین کتاب فقهی و دایره المعارف فقه شیعه و ثمره ی26 سال کار مداوم او به حساب می آید.

 

امام خمینی (ره) درباره ی ایشان می فرماید :«صاحب جواهر چنان کتابی نوشته است که اگر صد نفر بخواهند بنویسند شاید از عهده [اش] بر نیایند و این یک کاخ نشین نبوده است. .. یک منزل محقر داشتند. از یک آدمی که علاقه به شکم، شهوات، مال و منال و جاه و امثال اینها دارد، این کارها برنمی آید. طبع قضیه این است که نتواند. » (44)

3ـ سرمایه گذاری

ساده زیستی، یک نوع سرمایه گذاری است. با توجه به زندگی محدود و نیازهای گوناگون بشر باید انسان برای نیازهای ماندگار خود، سرمایه گذاری کند. در سیر الی الله که هدف نهایی، خلقت انسان است، بهترین زاد و توشه، سبک بالی است. چون هر چه آدمی خود را وابسته کند از طی طریق باز می ماند. امام علی (ع) می فرماید :«تخففوا تلحقوا ؛ (45) سبک بار شوید تا زودتر برسید. »


همان طوری که کوه نورد برای رسیدن به قله ی کوه و صعودی آسان و موفق، از حمل بار اضافی پرهیز می کند و می داند هر چه بر بار خود بیفزاید، احتمال رسیدن او به قله کاهش می یابد، شخصی که خود را در این جهان پهناور چون مسافری می بیند که سفری طولانی در پیش دارد،

 

سعی می کند زندگی ساده و بی آلایشی داشته باشد تا از آن هدف باز نماند. او می داند برای پیمودن راه درازی که در پیش دارد، باید امکانات و سرمایه ی لازم را فراهم کند و عاقلانه تر آن است که چیزی را برگزیند که کم وزن تر و پرارج تر باشد و این کاری است که هر انسان عاقل و دوراندیشی انجام می دهد.

4ـ قدرت

امام علی (ع)راز قدرت مندی و تصمیم و اراده ی پیامبران را در ساده زیستی و بی پیرایگی آنان می داند و می فرماید :«و لکن الله سبحانه جعل رسله اولی قوه فی عزائمهم و ضعفه فیما تری الاعین من حالاتهم مع قناعه تملأ القلوب و العیون غنی و خصاصه تملأ الابصار و الاسماع اذی ؛(46)

 

لکن خدای سبحان، فرستادگان خود را در اراده و تصمیم هایشان نیرومند و توانا گردانید و در حالاتشان که به چشم دیگران می آید، ضعیف و ناتوان قرارشان داد. با قناعتی که دل ها و چشم ها را از بی نیازی پر می کرد و با تنگ دستی و فقری که چشم ها و گوش ها را از رنج پر می نمود. »


استاد مطهری می گوید :یک کسی با «داشتن»، می خواهد چشم ها را پر کند و یک کسی با «ندارم ولی بی نیازم و اعتنا ندارم» چشم ها را پر می کند. پیامبران در نهایت سادگی بودند، ولی همان سادگی، آن جلال و جبروت ها و حشمت ها را خرد می کرد. (47)


حضرت موسی (ع) در سایه ی همین ساده زیستی به این قدرت روحی دست یافت که با آن لباس پشمی و عصای چوبی در مقابل فرعونی می ایستد که ادعای خدایی دارد و با صلابت با او سخن می گوید.

 

امام علی (ع) می فرماید : مو سی با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند در حالی که لباس های پشمین بر تن داشتند و در دست هر کدام عصایی بود.

 با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان پروردگار شوی، حکومت تو باقی می ماند و عزت و قدرتت دوام می یابد. (48)


ساده زیستی به انسان چنان قدرتی می دهد که در هر عرصه ای می تواند دست به کارهای سترگ بزند. امام خمینی (ره) در این باره می گوید :«اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابر قدرتان و سلاح های پیشرفته ی آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستی عادت دهید. » (49)

 

 امام راحل (ره) با اشاره به زندگی عالمان بزرگی چون صاحب جواهر و شیخ انصاری، زهد را عامل اقتدار آنان معرفی می کند. (50) و در باره ی مرحوم مدرس می فرماید :«یک سید خشکیده ی لاغر با لباس کرباسی، در مقابل آن قلدری که هر کس آن وقت را ادراک کرده، می داند که زمان رضاشاه غیر [از] زمان محمدرضا شاه بود.

 

در مقابل او همچو ایستاد. ..یک وقت رضاشاه به او گفته بود : سید چه از جان من می خواهی ؟گفته بود که می خواهم تو نباشی. وقتی که رضاشاه ریخت به مجلس، فریاد می زدند که زنده باد کذا. مدرس رفت ایستاد و گفت که مرده باد کذا، زنده باد خودم. شما نمی دانید در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد. این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود، وارسته بود و وابسته نبود.» (51)

5ـ آزادگی

شهید مطهری در مورد ساده زیستی رهبران الهی می گوید : «افرادی را می بینید که در دنیا ساده زندگی می کنند، بدون این که لذت های خدا را بر خودشان حرام کرده باشند و بدون این که از کارهای زندگی دست بکشند. اینها در متن زندگی واقع هستند ولی دلشان می خواهد ساده زندگی کنند.

 

چرا ؟می گوید برای این که من نمی خواهم آزادی ام را به چیزی بفروشم، به هر اندازه خودم را به اشیا مقید کنم، اسیر آنها هستم و وقتی اسیر اشیا باشم، مثل کسی هستم که هزار بند به او بسته است.

 

چنین آدمی نمی تواند راه برود و سبک بار و سبک بال باشد و لهذا زندگی پیامبران عظام و رهبران بزرگ اجتماع، همواره زندگی ساده ای بوده، زیرا اگر زندگی پر تجمل می داشتند دیگر از رهبری می بایست دست می کشیدند. زندگی پرتجمل با رهبری که لازمه ی آن سبک باری و سبک بالی و جنبش زیاد و آزادی و آزادگی است، نمی سازد. » (52)


شاعری می گوید :
در شط حادثات برون آی از لباس
کاول برهنگی است که شرط شناور است


یعنی اگر می خواهی در دریای حوادث فرو بروی، اول شرطش این است که خودت را لخت کنی. این معنا کنایه از عدم گرایش به زندگی تجملی و وابستگی های دنیوی است.


نیاز و وابستگی به دنیا، انسان را برده و مطیع خود می سازد، زیرا قید و بند ها و تعلقات مادی و تجمل گرایی، آزادی عمل را می گیرد. امام علی (ع)می فرماید :«الدنیا دار ممر لا دار مقر و الناس فیها رجلان :رجل باع فیها نفسه فأوبقها و رجل اتباع نفسه فأعتقها ؛(53) دنیا گذرگاه است نه ایست گاه. مردم در این دنیا دو دسته اند :برخی خود را می فروشند و برده ی دنیا می شوند و خود را تباه می سازند و برخی خویشتن را می خرند و آن را آزاد می کنند. »


غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهر چه رنگ تعلق پذیر د آزاد است
مگر تعلق خاطر به ماه رخساری
که خاطر از همه عالم به مهر او شاد است


استاد مطهری (ره) دل بستگی نداشتن به دنیا را شرط لازم برای آزادی می داند، اما می گوید :این شرط کافی نیست. عادت به حداقل برداشت از نعمت ها و پرهیز از عادت به برداشت زیاد، شرط دیگر آزادگی است. (54)

ساده زیستی وقناعت -زمینه ،موانع،آثار وفرهنگ سازی ساده زیستی-لزوم ساده زیستی وپرهیز ازاشرافیگری مسئولین

موانع ساده زیستی

آن چه با روحیه ی ساده زیستی سازگاری ندارد و مانع تحقق آن می شود، تجمل گرایی است. فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی، پی آمدهای مخرب و نگران کننده ای دارد که به برخی از آنها می پردازیم.

آثار تجمل گرایی

1ـ گسترش فساد :

 

با گرایش به زندگی تجملی، هزینه های مصرف بالا می رود و طبیعی است که راه های مشروع، کفایت نمی کند. لذا مردم برای دست یابی به خواسته های روزافزون خود، از شیوه های نامشروع مانند :چاپلوسی، رانت خواری، ربا و. ..بهره می جویند.
امام خمینی (ره)می فرماید :«این خوی کاخ نشینی اسباب این می شود که انحطاط اخلاقی پیدا شود. اکثر این خوی های فاسد، از طبقه ی مرفه به مردم دیگر صادر شده است. » (55)


پیامبر اکرم (ص) در گفت و گو با ابوذر از این نوع گرایش ابراز نگرانی کرده و می فرماید : به زودی مردمی از امت من خواهند بود که در دامن نعمت ها تولد می یابند، همتشان غذاها و نوشیدنی های گوناگون و رنگارنگ است و مورد ستایش نیز قرار می گیرند. ایشان بدترین افراد امت من هستند. (56)


ابن خلدون، متفکر و جامعه شناس مسلمان، تجمل و رفاه زدگی را دشمن شهرنشینی می داند و می گوید :«تجمل خواهی و ناز پروردگی برای مردم، تباهی آور است، چه در نهاد آدمی انواع بدی ها و فرومایگی ها و عادات زشت، پدید می آورد و خصال نیکی راکه نشانه و راهنمای کشورداری است، از میان می برد و انسان را به خصال مناقض نیکی متصف می کند. » (57)


2- سقوط و نابودی :

 

 قرآن کریم، خوش گذرانی را عامل سقوط می شمارد و می فرماید : «و کم اهلکنا من قریه بطرت معیشتها ؛ (58) چه بسیار قریه ها را از میان بردیم که از زندگی خود گرفتار سرمستی بودند. »


در آیه ای دیگر، خداوند متعال اتراف و ترفه را باعث سقوط و نابودی شمرده است :«و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا ؛(59)و چون اراده کردیم که جمعیت و دیاری را نابود کنیم، توان گران خوش گذران را وادار به فساد می کنیم و وقتی به فسق پرداختند سزاوار عذاب می شوند. آن گاه آن جا را زیر و زبر می کنیم و نابودشان می سازیم. »


این آیه به یکی از سنت های قطعی پروردگار در باره ی هلاکت مردم و ارتباط آن با رفاه زدگان و تجمل گرایان اشاره دارد.


همیشه اشراف و مرفهان بی درد، نخستین کسانی بوده اند که با پیامبران و منادیان عدالت، مخالفت کرده اند. قرآن مجید می فرماید : «و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون ؛ (60) ما به هیچ جمعیت و دیاری پیامبری نفرستادیم، مگر آن که اشراف و خوش گذرانان آن جامعه گفتند : ما به آن چه شما مأمور شده اید، کافریم.»


ابن خلدون می گوید :«به هر اندازه (ملتی) بیشتر در ناز و نعمت فرو روند، به همان میزان به نابودی نزدیک تر می شوند. » (61)


3-انحطاط اخلاقی :

 

امام علی (ع) از رفاه زدگی به «سکر نعمت» یعنی مستی ناشی از تجمل و رفاه ، یاد می کند که متأسفانه پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، امت اسلامی به آن مبتلا شدند. آن حضرت می فرماید :«ثم انکم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت. فاتقوا سکرات النعمه و احذروا بوائق النقمه ؛(62)شما مردم عرب، هدف مصایبی هستید که نزدیک است. همانا از مستی های نعمت بترسید و از بلای انتقام بهراسید. »


در این شرایط است که امام (ع) می فرماید :در زمانی هستید که خیر همواره واپس می رود و شر به پیش می آید و شیطان هر لحظه بیشتر به شما طمع می بندد. آیا جز این است که یا نیازمندی می بینی که با فقر خود دست و پنجه نرم می کند و یا توان گری کافر نعمت یا کسی که امساک حق خدا را وسیله ی ثروت اندوزی قرار داده است و یا سرکشی که گوشش به اندرز بده کار نیست. کجایند نیکان و شایستگان شما ؟ کجایند آزاد مردان و جوان مردان شما ؟کجایند پارسایان شما در کار وکسب؟(63)


استاد مطهری می گوید :آری، سرازیر شدن نعمت های بی حساب به سوی جهان اسلام و تقسیم غیر عادلانه ی ثروت و تبعیض های ناروا، جامعه ی اسلامی را دچار بیماری مزمن، دنیازدگی و رفاه زدگی کرد. (64)


امام خمینی (ره) معتقد بود گرایش به تجمل گرایی به تدریج صورت می گیرد و در درون آدمی رسوخ می کند و اخلاق را تغییر می دهد. ایشان در این باره می فرماید :«این طور نیست که انسان خیال کند که شیطان ابتدا می آید به آدم بگوید که بیا و برو طاغوتی شو ؛ این را نمی گوید. قدم به قدم انسان را پیش می برد، وجب به وجب انسان را پیش می برد. امروز این که اشکالی ندارد. اگر جلویش را گرفتید، طمعش بریده می شود و اگر جلویش را نگرفتید، فردا یک قدم دیگر جلو می رود. یک وقت می بینید که این طلبه ی زاهد عابد که در مدرسه زندگی می کرد متحول شد به یک نفر انسان طاغوتی. » (65)
بنا بر فرمایش امام (ره)، از ابتدا باید جلو نفس و خواهش های آن ایستاد. ایشان به صراحت می فرماید :«با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی- اسلامی را حفظ کرد. » (66)


4- اسراف :

 

بسیاری از مخارج و مصارف، بر اساس میل ها و نیازهای واقعی صورت نمی گیرد. یکی از نتایج دوری از ساده زیستی و تجمل گرایی، ابتلا به اسراف و زیاده روی است و دلیلش عادات ناپسند، چشم و هم چشمی ها و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه و. .. می باشد. و این همان چیزی است که اسلام آن را حرام کرده است. قرآن مجید می فرماید :بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد. (67)در جای دیگر، اسراف کاران را از اصحاب آتش دانسته است. (68)


بدیهی است که با ساده زیستی و قناعت می توان از اسراف و ریخت و پاش های بیهوده و خرج های اضافی جلوگیری کرد و نیازمندان را از فقر و نداری نجات داد. اسراف علاوه بر ضربه زدن به نظام اقتصادی جامعه، خسارت بزرگ معنوی محسوب می شود. رسول اکرم (ص) می فرماید :آن که بخورد و بپوشد و سوار شود از روی لذت و اشتهای نفسانی، خداوند بر او نظر نمی افکند تا جان دهد یا ترک نماید. (69)


5- کم رنگ شدن ارزش ها و سنت ها :

 

یکی از آثار تجمل گرایی در جامعه، متروک شدن سنت های الهی و آداب اسلامی است. وجود تشریفات زاید و رسوم و آداب گوناگون باعث شده است ازدواج که سنت پیامبر اعظم (س) است و موجب آرامش خانواده و سلامت روح و روان افراد و عفت عمومی در جامعه می شود، به تأخیر افتد و جوانان عزیز در وقت مناسب نتوانند تشکیل خانواده دهند، در حالی که با حذف تشریفات و رو آوردن به ساده زیستی که اسلام به ویژه در امر مهم ازدواج، خواهان آن است، می توان اسباب ازدواج بسیاری از جوانان را فراهم کرد.


نمونه ی دیگر از آثار تجمل گرایی، کم رنگ شدن روابط عاطفی و دید و بازدید و صله ی رحم و اکتفا به ارتباط از راه دور و روابط سرد و خاموش از طریق تلفن یا نامه یا اینترنت و... می باشد. بدیهی است علاوه بر مشغله های روزمره، مهم ترین عامل این اثر را باید در تجمل گرایی و به تکلف افتادن خانواده ها جست وجوکرد.

ساده زیستی وقناعت -زمینه ،موانع،آثار وفرهنگ سازی ساده زیستی-لزوم ساده زیستی وپرهیز ازاشرافیگری مسئولین-سفره های تجملاتی-سفره های ساده

پی نوشت :

1.سیری در نهج البلاغه، ص 214.
2. غرر الحکم و درر الکلم، ج1،ص291.
3.همان، ج2، ص384.
4.سفینه البحار، ج 2، ص57.
5.گلستان، باب دوم، ص89-88.
6.اعراف (7)آیه ی 31.
7. تفسیر نمونه، ج 6،ص148.
8.بحارالانوار، ج 16،ص249.
9.کافی، ج6، ص439.
10.مصطفی دلشاد تهرانی، سیره ی نبوی، دفتر اول، ص 327.
11.تاریخ یعقوبی، ج2،ص204؛ به نقل از: مصطفی دلشاد تهرانی، سیره ی نبوی، دفتر اول، ص338.
12.رجال کشی، ص67؛ به نقل از :همان.
13.نهج البلاغه ی صبحی صالح، خطبه ی 160.
14.همان.
15.همان.
16.بحار الانوار، ج16،ص229.
17.نهج البلاغه، خطبه ی 160.
18.الغارات، ج1،ص107و108.
19.همان، ص 98و99.
20.بحار الانوار، ج8،ص303.
21.غیبه النعمانی، ص233.
22.اعراف (7)،آیه ی 32.
23.فروع کافی، ج6، ص442.
24.همان.
25. همان، ج 5،ص166.
26.نهج البلاغه، نامه ی 45.
27.عده الداعی، ص124.
28.الکافی، ج2،ص241.
29.مصطفی دلشاد تهرانی، سیره ی نبوی، دفتر اول، ص352.
30.بحار الانوار، ج72،ص47.
31.نهج البلاغه ی صبحی صالح، قصار319.
32.همان، خطبه ی 209.
33.الکافی، ج1،ص410.
34.محمد تنکابنی، قصص العلماء،ص203.
35.نهج البلاغه، نامه 45.
36.صحیفه ی امام، ج 20،ص342.
37.اصغر میرشکاری، آیینه ی حسن، ص131.
38.نهج البلاغه، خطبه ی 160.
39.همان، نامه 45.
40.همان، خطبه ی 42.
41.همان، قصار 371.
42.بحارالانوار، ج78،ص240.
43.نهج البلاغه، قصار 371.
44.صحیفه ی نور، ج19،ص175.
45.نهج البلاغه، خطبه ی 21.
46.همان، خطبه ی 192.
47.سیری در سیره ی نبوی، ص107،با اندکی تغییر.
48. نهج البلاغه، خطبه ی 192.
49.صحیفه ی امام، ج18،ص471.
50.همان، ج17،ص374.
51.همان، ج16،ص453.
52.حق و باطل به ضمیمه ی احیای تفکر اسلامی، ص163.
53. نهج البلاغه ی صبحی صالح، ص493.
54.سیری در نهج البلاغه، ص234.
55.صحیفه ی نور، ج17،ص218.
56.الحیاه، ج3،ص288.
57.مقدمه ی ابن خلدون، ج 1،ص320.
58.قصص (28)آیه ی 58.
59.اسراء(17)آیه ی 16.
60.سبأ (34)آیه ی 34.
61.مقدمه ی ابن خلدون، ج1،ص268.
62.نهج البلاغه، خطبه ی 151.
63.همان، خطبه ی 129.
64.سیری در نهج البلاغه، ص262.
65.صحیفه ی امام، ج18،ص14.
66.امام خمینی، کلمات قصار، ص73.
67.انعام (6)آیه ی 141.
68.غافر (40)آیه ی 43.
69.الحیاه، ج4،ص205.

منبع: یاد وخاطره شهدا به نقل از معارف اسلامی



نوع مطلب : مقالات و مطالب مذهبی، مقالات و مطالب اجتماعی، 
برچسب ها : ساده زیستی مسئولین، پرهیز ازخوی اشرافیگری مسئولین، رفاه زدگی ودنیا طلبی مسئولین، قناعت وساده زیستی، فرهنگ سازی ساده زیستی، دوری ازاسراف واشرافیگری، ساده زیستی وقناعت،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 تیر 1396 07:47 بعد از ظهر
مطلب زیبایی بود.
یکشنبه 18 تیر 1396 07:47 بعد از ظهر
مطلب زیبایی بود.
پنجشنبه 25 خرداد 1396 03:20 بعد از ظهر
ختم سوره مبارک قدر

هدیه محضر مقدس مولی الموحدین امام علی علیه السلام

به نیت تعجیل در فــرج و سلامتی آقا صاحب الزمان عج الله

مهلت قرائت تا پایان ماه مبارک


با سلام و صلوات و عرض تسلیت ایام شهادت مولی الموحدین امام علی علیه السلام، به انضمام صلوات بر محمد و ال مطهرش به ختم معنوی سوره مبارک قدر دعوتید . لطفا جهت مشارکت تعداد را اعلام بفرمایید محتاج دعای خیرتان

-------------------------------------

http://www.parsgraphic.ir/images/7/thumbs/imamali09_iranbcs_190_auto.jpg

شنبه 20 خرداد 1396 12:27 بعد از ظهر
خداوندا:
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست،
معنایش این نیست که تنهایم!!
معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت..!!
با تو تنهایی معنا ندارد!
مانده ام تو را نداشتم چه می کردم..!
دوستت دارم خدای خوب من..

"بخشی از مناجاتهای شهید دکتر مصطفی چمران"

سلام ونور...
طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق.
در پناه خدا زهرایی بمانید.
التماس دعای فرج و عاقبت بخیری با شهادت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا