تبلیغات
یاد و خاطره شهدا - طریق شهدا / ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و و معصومین(ع) و شهدا
 
یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
طریق شهدا / ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و ومعصومین(ع)  وشهدا

 چكیده مقاله

در این مقاله بعد از مقدمه ای كوتاه، واژه‌ی شهید را تعریف خواهیم كرد و به شهادت از دیدگاه قرآن و پیامبر (ص) و ائمه‌ی معصومین (ع) اشاره ای خواهیم داشت. آنگاه دیدگاه‌های شهدا را بررسی خواهیم كرد كه آنان با آگاهی از مقام والای شهیدان و با تفکر عاشورایی، برای دفاع از میهن اسلامی عاشورائیان كربلا را سرمشق خویش قرار دادند و این راه را انتخاب كردند و برای پاسداری از دین وحفظ میهن  به درجه رفیع شهادت رسیدند.

طریق شهدا / ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و ومعصومین(ع)  وشهدا
مقدمه

«ولا تحسبن الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون.»

شهادت در راه خدا بهترین مرگی است كه شهید با اختیار خویش بر می‌گزیند. پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «بالای هر نیكی، كار نیك دیگری وجود دارد تا این كه مرد در راه خدا كشته شود، وقتی در راه خدای عزّوجلّ كشته شد، بالای آن كار نیكی وجود ندارد.»

شهید والاترین مقام را دارد، زیرا شهادت یك حادثه و یك رویداد منفی نیست، یك هدف قطعی وآگاهانه وانتخاب شده است. آنگونه كه وقتی حضرت علی (ع) مردم را به جهاد ترغیب می‌نمود، جوانی بلند شدوگفت: یا امیرالمؤمنین مرا ازفضیلت جنگجویان در راه خدا آگاه كن. حضرت فرمودند: من پشت رسول خدا (ص) بر شتر او سوار بودم و از جنگ ذات السلاسل بر می‌گشتیم كه همین سؤال را كه از من پرسیدی من از او پرسیدم و آن حضرت فرمودند: جنگجویان هنگامی كه اراده‌ی جنگ می‌کنند برائت از آتش برای آن‌ها نوشته می‌شود وهنگامی كه برای جنگ مجهز می‌شوند خداوند بر فرشتگان خویش به آن‌ها افتخار می‌کند، وقتی خانواده آن‌ها با ایشان وداع می‌کنند در و دیوار و خانه برای آن‌ها گریه می‌کنند و از گناه خود خارج می‌شود همان گونه كه مار از پوست خود خارج می‌شود و خداوند برای هر مردی چهل فرشته می‌گمارد تا از پیش رو، پشت سر، سمت راست وچپ، او را حفاظت كنند و كار خیری نمی‌کند مگر این كه چند برابر برای او نوشته می‌شود وهر روز عبادت می‌کنند هنگامی كه در برابردشمن خود قرار می‌گیرند، علم اهل دنیا از ثواب الهی آن‌ها قطع می‌گردد وهنگامی كه مبارزه آغاز و سرنیزه‌ها راست می‌شود و تیرها در كمان قرار می‌گیرد وقدم جلو گذارده فرشته‌ها آن‌ها را در بر می‌گیرند و برای پیروزی آنان دعا می‌کنند. در این موقع منادی فریاد می زند: بهشت در زیر سایه‌ی شمشیرهاست و ضربت‌های وارد بر پیكر آنان از آب سرد در تابستان گواراتر است و وقتی شهید به خاطر ضربه‌هایی كه بر اندام وارد شده بر زمین می‌افتد هنوز بر زمین قرار نگرفته است، كه خداوند همسر بهشتی او را می‌فرستد تا برای او آنچه را كه در بهشت آماده كرده است مژده دهد وهنگامی كه بر زمین قرار گرفت، زمین به او می‌گوید: مرحبا به روح پاكی كه از جسم پاكی خارج شد بشارت باد تو را كه برایت چیزی آماده شده كه چشمی ندیده وگوشی نشنیده و بر قلب انسانی خطور نكرده است، و خداوند می‌فرماید: من جانشین او برای اهل و خانواده‌اش هستم، هر كسی آن‌ها را راضی كند مرا راضی كرده است و هر كس آن‌ها را خشمگین سازد مرا خشمگین كرده است.

در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هزاران نفر جانباز وهزاران نفر شهید داشته‌ایم این سؤال پیش می‌آید كه آنان كه شهید شدند چه دیدگاهی داشتند كه این گونه به سوی جبهه‌ها شتافتند و سرانجام به شهادت رسیدند. لذا، دراین مقاله سعی خواهیم كرد دیدگاه‌های شهدا را بررسی نماییم.

تعریف شهید:

واژه‌ی شهید وشهادت از كلمات رایج ومعمولی است كه فقط درباره‌ی برخی افراد به كار می‌بریم. هر كشته یا مرده ای شهید نیست. به كسی شهید گفته می‌شود كه در یك راه مقدس وبرای هدفی مقدس جان خود را از دست بدهد. به قول استاد مطهری شهید سه ویژگی دارد: یكی این كه در راه هدف مقدس كشته می‌شود. دیگر این كه جاودانگی می‌یابد. سوم محیط پاك می‌دهد. شهید كسی است كه با خون خود ارزش و ابدیت و جاودانگی داده است.

شهادت در لغت به معانی، گواهی دادن، كشته شدن در راه خدا، شهید گردیدن و عالم شهادت در مقابل عالم غیب آمده است و شهید یعنی؛ حاضر، شاهد، عالم به غیب و حاضر، یكی از اسماء حسنای خدا و سرانجام كشته شدن در راه خدا و دین است. شهادت، فدا كردن آگاهانه‌ی تمام هستی خود در راه هدف مقدس است. شهادت ارتقا وعالی ترین حد تكامل است.

کلمه‌ی شهید بزرگ‌ترین بار معنی را دارد، زیرا شهید در لغت به معنای حاضر، ناظر، گواه وگواهی دهنده وخبر دهنده‌ی راستین وامین وهم چنین به معنی آگاه ونیز به معنی محسوس و مشهود، كسی كه همه‌ی چشم‌ها به اوست و بالاخره به معنی نمونه، الگو و سرمشق است.

شهید قلب تاریخ است، هم چنان كه قلب به رگهای خشك اندام، خون، حیات وزندگی می‌دهد، پس بزرگ‌ترین معجزه‌ی شهادت این است كه به یك نسل ایمان جدید به خویشتن را می‌بخشد.

در تفسیر نمونه، اطلاق شهید از ماده‌ی شهود آمده است و به خاطر حضور رزمندگان اسلام در میدان نبرد با دشمنان و به خاطر آن است كه در لحظه شهادت فرشتگان رحمت را مشاهده می‌کنند.

در لسان العرب شهید وشهادت در لغت به معنای شهود وحضور است و شاهد وشهید یعنی حاضر و جمع آن شهداست.

در مجمع البحرین آمده است شهید یعنی كشته شده در راه خدا وجه تسمیه به خاطر آن است كه ملائکه‌ی رحمت به این شهدا می‌نگرند.

امام خمینی (ره) فرمودند: «شهادت برای ما فیض عظیمی است، جوآن های ما شهادت را آرزو دارند و ملتی كه شهادت را آرزو دارد پیروز است.»

شهادت از دیدگاه قرآن

در قرآن آیات فراوانی وجود دارد كه شهادت را توصیف نموده است و جایگاه و مقام والای شهیدان را بیان داشته است كه به نمونه ای از آن‌ها اشاره ای می‌شود:

«فاولئك مع الذین انعم الله علیهم من النبین والصدیقین والشهدا و الصالحین.»

آنان، كسانی هستند كه خدا بر آنان عنایت كرده است از پیامبران و صدیقین وشهدا و نیكوكاران.

«والذین آمنوا با الله ورسله اولئك هم الصدیقون و الشهدا عند ربهم لهم اجرهم ونورهم.»

و آنان كه به خدا وپیامبرانش ایمان آورده‌اند، آنان هستند صدیقین وشهدا در نزد پروردگارشان می‌باشند، آنان پاداشی و نوری برای خود دارند.

«وجیءَ با لنّبیّن و الشهدا وقضی بینهم بالحق و هم لا یظلمون.»

پیامبران وشهدا به صحنه محشر آورده شدند و میان آنان قضاوت به حق گرفت و به آنان ستمی وارد نخواهد شد.

«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عندربهم یرزقون.»

و كسانی كه در راه خدا كشته شده‌اند آن‌ها را مرده نپندارید بلكه زنده‌اند و نزد خدا روزی می‌خورند.

شهادت از دیدگاه پیامبر (ص) و معصومین(ع)

پیامبر بزرگوار اسلام (ص) درباره‌ی شهید فرمودند: «الشهید سبعه خصال من الله: اول من دمه مغفور له كل ذنب والثانیه یقع راسه فی حجزر وجنته من الحور العین وتمسحان الغبار عن وجهه وتقولان مرحبا بك و یقول هو مثل ذلك لهما والثالثه یكسی من كستوت الجنه والرابعه تبتدره خزنه الجنه بكل طیه ایهم یا خذمعه والخامسه ان یری منزله والسادسه یقال لروحه اسرح فی الجنه حیث شئت والسابعه ان ینظر فی وجه الله و آن‌ها لراحه لكل نبی وشهید.»

اولین قطره‌ی خونی كه از شهید به زمین ریخته می‌شود، همه‌ی گناهانش آمرزیده می‌شود. سرش در دامن دو همسرش (كه خدا به او عطا می‌کند) حورالعین قرار می‌گیرد و آنان غبار از صورتش پاك می‌کنند وبه اوخیر مقدم و آفرین می گویند و او نیز به آنان آفرین می‌گوید. از لباس‌های بهشتی به شهید پوشانده می‌شود. خدمتكاران بهشتی بابوهای خوش از او استقبال می‌کنند و برای این كه شهید را با خود ببرند از یكدیگر سبقت می‌گیرند. شهید جایگاه خود را در بهشت می‌نگرد و به او ندا می‌رسد در هر كجای بهشت كه می‌خواهی برو وجاودانه باش. او به طرف خدا نگاه می‌کند و لطف خداوندی برای هر پیامبر وشهیدی آرامش می‌آورد.

هم چنین آن حضرت فرمودند: هیچ قطره خونی نزد خدا محبوب تر از قطره خونی كه در راه خدا ریخته می‌شود نیست. كه شرافت مندانه ترین مرگ‌ها را شهادت می‌دانستند. و عقیده داشتند بالاترین نیكوكاری شهادت در راه خدا است.

حضرت علی (ع) محبوب‌ترین چیزی را كه ملاقات می‌کنند مرگ سرخ دانسته‌اند، كه «ان احب ما انالاق الی الموت» هم چنین آن حضرت، گرامی‌ترین مرگ‌ها را كشته شدن در راه خدا می‌دانستند كه وی می‌فرمودند: «اكرم الموت القتل» و پیوسته خود را دوست دار شهادت می‌دانستند و می‌فرمودند: «انی للشهاده لمحب»

امام صادق (ع) این دعا را در ماه مبارك رمضان می‌خواند: «و اسئلك ان تجعل وفاتی قتلا فی سبیلك تحت رایه نبیك مع اولیائك.»

خدایا از تو می‌خواهم مرگم را شهادت در راه خودت، زیر پرچم اسلام با اولیاء خودت قرار دهی.


طریق شهدا / ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و ومعصومین(ع)  وشهدا


دیدگاه‌های شهدا و انتخاب راه شهادت

برای اطلاع از دیدگاه شهدا بهترین و با ارزش‌ترین سندی كه وجود دارد، وصیت نامه‌ی آن بزرگواران است كه با مطالعه آن اسناد می‌توان از دیدگاه‌های آنان مطلع گردید. با بررسی بسیاری از وصایا كه به صورت اتفاقی از بین هزاران وصیت نامه انتخاب گردیده است آنان به دلایل ذیل شهادت را انتخاب كردند:

آگاهی داشتن از مقام والای شهدا

«ولا تحسبن الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون»

این آیه‌ی زیبای قرآن سرآغاز وصیت نامه‌های اكثریت قریب به اتفاق شهدا است. این آیه سرلوحه‌ی هدف مقدس شهیدان است؛ آنان كه از مقام والای شهدا و جایگاه شهید کاملاً با اطلاع بودند و با این علم وآگاهی و منطق به سوی جبهه‌های نبرد شتافتند و سرانجام به آرزوی دیرین خویش رسیدند. كه شهیدی اینگونه آرزو می‌کرد. «اللّهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیل الله» خدا توفیق شهادت در راه خودت را به ما عطا بفرما.»

رزمندگان كه پرورده‌ی مكتب سرخ تشیّع بوده‌اند، شهادت را فوز عظیمی می‌دانسته‌اند كه «شهادت مرگی است كه از جانب خدا به سوی امت محمد (ص) فرستاده شده است و برنده آن است كه با عمل صالح به امید پیروزی رزم آوران اسلام به سوی این مرگ با عزّت بشتابد.»

شهدا عطر زیبا ودلربای شهادت را در زندگی دنیای خویش احساس می‌کردند، چنان كه احسان باقری در وصیت نامه‌اش آورده است: «به درستی كه خداوند از مؤمنین جان ومالشان را خرید در عوض به آن‌ها بهشت را ارزانی داشت. من این نوع مرگ را بو كرده و بویش به مشامم می‌رسد.»

آنان می‌دانند والاترین مقام از آن شهید است، كه «شهید از همه افضل تر است»

شهید می‌داند كه خونش ثمر می‌دهد، زیرا انسان‌های در خواب غفلت را بیدار می‌کند، مشتی كوبنده می‌شود وبرسرهمه ی ستم گران تاریخ كوبیده می‌شود: «خون شهید به هدر نمی‌رود بلكه خروش بر آورده و بر دشمنان اسلام می‌تازد ونسل آن‌ها را هلاك می‌گرداند. این خون شهید است كه باعث می شودهر روز جوانان پاك وبا ایمان به سوی جبهه‌های حق می‌شتابند وراه شهدا را ادامه می‌دهند. خون شهید است كه بین نیروهای انسانی وحدت بخشیده و آنان را به سوی كمال رهبری می‌کند و این كمال رضای خداوند است.»

شهید می‌داند كه با شهادت زندگی واقعی را به دست می‌آورد و با شهادت به والاترین مقام دست می‌یابد و تاج «كرمنا» بر سرش می‌نهند و برترین می‌شود زیرا شهادت نصیبش گشته است:

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند

روبه صفتان زشت خو را نكشند

گر عاشق صادقی زمردن مگریز

مردار بود هر آنكه او را نكشند

شهادت چشمه‌ی آب حیات است كه شهید ازآن می‌نوشد و جاودانه می‌شود. چنان كه شهیدی عقیده‌اش را این گونه بیان كرده است: «تا حال مرده بودم و این لحظه آغاز جهاد وشهادت است، این احساس را در خود می‌بینم كه زندگی جاویدان را آغاز می‌کنم، شهادت انسان را به درجه اعلاء می‌رساند، چقدر شهادت در راه خدا زیباست و مانند گل محمدی می‌ماند، كه وارثان خون پاك شهید از آن می‌بویند.»

شهید می داندكه به همه جا نور افشانی خواهد كرد، راه را به دیگران نشان خواهد داد و همیشه راهنما خواهد بود. پس به راستی رزمنده ای چه زیبا گفت: «ما مردگان تاریخ بودیم، اگر شهادت وشهیدی نداشتیم، شهید شمع تاریخ است.»

رزمندگانی كه به درجه‌ی پر فیض شهادت نائل آمدند، می‌دانستند كه شهید با خدا معامله می‌کند و بر این عقیده بودند كه خداوند به پیمان خویش سخت وفادار است. «خداوند سبحان از مومنان جآن ها و اموالشان را خریداری می‌کند و بهشت به آن‌ها می‌دهد. آن‌ها در راه خدا پیكار می‌کنند، می‌کشند و كشته می‌شوند، این وعده حقی است بر او كه در تورات و انجیل و قرآن ذكر فرموده است چه كسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟»

شهید راهش را با آگاهی وبینش خود انتخاب كرده است، لذا، با جانش برای رسیدن به مقصود خویش می‌کوشد و فداكاری می‌کند و به مقصد می‌رسد، آنگونه كه شهیدی دیدگاه والای خویش را اینگونه به زبان آورده است: «خدایا تو شاهدم باش كه من درراه تو كوركورانه قدم بر نداشتم، به من صدها جان بده كه جانم را فدای تو واسلام عزیز بكنم و دِین خون شهدا را ادا كنم.»

شهادت خاصه‌ی افراد برترو گزیده‌ی حق واولیای اوست، شهادت زیباترین پیام كتاب هستی است، شهادت زندگی و حیات و خلاصه این كه «شهادت افتخار مردان است».

پس با آگاهی از مقام والای شهیدان رزمندگان همیشه تاریخ اسلام به سوی میدآن های نبرد شتافتند زیرا برای رسیدن به این مقام والا لحظه شماری می‌کردند، كه شهیدی گفته است: «بزرگ‌ترین آرزویم شهادت است.»

اطاعت از رهبری

«بدرستی كه شهادت آنچنان شیرین است كه هر كس نمی‌تواند این شیرینی را بچشد، مگر آنكه در خط امام باشد زیرا كه خط ولایت است كه انسان را از دنیا به آخرت می‌کشاند. اگر ما بخواهیم به الله برسیم باید پیرو ولایت فقیه باشیم، زیرا ولایت فقیه نماینده و مجری قانون خداست.»

شهدا اطاعت از رهبری را واجب می‌دانستند و به مردم سفارش می‌کردند: «اطیعوالله واطیعوالرسول و اولی الامر منكم پشتیبان ولایت فقیه باشید كه ولایت قلب اسلام است كه اگر ولایت و سرپرستی فقیه را از اسلام بگیرند اسلام از بین رفته است و اكنون پشتیبان ولایت فقیه كه امام خمینی است باشید.»

رزمندگان به فرمان رهبرشان به سوی جبهه‌ها شتافتند، زیرا اطاعت از رهبری را بر خویش فریضه می‌دانستند و معتقد بودند، هر چه رهبر فرمان دهد باید با جان ودل پذیرفت ومطیع بود. به قول حافظ:

به می سجاده رنگین كن گرت پیر مغان گوید

كه سالك بی خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

آنگونه كه شهیدی فرمانبرداری خویش را این گونه بیان كرده است: «به فرمان امام و رهبرانقلاب كه گفتند: جبهه‌ها را خالی نكنید، احساس مسئولیت كردم و به سوی جبهه‌ها حركت كردم و به این كار افتخارمی كنم كه به جبهه آمدم تا با چند قطره خون خود مانعی را از جلو این انقلاب بردارم و این كه وصیت نامه‌ی خود را آغاز می‌کنم، ملت شهید پرور و تمام شهیدان و رزمندگان، از شما ملت می‌خواهیم كه شما به فرمان امام و رهبر انقلاب اسلامی باشید ودرهرچه راه پیمایی هست شركت نموده تا مشت محكمی بر دهان ابرقدرت‌ها مخصوصاً آمریكای جهان خوار بزنید و به آن‌ها بفهمانید كه اگر دنیا دست در دست هم بگذارند نخواهند توانست ملت شكست ناپذیر ما را نا امید كنند و شكست بدهند.»

شهدا با عقیده وایمانی راسخ و استوار پذیرفته بودند كه رهبرشان اسوه و الگوی همه‌ی فضیلت‌هاست كه درباره‌ی امام خمینی فرمودند: «او جوهری بود به تمام معنا فرهنگ، او شخصیت جامع الاضدادی بود كه در اوج حماسه آفرینی و ترغیب لشكر اسلام به نبرد بی نظیربا دشمن متجاوز، پیروان و فداییان و سربازان خود را، اعم از ارتش وسپاه و بسیج، همیشه به خدا پرستی و خدا ترسی و كفّ نفس، خود سازی، خوش رفتاری و جوانمردی، حتی در برخورد با دشمن و ترحم وشفقت پس از اسارت آن سفارش می‌نمود. فرماندهی كه آرزویش پاسداری بود و می‌گفت: «ای كاش من هم یك پاسدار بودم» هر پاسداری گواه است كه همین یك جمله‌ی صادقانه و خالصانه، تا چه میزان برای او فرهنگ ساز و شخصیت آفرین بوده است: او فرمانده‌ی قوا بود كه مرفه تر از یك نوجوان بسیجی زندگی نمی‌کرد، او هیچ گاه دچار ذهن گرایی و ایده آل نگری به معنای یك بعدی گریزان از واقعیت‌ها، نشده بود. با درك عمیق و هوش سرشار اجتماعی، عدالت خواهی و عدالت گستری اجتماعی را با آرمان‌های دفاع مقدس عجین كرده بود.

آن رزمنده ای كه شهید شد، بر این عقیده بود، كه در وصیت نامه‌اش آورده است: «خمینی بت شكن ما را از ظلمت به نور رهبری نمود، و انشاءالله تا آخرین نفس و تا آخرین قطره‌ی خونی كه در بدن دارم كه متعلق به تمام مسلمین جهان است، برای تحقق بخشیدن به پیروزی اسلام بر كفر تحت رهبری این مرد بزرگ وفادار خواهم ماند.»

شهیدی دیگر عشق وعلاقه ی خود را به رهبرش اینگونه بیان كرده است: «من آنقدر علاقه به رهبر كبیر انقلاب دارم كه دلم می‌خواست حتی یك بار هم شده است جمال او را زیارت كنم. اما به علت كثرت گناهان لیاقت آن را نداشتم. خدا وامام زمان و پیامبران و امت حزب الله می‌داند كه چه زحمات فراموش نشدنی برای اسلام وملت ما انجام داده ولی یك خواهش از رهبرم دارم و آن این است چون پیش خدا بسیار عزیز است از خدا بخواهد گناهان مرا ببخشد.

ای امت حزب الله پیرو ولایت فقیه باشید كه هستید، من آنقدر به رهبرم علاقه دارم كه حاضرم با خاك كفش او مرا دفن كنند تا از گناهان من كاسته شود تا مورد مغفرت قرار گیرم. »

دفاع از اسلام

از هنگام ظهور اسلام در عربستان ورواج دین الهی كه باعث بیداری انسان‌های آزاده در جهان گردید، برای ترویج ودفاع از آن افراد بسیاری در طول تاریخ جان خویش را فدا كردند تا این دین الهی پایدار و زنده بماند. پیشوایان دینی ما در صدر اسلام برای تحقق آرمان‌های اسلام چه سختی‌ها كشیدند و شهیدان كه از پیروان راستین ائمه دینی هستند به عنوان وظیفه‌ی شرعی، پاسداری از دین را وظیفه خود می‌دانستند و با نثار جان از این هدیه مقدس دفاع کرده‌اند، چنان كه عبارت زیر مضمون اكثروصیت نامه‌های شهدا است: «به این عنوان در این جنگ وشهادت شركت كردم، فقط برای پیروزی اسلام و بر افراشته شدن پرچم قولوا لا اله الا الله تفلحوا بر فراز بام دنیا، كه هیچ در این مبارزه حق علیه باطل آرزوی كشته شدن ندارم، فقط بكشم كفار را وپیروز شویم، اگر در این پیروزی و بر افراشته شدن این پرچم عدل و انسانیت بنا باشد خون من ریخته شود حاضرم این خون وجان را تقدیم و تسلیم خالق یكتا كنیم.

جان چه باشد كه فدای قدم دوست كنیم

این متاعی است كه هربی سروپایی دارد

یكی از اهداف مقدس شهیدان، احیای دین خداوند و پاسداری از حریم اسلام بوده است. آن گونه كه شهیدی دیدگاه خود را چنین بیان كرده است: «این كه با یاد خدا به جبهه می‌روم خدای من شاهد است كه نه برای گرفتن انتقام ونه برای این كه وقتی شهید شدم به بهشت بروم، تنها هدفم از این كار احیای دینم و تداوم انقلابم می‌باشد، برای رسیدن به این هدف وارد می‌شوم و خدا را به یاری می‌طلبم، زیرا هدفم خدا و مكتبم اسلام است اگر شهید شوم به خدای كعبه رستگار می‌شوم.»

شهدا با آن اخلاص و یك رنگی كه داشتند بر این عقیده بودند كه «وقتی اسلام عزیز در خطر است باید خون داد وآن را یاری نمود مانند روز عاشورا كه امام حسین (ع) سرور آزادگان پسر رشید ودل بند خود را به قربان گاه عشق فرستاد.»

شهدا كه پرورش یافته‌ی مكتب اسلام بودند در پاسداری از حریم دین به ادامه دهندگان راهشان سفارش کرده‌اند: «آیا شهدا جز برای اسلام و احكام اسلام كه باید بر جهان حاكم باشد و حكومت خدا بر مردم حاكم بشود جان خود را باختند؟ پس باید به اجتماعات مذهبی اهمیت زیاد بدهید كه همین اجتماعات مذهبی و مساجد و سینه زنی‌ها وروضه خوانی‌ها ودعا خواندن‌ها بود كه جامعه‌ی ما را این طور پیش برده است.»


طریق شهدا / ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و ومعصومین(ع)  وشهدا

حس میهن دوستی

بی گمان علاقه به وطن وعشق به آن در فطرت هر ایرانی سرشته است و ازاین رو ایرانی مسلمان به وطن وسرزمین خویش علاقه ای خاص دارد كه «حبّ الوطن من الایمان» دوست داشتن وطن از ایمان است.

عشق به میهن و وطن دوستی یكی از موضوعات و مضامین مهمی است كه از دیرباز در ضمیر ایرانیان غیرت مند وجود داشته و دارد.

عشق به ایران از زمان‌های بسیار دور در اندیشه ایرانیان جلوه گری می‌کرده و اسطوره‌های ایران مملو از عشق به وطن پرستی است، آرش كمان گیر به خاطر تعیین حد ومرز وطن در مقابل بیگانگان می‌ایستد و تمام وجود خویش را در تیری قرار می‌دهد و جان خود را فدای ایران می‌کند.

فردوسی در شاهنامه آن هنگام كه كاووس را در دام پادشاه هاماوران اسیر می‌بیند و پادشاهان دیگر سرزمین‌ها، از هر سو به ایران می‌تازند و تازیان و تركان قصد تصرف این سرزمین گوهرخیز را دارند، ایرانیان میهن پرست به سراغ رستم (نماد وطن دوستی) می‌روند. او این گونه وطن را معرفی می‌کند:

دریغ است ایران كه ویران شود

كنام پلنگان وشیران شود

همه تن به تن سر به كشتن دهیم

از آن به كه كشور به دشمن دهیم

میرزاده‌ی عشقی شاعرشهید عصربیداری، درباره‌ی وطن و پاسداری ازآن چنین می‌سراید:

خاكم به سر زغصّه به سر خاك اگر كنم

خاك وطن چو رفت چه خاكی به سر كنم

آوخ كلاه نیست وطن تا كه از سرم

برداشتند فكر كلاهی دگر كنم

نسیم شمال به خاطر آنكه میهن در دست استعمارگران گرفتار شده است این گونه می‌نالد:

ای غرقه در هزار غم وابتلا وطن

ای در دهان گرگ اجل مبتلا وطن

ای یوسف عزیز دیار بلا وطن

بی كس وطن، غریب وطن، بی نوا وطن

رزمندگان اسلام اگر چه به فرمان رهبری برای دفاع از اسلام به جبهه‌های جنگ می‌شتافتند تا سرزمین ایران را از چنگ مهاجمان نجات دهند، بر این عقیده هم بودند كه وطن ارزشی والا دارد، آنگونه كه در وصیت نامه‌ی شهیدی می‌خوانیم: «جان بر كف به جبهه می‌روم، شهید می‌شوم، این تن امانتم را كه خدا آفریده است و از آن اوست به راهش خواهم داد. صحنه‌هایی را كه مشاهده كرده و می‌کنم از مرگ نمی‌هراسم می‌کشم تا كشته شوم، سلول‌های بدنم به جوش وخروش در آمده است. اینك می‌روم تا انتقام خون میلیون‌ها افراد بی گناه ومستضعف را از صدام خون آشام بگیرم یا شهید میشم و یا پیروز بر می‌گردم چه كشته شوم چه بكشم برایم فرقی ندارد جانم را فدای وطن واسلام می‌کنم.»

و شهیدی دیگر اینگونه نوشته است:

«اینك كه آمریكا وشوروی به وسیله‌ی ایادی داخلی وخارجی به وطن وخاك مقدسمان هجوم آورده‌اند فرصت را برای دفاع ازدین برترمان اسلام، و سرزمین دلاورمان ایران از دست ندهیم و منافقین كه برای ما خواب حمام خون را دیده‌اند باید بدانند كه با خون خویش وضو ساخته و در محراب عبادت خویش را آماده‌ی شهادت خود سازیم.»

شهدا بر این عقیده بودند كه:

جامه ای كاو نشود غرق به خون بهر وطن

بدر آن جامه كه ننگ تن وكم از كفن است

ای استاده در چمن آفتابی معلوم

وطن من!

ای تواناترین مظلوم

تو را دوست می‌دارم

ای آفتاب شمایلی دریا دل

ایستاده‌ام در كنار تو سبز وسربلند

دنیا دوزخ اشباح هولناك است

وتوآن درخت گردوی كهن سالی

وبیش تر از آن كه من خوف تبر را نگرانم

تو ایستاده ای

تفكر بسیجی:

«رحمت خداوند بزرگ بر بسیج مستضعفین كه به حق پشتوانه‌ی انقلاب اسلامی است.»

بسیج در لغت به معنی ساختگی كارها وكارسازی و ساخته شدن و آماده گردیدن است، خصوصاً ساختگی وكارسازی سفر را گویند.

بسیج، ساختگی و آمادگی و آماده شدن برای كارهای خاص است.

بسیج، ساختگی وآمادگی و آماده شدن را گویند.

اسدی طوسی بسیج را به معنی آماده شدن آورده است:

سپه را چو داری به چیزی بسیج

رسانشان بزودی و مقرار هیچ

بسیجی حاصل مصدر است، به معنی آماده و مجهز بودن و پوشنده ی ساز جنگ، كسی كه سامان واستعداد كاری كند.

به جان تشریف مدح من بسیجد

مرا چون دید در مدحت بسیجی

اگر چه بسیج به عنوان سازمانی منسجم از بركات انقلاب اسلامی است، اما تاریخچه‌ی آن به زمان پیامبر بزرگوار اسلام (ص) می‌رسد، كه به فرموده‌ی امام خمینی (ره): «قضیه‌ی بسیج همان مسألهای است كه در صدر اسلام بوده است، وقتی جنگ می‌شد، طوایف مختلف می‌آمدند و به جنگ می‌رفتند و این مسأله ی جدیدی نیست و در اسلام سابقه داشته است.»

حال اگر بخواهیم از بسیج تعریفی ارائه دهیم، معمولاً افراد جامعه در تعایف خود به ویژگی‌ها و فضائل دلاوران بسیجی، كه در طول دوران دفاع مقدس با برخورداری از آن توانستند خود را به جهانیان معرفی كنند، اشاره خواهند كرد؛ ویژگی‌هایی چون، ایثار، اخلاص، شجاعت، آماده بودن برای شهادت و مانند آن‌ها كه بسیجی را الگو ساخت. آنگونه كه امام خمینی (ره) فرمودند: «بسیج مدرسه‌ی عشق و مكتب شاهدان وشهیدان گم نامی است كه پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‌اند.»

آیت الله خامنه ای در این باره فرمودند: «بسیج عبارت است از مجموعه ای كه در آن پاک‌ترین انسان‌ها، فداکارترین وآماده به کارترین جوانان كشور در راه اهداف عالی این ملت وبرای به كمال رساندن وبه خوشبختی رساندن این كشور جمع شده‌اند.»

به طور كلی دونوع طرز تلقی از بسیج وجود دارد:

الف) گروهی بسیج را یك تفكر و فرهنگ خاص می‌دانند كه در بر دارنده‌ی آداب ورسوم و سنت‌های مخصوصی است و منشأ و اساس این تفكر واعتقادات، اسلام است. طرفداران این تعریف، عضویت در سازمان خاص كه در گذشته بسیج مستضعفین و اكنون نیروی مقاومت بسیج نامیده می‌شود شرط اصلی بسیجی نمی‌دانند، بلكه بر این باورند كه هر فردی كه از فرهنگ وتفكر مورد نظر برخوردار باشد، می‌تواند یك بسیجی باشد.

آن گونه كه امام خمینی (ره) فرمودند: «افتخار من این است كه خود یك بسیجی‌ام»

و در جای دیگری فرمودند: «بسیجی كسی است كه برای ارزش‌های اسلام اهمیت دارد، معتقد به خداست، خاضع وخاشع در مقابل پروردگارعالمیان، در دل مشتاق معراج است.»

ب) گروهی دیگر بسیج را یك ارگان و سازمان نظامی خاص می‌دانند و این گروه به بُعد نظامی گری اش بیش تر توجه دارند، اما فرهنگ وتفكر بسیجی را نفی نمی‌کنند و بر مبنای این تفكر، گروهی از افراد جامعه را كه به فعالیت‌های نظامی می‌پردازند و از فكر بسیجی برخوردارند و به عضویت در نیروی مقاومت بسیج در آمده‌اند بسیج می‌دانند.

آیت الله خامنه ای، بسیج را اینگونه تعریف کرده‌اند: «بسیج عبارت از تشكیلاتی كه در آن افراد متفرق وتنها، به یك مجموعه‌ی عظیم ومنسجم، به یك مجموعه‌ی آگاه ومتعهد و بصیرو بینای به مسائل كشور و به نیاز ملت، تبدیل می‌شوند.»

آنچه مسلم است، هر دو دیدگاه بر تفكر بسیجی توجه دارند بنابراین، «بسیج سازمانی است مبتنی بر تفكر بسیجی، كه از طریق جذب آموزش و سازماندهی آحاد مردم، باعث حضور قدرت مندانه ی آنان در صحنه‌های مختلف انقلاب فراهم آمده و تحت فرمان ولی فقیه، مأموریت‌های محوله را انجام می‌دهند.»

شهدای ما با این تفكّر در جبهه حضور می‌یافتند و بر بسیجی بودن خود می‌بالیدند. آن گونه كه شهیدی راز درونی خود را این گونه بر زبان آورده است: «خدایا من حقیر كه لیاقت این لباس بسیجی را نداشتم، تو به من عنایت كردی.»

بسیجی رشد همه جانبه ی شخصیت انسان را در نظر می‌گیرد، این رشد تربیت روح، عقل، نفس منطقی، عواطف و حواس را شامل می‌شود. بنابراین؛ با رشد انسان و تمام جنبه‌های روحی، عقلی، تخیلی وعلمی او را لازم می‌داند و همه‌ی خواسته‌های انسان را تا رسیدن به كمال مطلق در نظر می‌گیرد. لذا، بسیجی دوست دارد در حال كمال به لقاءالله برسد ودر این زمینه، دعا می‌کند كه «خدایا من می‌خواهم در روز قیامت با لباس بسیجی با هم سنگرانم و صورت خونین خدمت امام حسین ومادرش حضرت زهرا (س) برسم.»

این شهید در قسمت دیگری از وصیت نامه‌اش واژه‌ی بسیجی را مقدس بیان كرده و آورده است: «بسیج باید با وضو گفته شود. بسیجی‌ها آیات قرآن هستند به آیات قرآن احترام بگذارید.»

نگرش عاشورایی

از عاشورای سال 61 هجری تا به امروز حدود 137. سال می‌گذرد، اما هر روز كه می‌گذرد جلوه و عمق عاشورا نه تنها كاسته نشده است بلكه هر سالی كه می‌گذرد قلمروی گسترده و عمق بیش تری می‌یابد. انگار هر شفق كه پدیدار می‌شود خون شهدای كربلا را بر پهنه‌ی آسمان می‌پاشد و كل یوم عاشورا را برای همه‌ی عالمیان زمزمه می‌کند.

عاشورا یعنی، تغییر حالت روحی انسان‌ها، یعنی دگرگونی، یعنی، «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.»

هیچ حادثه و واقعه‌ی دیگری مانند عاشورا درتاریخ اثر گذار نبوده و نیست، حتی شهادت حضرت عیسی (ع) اینگونه در جامعه‌ی مسیحیان اثر نگذاشت.

عاشورا نه تنها سیطره‌ی بنی امیه را دگرگون كرد، بلكه تنها مبانی ارزش‌ها گردید و خود حادثه یا اسطوره ای شد كه در قلمرو روح انسان‌ها تغییر و تحول ایجاد كرد.

لذا، عاشورا دلیل زنده بودن محرم تنها نیست بلكه انقلاب زنده و سازنده روزگار ما و همه‌ی زمان‌ها خواهد بود.

عشق به سید الشهدا به عنوان یك فرهنگ و بنیان اساسی در اندیشه وگفتار و اعمال شهدا جلوه گری می‌کند، جوهر اندیشه و تفكر و جهان بینی شهدا را منطق عاشورا تشكیل داده است و با همین عشق به سالار شهیدان بود، كه رزمندگان در جبهه‌های حق علیه باطل حماسه‌های فراموش نشدنی آفریدند، كه شهیدی آرزوی خویش را در وصیت نامه‌اش چنین آورده است: «خوشا به حال آنان كه راه حسین را انتخاب كردند و چگونه مردن را انتخاب نموده ودر میدان مبارزه‌ی حق علیه باطل به لقاء و ضیافت خدا شتافتند.»

رزمندگان، امام حسین (ع) را به عنوان اسوه، الگو وسرمشق خویش می‌دانستند و عقیده داشتند، باید راهش را برگزینند و از خورشید پر فروغش شعله بر گیرند. كه شهیدان، سعادت جاودانی را راه او می‌دانستند. «من راهی را انتخاب کرده‌ام كه حسین (ع) در صحرای كربلا آن را انتخاب كرده، من راهی را انتخاب کرده‌ام كه سعادت جاودانی در این راه است.»

آنان كه به فیض شهادت نائل آمدند، همه‌ی مردم را در برابر اسلام مسئول می‌دانستند و فریاد «هل من ناصرینصرنی» امام حسین (ع) را از صمیم دل می‌شنیدند و به مردم سفارش می‌کردند: «فكر كنیم كه وقتی در مجالس سوگواری ابا عبدالله ناراحتیم از این كه چرا كربلا نبودیم، تا در مقابل كفر یزید بجنگیم. مگر حال با چه كسی در نبردیم؟ مگر یك طرف فرزند زهرا (س) و در طرف دیگر فرزند ملعون معاویه نیست؟ مگر حالا وقت به پا خاستن نیست، مگر نمی‌خواهید یاری گر حسین زمان باشید.»

رزمنده ای دیگر كه اكنون به خیل شهدا پیوسته است، بر معرکه‌ی افراد سودجو و فرصت طلب می‌تازد و ندا بر می‌آورد: «ای كسانی كه آرزومی كردید كه ای كاش در روز عاشورا بودید و درصحرای كربلا امام حسین (ع) را یاری می‌کردید، اكنون بدانید كه ایران ما كربلا و هر روزش عاشورا است، پس برخیزید و حسین زمانتان را یاری كنید.»

ما در مسیر حادث مأوی گزیده‌ایم

پیغام موج از لب دریا شنیده‌ایم

در جبهه ای به وسعت دل‌های تشنه كام

مردانه از شراب تمنا چشیده‌ایم

گاه هجوم از سرسنگر به رأی عشق

چون جویبار بر تن صحرا دویده‌ایم

از پشت خاك ریز بلند ستاره‌ها

در خون وخاك پیكر مهتاب دیده‌ایم

و این دیدگاه شهیدی دیگر است كه در وصیت نامه‌اش آورده است: «من آگاهانه و داوطلبانه این راه را رفتم چون می دانم كه این راه، راه پیامبران الهی و ائمه معصومین است، قرآن چراغ راهنمای این راه و امام زمان (عج) فرمانده آن است. من در راهی گام نهادم كه سالار شهیدان حسین بن علی (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش در صحرای كربلا به شهادت رسیده و حضرت علی (ع) شیر خدا، پیشوای شیعیان جهان در محراب عبادت به شهادت رسید.»


طریق شهدا / ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و ومعصومین(ع)  وشهدا


نتیجه

شهدا با آگاهی از مقام والای شهادت كه بر گرفته از آیات قرآن و احادیث است و با آگاهی و علم به این كه شهید در نزد خداوند بالاترین مقام را دارد و برای همیشه زنده و ازمقربین حق تعالی است. به فرمان رهبری- كه اسوه و الگوی همه‌ی فضیلت‌هاست واطاعت از او واجب است- با ایمانی راسخ برای دفاع از اسلام و احیای دین خداوند و پاس داری از حریم آن به سوی جبهه‌ها شتافتند.

آنان می‌دانستند كه پاسداری از وطن وظیفه ملی و دینی است. لذا، با تفكر بسیجی كه ایثار و اخلاص و شجاعت از ویژگی‌های آن است هم چون عاشورائیان، برای احقاق حق و پاسداری از دین با عشق و علاقه به سوی جبهه‌ها شتافتند و سرانجام به فیض شهادت نائل آمدند.

 

منابع و مآخذ


منبع :سایت یاد وخاطره شهدا به نقل از  پایگاه ایثار



نوع مطلب : مقالات و مطالب فرهنگ ایثار و شهادت، فرهنگ ایثار و شهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا