یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
وصیتنامه شهدا - کلام شهدا - تفکّرات شهدا - مطالب و مقالات فرهنگ ایثار و شهادت

چگونه می‌توانستم مشاهده كنم كه هر روز عده‌ای از بهترین برادرانم شهید می‌شوند و من به كارهای روزمره مشغول باشم. من نیز با همة التهاب درونیم و برنامه‌های تنظیم شدة آیندة‌زندگیم و با همة‌ وابستگی به خانواده‌ام، همه و همه را در یك جا، و اطاعت از امام را در یك جمله همانند دیگر برادرانم معاوضه كردم و این مرگ را از عسل بروجودم گواراتر دانستم.

شهید علی‌اصغر بابازاده اصل

 خدایا چون به گلستان نظر كنم می‌بینم آنان كه با ما بودند ما را واگذاشته و رفته و خانة‌اقبال خویش را ساخته‌اند. حال در این اندیشه‌ام كه آنان كجایند و ما كجا؟ ایشان چه برداشته‌اند . ما چه ذخیره كرده‌ایم.

شهید غلامرضا آلوئی

 من سرباز گنهكار این نامه را در حالی می‌نویسم كه رمز عملیات اعلام شده و نیروهای خط شكن از خط دشمن عبور كرده به پیش می‌تازند. و ما منتظر اعلام شروع عملیات مهندسی هستیم. صدای انفجار و شلیك گلوله‌ها و منورها كه سراسر منطقه را روشن كرده‌اند هل من ناصر حسین را تداعی می‌كند كه ای یاوران حسین واقعة كربلا تكرار شده و هر كس عشق حسین دارد بیاید، و هركه هوس كرب و بلا دارد بسم‌الله معمولاً كسی كه قرار است زخمی یا شهید شود تا حدودی آگاه است به این امر، ولی من عاصی فكر نمی‌كنم این سعادت نصیبم شود، چون گناهان مهری شده بر دلم و حالم را میرانده ولی جو عملیات ایجاب می‌كند تا آمادة شهادت شوم. بدانید و آگاه باشید كه من این راه را با شناخت انتخاب كردم و این شناخت عقلم و الهام قلبم بود كه هدایتم كرد. پس ای گمراهان كمی به خود بیایید و كاملاً منصفانه و بیطرفانه به عقل و قلبتان رجوع كنید تا راه هدایت را دریابید.

شهید جاوید ایمانی


لحظات آخر عمرم سپری می‌شود، چون تشنه‌ای كه در بیابان انتظار آب زلال می‌كشد و یا كودك گرسنه‌ای كه هر لحظه چشم به راه پستان مادر است من هم انتظار دیدار محبوبم را می‌كشم و قلبم بشدت می‌تپد. احساسات درونیم چیزی نیست كه در این چند جمله بیان كنم، در تمام وجودم احساس آرامش می‌كنم، فقط از خدا می خواهم كه كمكم كند تا بتوانم بر هواهای نفسانی غلبه كنم و عملی از من بروز نكند كه موجب خشم خدا باشد و یا در راه جهاد غیر خدا باشد.
شهید رسول ستاریان

 شكر خدای را كه توفیق یافتم در راه مبارزة حق علیه باطل شركت كنم و آنچه را والله دارم در طبق اخلاص قرار دهم. من اكنون می‌روم كه با خدایم ملاقات كنم تا آتشی را كه درونم مشتعل شده خاموش كنم. بارالها قدرتی به من عطا كن و لطفی بفرما تا در آخرین لحظات عمر نام تو را بر زبان داشته باشم. سپاس خداوند بزرگ را كه به من عنایت فرمود كه جانم را نثار اسلام نمایم پیروز باد اسلام نابود باد دشمنان اسلام و سلام بر امام خمینی.

شهید مهدی الیاسی

 سلام ای رهبرم ای بهتر و برتر از جانم من امروز آخرین دیدار را با دوستان كردم. برآنم تا كه جانم را رها سازم چو تیر از تركش این تن.

شهید غلامرضا عبدالهی

 ساعت12 نیمه شب است و امشب دلم شور دگر دارد، چون به یاری الله قرار است فردابه جبهه اعزام شوم و با اخلاص و ایمان كامل به ندای هل من ناصر ینصرنی مرجع تقلیدمان و رهبر كبیرمان و گل سرخ انقلابمان یعنی امام خمینی جواب داده و جان ناقابلمان را تقدیم اسلام نماییم. خدایا از شور و شوق جبهه رفته دیگر مغزم كار نمی‌كند.

شهید محمدباقر اسلامی مفیدآبادی

 احساس می‌كنم كه این شبها شبهای آخر من است و چند روزی تا رسیدن به معبود فاصله ندارم. چه خوب است از خود گذشتن و به ملكوت پیوستن از هیچ به همه چیز رسیدن و چه زیباست شهادت.

شهید مصطفی ابراهیم‌آبادی

 چه زیباست آگاهانه به پیشواز شهادت رفتن، چه شیرین است جان دادن در راه خدا چه عارفانه است نالة‌آخرین را سر دادن چه پویاست راه حسینیان چه باطراوت است عطر خون شهیدان چه عظیم است تكلیف دفاع از اسلام و مسلمین و چه سنگین است مسئولیت زینبیان در رساندن پیام خون شهیدان راست قامت جاودانة‌تاریخ.

شهید علیرضا حجت‌دوست

 

جز شهید شدن در راه الله هیچ آرزویی ندارم. در این لحظه از خوشحالی در پوست نمی گنجم. به شما وصیت می‌كنم كه در راه اسلام از هیچ فداكاری دریغ نكنید و مسائل و مقررات دین مبین اسلام را اجرا نمایید. در صورت شهید شدنم ناله و زاری نكنید و خوشحال باشید.

شهید شجاع‌الدین داودی

 

هر لحظه كه احساس می‌كنم دیگر این روزها آخرین ساعات و لحظات زندگیم می‌باشد آنچنان كالبد وجودم از عشق و محبت او می‌شود كه گمان نمی‌كنم هرگز حتی در میان آتش جهنم هم لحظه‌ای چشم امید را از آن مبدأ امید و فیض و از آن سراسر رحمان و رحمت بربندم و فكر نمی‌كنم هیچ وقت عنایات او را نسبت به خودم چه آن وقت كه اراده‌اش بر خلقم قرار گرفت و چه لحظه‌ به لحظه‌های زندگی خود فراموش بكنم. آری، همة ما هر لحظه در نسیم الطاف الهی هستیمان به اهتراز درمی‌آید و صفات زیبنده ووصف ناپذیر اوست كه همچنان در عالم نقش و نگار ایجاد می‌كند. اینهمه جلوه بر تاروپود جهان آنچنان حیاتی از شكوه و عظمت و ابهت الهی می‌آفریند كه اگر آنی به صید دلی درآید گمان نمی‌كنم كه دیگر هرگز از آن دل بتوان عشق به آن تماشاگر راز بیرون آورد مگر آن دل از سنگ باشد و بقایش از خاك بیحاصل دنیا و اندوخته‌اش نیز مشتی از شوره‌زار آن خاك.

شهید الطفات شرافتی

 

و چه دردناك است است قصه هر لحظه باید خود را برای مرگ آماده كنیم و مرگ را در برابر دیدگان خویش قرار دهیم. اینها یك طرف، آن لحظة‌بعد از مرگ را به خاطر بیاوری كه دیگر یارای هیچ نداری و تنها گواهت كردارت و شهادتت. پس چه خوب قبل از آنكه مرگ تو را دریابد و هیچ كاری از تو برنیاید به خویش بازگردی و خود را در تراوزی خویشتن بسنجی. تمام عمر غرق در گناه و شناور در اشتباه بسان غریقی در لجنزار كه دیگر هیچ امید نجاتی نداری، باید به انتظار مرگ بنشینی تا تو را دریابد. نه هرگز، بیندیش و ببین چه می‌كنی؟ سپس آن وقت كه به سجده می‌افتی و سپاس می‌گذاری آن كه تو را برای چنین روزی زنده نگهداشت؛ روزی كه در راهش و در خدمت مردمی كه برای او قدم برمی‌دارند، به میدان بروی. میدان آزمایش كه یك طرفش كفرو طرف دیگرش سلحشورانی با ایمان كه برای حق مبارزه می‌كنند وقتی این چنین می‌اندیشی و خود را در كنار همة آنها و جزو یارانش احساس می‌كنی، دیگر مرگ مفهومی ندارد و مرگ را راه فلاح و سعادت می‌بینی و در وصال با الله چه زیباست این گونه بودن این گونه زیستن و این گونه مردن. آری خدا می‌داند كه الآن احساس می‌كنم در حال رفتن به سوی اویم، و بهترین و لذتبخش‌ترین لحظات تمام عمر و زندگیم همین لحظات است، زیرا یك انسان گنهكار و شرمنده و بی‌نهایت كوچك به سوی معبود خود عشق خود و رب خود بی‌نهایت عروج می‌كند و بالا می‌رود. خدایا، ای كاش هزاران جان داشتم و به خاطر رضای تو در راه امام خمینی كه همان را اسلام عزیز است، می‌دادم.

شهید رضا عرب‌كرمانی

 

مدتی است احساس راحتی می‌كنم، گویی یك كوله از گناهانم ر از دوشم برداشته‌اند و دلم هوای دیار دیگری كرده است، گویی حسین مرا صدا می‌زند و می‌گوید بیا آخر تو هم حسین حسین گفته‌ای و زیر لب زمزمه كردی آخر تو هم برای من بر سینة خود زدی و اشكی ریخته‌ای بیا كه در انتظارت هستم.

شهید علی رسولی

 

باید مهیا شد، باید كوله بار هجرت را بر پشت نهاد و آمادة‌گام نهادن به سوی دیار عاشقان شد. و من هجرت كردم از دیارم و از پیش عزیزانم و آماده‌ام تا به سوی دیار عاشقان و به سوی الله او كه از هر عزیزی عزیزتر است و نهایت و غایت اوست، بروم. هجرت كردم و از طریق جهاد كه نزدیكترین راهها به سوی او و یكی از درهای بهشت است آغاز نمودم، تا اگر لیاقت آن را داشته باشم به وجه الله نظر كنم. خدایا تو چگونه افرادی را انتخاب می‌كنی و معیار چیست؟ اگر من دارای آن معیارها نیستم و لیاقت این فوز عظیم را ندارم تو كه قدرت این را داری با لیاقتم كنی با لیاقتم كن، تا به ندای «هل من ناصر ینصرنی» سالار شهیدان حسین و ندای رهبرم این حسین زمان لبیك گفته و در نهایت به سوی تو بشتابم.

شهید محمود ذاكری

 

نمی‌دانم آیا لیاقتش را دارم یا نه؟ حتماً كه نه. بنابراین شرم دارم از اینكه خود را سرباز اسلام فرض كنم. من در این راه پا نهاده‌ام وجود را به خدا سپرده‌ام كه به بهترین نحو در سبیل خودش و مستضعفین هدایتم كند و برای خودش بسازد و به بار آورد. به خدا دوست دارم كه بستر آسایشم را به خارهای جانگداز بیابان بگذارند و همه شب بر بالین ناهموار بیدار بمانم، راضیم كه مرا با زنجیر آهنین سخت ببندند و در همان كوه و دشت مرز بر سنگ و خار بكشانند، ولی هرگز راضی نیستم كه دشمن یك وجب از خاكم را تصاحب كند. آری گلگون كفنان یعنی آنهایی كه در راه دین و عدالت به خون گلوی خود آغشته شدند در این جهان جز نام و افتخار نخواهندداشت. بهترین گلهای پدران و مادران این سرزمین را خداوند انتخاب می‌كند و می‌برد ولی به امید خدا می‌روم و می‌دانم كه سعادت این رحمت را ندارم.

شهیدعنایت‌الله كاووسی

 

اكنون می‌بایست دفتر را بست و مهمّات را به دوش كشید و به سوی وصال شتافت و دین خدا را در جهان نثبیت كرد و بشریت را همراه خود به سوی حق كشانید. گرچه جهت بسیار است هوا در حال تاریك شدن است و روحها در حال جدا شدن از بدن و نفسها از عیب پاك شدن، و عقلها غایب و هواها مغلوب و معصیتها به خاطر جهاد در حال به حسنه تبدیل شدن پس شما را به خدا می‌سپارم و توصیه می‌كنم به ذكر خدا و یاد خدا.

شهیدابوالفضل عموئی

 

 بدین ترتیب آخرین تصمیم گرفته شد و اولین حركت آغاز خواستار دخول در میان بندگان خدا و دخول در بهشت شدم و تعیین این نیاز را پیوستن به سپاه اسلام دیدم، چرا كه سپاهیان پاسدار انقلاب اسلامی این جنودالله و لشگریان امام زمان بریده از دنیایند و بندة خدا اما برای اینكه شیطان به وهم و خیالم نیفكند و خاطر از وسوسه‌های خناسی آسوده گردد از آن سید روضه‌خوان خواستم تا برایم استخاره‌ای كند كه در طلب خیر از معشوق پاسخ صریح بشنوم آه كه چه زیبا فرمود:« بسم‌الله الرحمن الرحیم- سبحان الذی اسری بعبده» و بدین گونه نفس مطمئنه از ذكر الله در پاسخ ربش ندای طلب رجوع و دخول در بندگان حضرت حق و دخول در بهشت سرداد كه لبیك لبیك.

شهیدنجفعلی كلامی

 

دلم بشدت می‌تپد خودم را در كهكشانها در حال اوج می‌بینم شوقی عظیم وجودم را احاطه نموده سردم گرمم خوابم، بیدارم ،مستم، هوشیارم، نمی‌دانم ،نمی‌دانم. خدا را در یاد شهدا می‌بینم حسین را در شهادت و شهامت می‌بینم امام حاضر امام خمینی را می‌دانم. تودة‌مسلمان نمی‌دانم چرا این چنین می‌نویسم این چنین می‌گویم و شاید هم از فراز انسانیت فراتر رفته‌ام و شاید هم از آن بالاتر شهادت را لمس نموده‌ام و نمی‌دانم تحفة‌ جانم هدیه روح و روانم و بعد جسم بی‌جانم را امامم را، رهبرم، زعیم بزرگ شیعه امام خمینی می‌پذیرد لمس می‌كند یا دعایی بر آن می‌خواند. باری، رفتم و به خدایت می‌سپارم باشد كه با فدا شدن جانهای بی‌مقدار دین خدا دین محمد و ائمه اطهار است آبیاری شود و باغبان این گلزار محمدی امام خمینی امت را به سرمنزل مقصود راهنمایی كند.

حسین فرجادی‌كوشا

 

 

حال كه از دنیای شما می‌روم، غمی بزرگ به دل دارم و با چشم گریان دنیای شما را ترك می‌كنم. غم من از این نیست كه در اوان جوانی دنیا را ترك می‌كنم و غم من این نیست كه مادر، زن، فرزند، و خانواده‌ام را ترك می‌كنم نه بلكه غم من از این است كه خدای من آخر چرا یك جان كاش جانها می‌داشتم تا در راه اسلام و امام عزیزمان فدا می‌كردم ولی خوب خوشحال هم هستم و خوشحالیم از آن است كه با شهادت یك رزمنده هزاران نفر جای او را گرفته و یاور امام خواهند شد.

حسین صلاحی

 وصیتنامه شهدا - کلام شهدا - تفکّرات شهدا - مطالب و مقالات فرهنگ ایثار و شهادت

 

ماهها و هفته‌هاست كه عشقی در من غوغا كرده عشق رفتن و بریدن از بودنها عشق دیدن وسعت هستی و عزیمت انسان در من بلواها به پا كرده است. من با خون خودم شهادت می‌دهم این عشق كه تمامی وجودم را می‌سوزاند، داغ شدن آهن نیست كه در محیط دیگر سرد و یخ و بی‌مصرف و بی‌مایه شود. من آمادة رفتنم و با سلاح ایمان و مقصدی از اینجا از این دنیای محدود با مرگی انتخابی و عزت بار به سوی او می‌روم. عجیب احساس و عشقی است انگار یكباره این دنیا با تمامی جلوه‌هایش و دل با تمامی هوسهایش كه عمری مرا اسیر كرده بود امروز اسیر و بندة خالق است. پس خداحافظ ای وابستگیها كه عمری مرا به خود مشغول كرده‌اید خداحافظ ای دنیایی كه با جلوه‌هایت برای كوته بینیها مقصد شده‌ای.

مهرداد روانمهر

***************

هم اكنون در آستانة این ازدواج و جشن و سرور واقعی قرار گرفته ام باید بگویم كه من تا به حال هیچ‌گاه در زندگیم به اندازة حالا كه تا حدود زیادی مطمئن هستم كه این مسیر رفت من برگشت ندارد.شاد و مسرور نبوده‌ام و واقعاً هم اكنون تنها خواست من این است و امید دارم كه این مرگی كه من به سوی او شتابانم شهادت باشد و واقعاً این را از صمیم قلب می‌گویم. البته من حتی هم اكنون هم كه احتمال بازگشت را بسیار كم می‌دانم به خداوندی خدا قسم كه از ترس فرار از درس و دنیا به جبهه و این راه پناهنده نشده‌ام، بلكه برحسب تكلیف شرعی است كه امام فرموده‌اند و به خاطر حفظ اسلام است.145/محمدرضا صد‌آمیز

چه خوب است راه تكامل را پیمودن و خدا را ملاقات كردن و برای رسیدن به این دیدار چه راهی بهتر از شهادت در راه خدا. پس بشتابیم تا به آرزوی خود برسیم تا شاید جزو شهدای كربلا محسوب شویم.

داود اشرفی‌رهقی

************

اكنون كربلای حسینی بار دیگر در كشور ما تجلی پیدا كرده باید چشم دل را باز كرده و خدای ناكرده از این شهادتها غافل نماند. در زمان حضرت اباعبدالله عده‌ای غافل شدند و بعد از واقعة جانگداز كربلا به خود آمدند و حسرت خوردند. یقین دارم اكنون نیز ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین به گوش می‌رسد و باید آن را درك كرد و با گوش دل شنید و گرنه این قافله می‌گذرد و به دیگران نخواهیم رسید. ای عمر كه روزی به سر می رسد و همه باید از این دنیا رخت بربندیم پس چه زیباست كه در جهاد فی سبیل الله جان خود را تقدیم كنیم امّا وای بر آنان كه در بند دنیا گرفتار آمدند و مسائلی مادی همانند خانه و زندگی و زن و فرزند و كذاوكذا همانند ریسمانهای آهنین آنان را نگاه داشته و قادر به حركت نیستند اكنون زمانی است كه نشانه‌های فرج امام زمان دیده می‌شود. خدا شاهد است هركس این مطالب را درك كند دیگر این دنیا برایش تنگ می‌شود و روحش لحظه‌ای طاقت این دنیا را ندارد. همانند طفلی كه در رحم مادر است و هنوز از دنیای بیرون رحم خبر ندارد چون دنیای دیگر را درك نكرده و به رحم مادر خو گرفته به رحم دل ‌می‌بندد وقتی سرانجام از رحم بیرون آید جهانی عظیم در مقابلش پدیدار می‌شود و تازه طفل متوجه می‌شود كه در چه جای محدودی می‌زیسته است.

ابراهیم احمدی‌نژاد

***************

ای خفتگان از این خواب خرگوشی بیدار شوید. ای مستان از این بیهوشی شهوت هوشیار شوید و ای بیماران از این علت غفلت صحت و عافیت طلبید كه عن قریب ملك الموت كه دائم گلوی همه ر در دست دارد خنجر مرگ را بر سینة همه خواهد نشاند و حنجره را به هزار تلخی و تندی خواهد برید و همه را به عالم دیگری هدایت خواهد كرد. چه شیرین است مكان جنّت در كنار نیكان و دور از پلیدان در سرایی كه دائم سلام و تحیت می‌باشد و چه باك از مرگ كه خود نیز زندگی است و چه ترس و خوف از ملك الموت در آن هنگام كه بشارت دهد به به چه زیباست رویش كه حكایت از دوست دارد و چه زیباست تبسم بر لبان مؤمن. دنیا برای مؤمن كأنه زندان است و مرگ رهایی از این سجن وغل و بند. برمرگ من ننالید كه رفته‌ام بلكه بر خود ضجه زنید كه مانده‌اید و امتحان و آزمایشهای این دهر شما را هر لحظه مورد سنجش خود قرار می‌دهد تنها به اطراف خود كه شما را محبوس در خود كرده‌اند ننگرید بلكه كمی بالاتر آیید و دنیا رااز بالا نگاه كنید خداهید دید بازیچه‌ای بیش نیست و سرای آخرت بهترین جا برای ادامة‌زندگی است.

احمدرضا لشگری

*************

شمیم كربلای حسین مشامم را نوازش می‌دهد و می‌خواهم با لبیك خودم یكی از یاران امام حسین باشم. ای حسین جان می‌خواهم به دیدارت بیایم. پس مرا دریاب ای امام زمان این همه ناله كردم و این همه صدایت زدم تا شاید ببینمت حالا كه توفیق داده‌ای نزد خدا شفیع واقع شو تا شاید خدا مرا ببخشد.

محمود اسری

***************

خدایا های و هوی بهشت را می‌بینم چه غوغایی حسین به پیشواز یارانش آمده چه صحنه‌ای فرشتگاه ندا دردهند كه همرزمان ابراهیم همراهان موسی همدستان عیسی، همكیشان محمد، همسنگران علی، همسنگران حسین، همگامان خمینی از سنگر كربلا آمده‌اند چه شكوهی!

خدایا به محمد بگو كه پیروانش حماسه آفریدند به علی بگو كه شیعیانش قیامت به پا كردند و به حسین بگو كه خونش در رگها می‌جوشد. بگو كه از آن خونها سروها رویید، ظالمان سروها را بریدند، اما باز هم سروها روییدند.

حسین محزونیه

***************

خدای من مولای من عشق تو و عشق حسین تو ما را به این جا كشانده. یا اباعبدالله یا حسین بن علی ای سرور شهیدان مولا جان عشق تو را شیعه هزاران سال در سینه نگاهداشته، هزارن سال شیعه آب راحتی با یاد تو نوشیده هر صبح و شام تو را یاد كرده در كودكی شیر مادر را همراه با اشك مادر كه در سوگ تو می‌ریخته خورده‌ام مولا جان در قیامت این عاشق و سرباز خسته دلت را فراموش نكن كه سخت به تو محتاجم مولا جان آرزو دارم در هنگام شهادت خاك پایت را به همراه خون بدنم سرمة چشم كنم.

امیر جعفری‌پور

**************

یا حسین چقدر دلم می‌خواهد كه در روز عاشورا به پیشت بیایم. ای عاشورا تو را به خون مظلوم ریخته شده قسمت می‌دهم كه مرا در خودت دریاب و به آنها ملحق كن. یا عباس چقدر به تو مهر می‌ورزم كه دستهایت را در راه اسلام دادی. آرزو می كنم كه ای كاش مثل تو می‌رفتم. آرزو دارم كه بدنم مثل بدن حضرت حسین و ابوالفضل و شهیدانی گمنام و مفقود الجسد مثل حفی‌زاده و رحیم خلجی در بیابانها در روی سنگها و در مقابل خورشید بماند تا سرورم حسین مرا به میهمانی ببرد.

عباس بابائی

**************

دوست دارم در روز حمله روزه باشم و با لب تشنه به شهادت برسم و مثل امام حسین از این دنیا بروم. از خدا می‌خواهم در آخرین لحظة زندگی من آنگاه كه خون از بدنم جاری می‌شود خدا بر سرم منّت گذارد و با دیدن روی مهدی از دنیا بروم چون آرزو دارم تا آقایی تا مولایم تا حجت صاحب الزمان را در آن لحظه ببینم و روی ماه او را ببوسم.

مهدی صفائی

****************

خداوندا، من بندة‌ خوبی برای تو نبودم ولی حداقل كاری بكن كه در لحظة مرگم بر بیهودگی مرگم حسرت نخوردم. لااقل بتوانم با مردنم در مسیر تو باشم جلوی سالار شهیدان حسین بن علی و شهیدان انقلاب اسلامیمان مخصوصاً دكتر بهشتی و مطهری سربلند باشم. من كه زنده بودنم برای اسلام سودی نداشت، بلكه بتوانم با ریخته شدن خونم بر حق بودن امام خمینی و راهش گواهی دهم و خط سرخ تشییع علوی را كه همواره در طول تاریخ سرخ بوده سرختر كنم.

محمدحسن امانی همسرانی

*************

باید بگویم كه آرزوی دیدار آقا امام زمان تا این تاریخ در دلم مانده است. شاید وقت زیارت و دیدارش را یافته باشم و در آخرین لحظات عمرم سر به زانوی مباركش بگذارم.

مصطفی بلاغت‌نیا

***************

پروردگارا از تو می‌خواهم كه اگر درون قبرم بودم امام زمان قیام نمود مرا از قبرم بیرون آوری و در ركاب آن حضرت قرار دهی.

جعفر پاك‌طینت

**************

مدتی است احساس راحتی می‌كنم، گویی یك كوله از گناهانم ر از دوشم برداشته‌اند و دلم هوای دیار دیگری كرده است، گویی حسین مرا صدا می‌زند و می‌گوید بیا آخر تو هم حسین حسین گفته‌ای و زیر لب زمزمه كردی آخر تو هم برای من بر سینة خود زدی و اشكی ریخته‌ای بیا كه در انتظارت هستم.

علی رسولی

 

می‌روم تا به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی» سیدالشهدا لبیك گویم. مدتهاست كه به انتظار شهادت نشسته‌ام و از شهرمان هجرت می‌كنم. می‌روم به جایی كه یاران حسین عاشقانه و با نیتی پاك جان خود را فدای الله و قرآن و اسلام می‌كنند جایی كه مردان حق از تمام وابستگیهای دنیوی چشم پوشی كرده‌اند از زن و فرزند و خانواده و پدر و مادر دور شده‌اند تا به حق بپیوندند. می‌روم كه شاید بتوانم با قطره‌ای از خونم خدمت كوچكی به اسلام و دینم كرده باشم كه اسلام به خون احتیاج دارد تا آبیاری شود تاتمام مستضعفان جهان از جهانخواران مستكبر نجات یابند، به یاد روزی كه به امامت امام امت در قدس نماز خوانده شود.113/حسینعلی غلامعلی یزدی

*************

خیلی دعا كرده‌ام كه شهیدی گمنام گردم. زیاد در پیش دیگران از من صحبت نكنید نمی خواهم ذره‌ای از این همه اجری كه شهید دارد كاسته شود.

جواد رضائی‌نیا

**********

تربیت شدگان در دامن مسجد شعارشان این است:« یا ابا عبدالله انی سلمُ لِمن سالَمَكم و حَربُ لِمن حاربَكُم الی یومِ القیامهِ» ولی چه كنم این وابسته به تعلقات دنیایی بی‌خبر از حب الهی و مقام روحانی بلكه فرو رفته در پردة‌معاصی كی تواند به مقام حسین و تحقق این شعار برآید. مگر حیاتم را سرگرم تركیب الفاظ انسان نموده و خود را چون ریاكاران در دریای خروشان معصومان بسیجی انداخته كه شاید جلوه‌ای از نور این پاكان بر چهرة‌آلوده به گناهم پرتوی افكند و مؤمنان را كه تشخیص به ناپاكان از طریق تزكیه نفس خود آسان است دچار تردید نمایم و بدین هوا چند صباحی را به خوشنامی بگذرانم و یا اینكه اصالت نور پاك آنان در من اثر گذارده و مرا به دنبال خود كشند تا اینكه موتم را به شهید شدن در راه خدا آرزو نمایم و درك شهادت را كه خالصانه‌ترین نیت و بهترین شیوة مردن و برترین عبادت و نزدیكترین راه قرب الی الله است نهایت دوستی به خدا دانسته و مردن را حق و به سوی حق شتافتن را واجب و مكث كردن در این راه را گناه خوانم.

حسین عبدالحسینی

************

عروس ما گلوله‌های دشمن لباس دامادی ما كفن آرایش و زیبایی ماخون عشق ما خداوند لذت ما افتخار شهادت فرزندان ما ادامه‌دهندگان راه انبیا هستند.

زین‌العابدین شجاع

***************

من چیزی را گواراتر از شربت شهادت نمی‌دانم شهادت چیزی نیست كه بتوان آن را با زبان بیان كرد شهادت معامله‌ای است كه انسان با خدا می‌كند. یعنی انسان جان خود را به فروش می‌گذارد و خریدارش هم فقط خداست.

حسین بهزادپور

*****************

آرزو دارم كه گمنام شهید شوم در راه اسلام و خدا و آرزو دارم كه بدن بی‌جانم مانند پیكر دیگر برادران دینیم قطعه قطعه گردد و پیدا نشود، در آن موقع است كه خداوند از شما امتحان و آزمایش می‌كند كه ببیند آیا شما آن امانتی كه از او گرفته بودید با دل و جان و خوشحالی هدیه می‌كنید یا نه؟

حسن مهدی‌پندار

**************

از خداوند سبحان خواسته‌ام كه نه اسیر شوم نه معلول بلكه تمامی پیكرم را خالق منان از من پذیرا باشد و اگر شهادت را نصیبم نمود در صف اول معركه شهید شوم.

امیرسیاوش مطلع

***********

هیچ چیز جز كار برای رضای خدا و خدمت به اسلام عزیز وشهادت آرزوی من نیست و هیچ چیز جز شهادت نمی‌تواند گلوی تشنة‌ مرا سیراب كند. می‌خواهم مسیر از لجن تا روح خدا را طی كنم و شهادت دهم. امیدوارم درخت اسلام باخون من و برادرانم سیراب شود و آنگاه جوانه زده و برای ملتم ثمر دهد.

مجید داورراد

************

با قلبی مملو از عشق به شهادت و با قلمی آغشته به شیرة قلبم می‌نویسم تا امر خداوند متعال را اطاعت كرده باشم همانطوری كه خداوند رحمان و رحیم آرزوی حضور در جبهه حق علیه باطل را برایم برآورده كرد امید آن دارم كه آنچه در دست دارم و برای عرضه به درگاه عظیمش برده‌ام با اینكه لایق به معامله‌ نیستم و از ارائة آن واقعاً شرم دارم از این حقیر قبول نماید.

حمید محمدكریمی

****************

احساس می كنم در این سرزمین خوزستان مانند جنگهای بدر و خندق در كنار پیامبرم و هر لحظه در جلوی چشمانم امام زمان را می‌بینم. چقدر شهادت در راه خدا زیباست.

علی اكبری لاهیجانی

************

من از این دنیا چیزی نمی‌خواستم مگر شهادت كه آخر هم نصیبم شد.

مرتضی لآلی

************

چه زیباست پرواز به سوی الله چه شورانگیز است پرگشودن به سوی معبود و چه شیرین است قرار داشتن در قلة بودن، فنا شدن در هستی و آغاز زندگی جاوید.

محمود امینی

*************

ای شهادت چقدر زیبایی به قدری كه نمی‌شود توصیف كرد، خدایا از این زیبایی شهادت به ما عطا كن.

اكبر فارسیان

*************

چه خوب است راه تكامل را پیمودن و خدا را ملاقات كردن و برای رسیدن به این دیدار چه راهی بهتر از شهادت در راه خدا. پس بشتابیم تا به آرزوی خود برسیم تا شاید جزو شهدای كربلا محسوب شویم.

داود اشرفی‌رهقی

*****************

چند وقتی است كه دلم پرپر می‌زند و می‌خواهم به آنجا بروم كه جای حقیقی من است و از این دنیای تنگ و كوچك جدا شوم و به جایی بروم كه لایق انسان حقیقی است. دل و روحم مانند تشنه‌ای است كه به آب احتیاج دارد، و یا مانند گرسنه‌ای است كه خود را به هر در و پیكر می‌زند تا نانی به دست آورد،‌و یا مانند عاشقی است كه برای معشوقه خود دست به خودكشی می‌زند،‌ ولی این را نیز بگویم،‌این عشقی كه در جسم و روح من به وجود آمده بالاتر از همه اینهاست؛ عشقی در وجود من است كه این عشق وجودم را می‌سوزاند و هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم و دل به دریای عشق الهی می‌زنم و خود را فدای عشق الهی می‌كنم.

مصطفی بهمن‌پور

***********************

چه خوش و باصفاست كه مرگ را استقبال كنیم و به سراغ مرگ برویم و آن را با آغوش باز بپذیریم و نگذاریم كه با خفت و زاری در خانه ما را به صدا درآورد.

محمد قاسمی

من چون سربازان امام حسین آن 72 تن می‌گویم: ای حسین به خدا اگر مرا هزاران بار قطعه قطعه كنند دست از دین خدا و حمایت از روح خدا برنمی‌دارم، و اگر با تكه تكه شدن من اسلام عزیز باقی می‌ماند ای گلوله‌ها ای خمپاره‌ها ای توپها ای راكتها و ای آتشها مرا دریابید و خاكسترم كنید. این جوانانی كه به جبهه می‌روند تمامی عاشقند اگر عاشق نبودند به این سادگی به جبهه‌ها و مرگ كشیده نمی‌شدند.

محمدرضا صفری

***************

امیدوارم كه با خون ماجوانان و پیروان امام این سربازان اسلام پرچم خونین اسلام در سرتاسر جهان برافراشته شود و آنقدر باید در دریای خون شنا كنیم تا به ساحل حقیقت و آزادی برسیم. خون پاسداران و سربازان است كه درخت اسلام را آبیاری می‌كند.

محمد معصومی طاقچه‌حق

*************

بارالها خود می دانی كه من هرگز نمی‌خواستم در بستر یا به مرگ طبیعی و عادی از دنیا بروم چرا كه برای یك سرباز امام زمان و پاسدار اسلام به مرگ طبیعی مردن زشت و قبیح است.

رضا عزیزی علویجه

**********

به خدا قسم مرگ سرخ هیچ امر خلاف انتظار و تازه‌ای را برایم پدید نیاورده است نه تنها پیشامد شهادت برایم ناگوار نبود بلكه آنقدر به این سرنوشت علاقه داشتم و رسیدن به آن برایم شورانگیز و هیجان‌آور بود كه شهادت برایم دوست‌داشتنی و شور انگیز شد.

داود عبدی

************

شاید باور نكنید ولی به خدا قسم می‌دانم كه شهید خواهم شد. ما جوانها باید تا آخرین قطرة خون مبارزه كنیم و اگر خدا خواست سعادت بدهد در این راه شهادت است.

بهروز فخر شیخ‌الاسلامی

***********

من اینك پس از سالها فكر می‌كنم كه بهترین و گهربارترین لحظه‌های عمرم فرارسیده است و با گامهای استوار و چابك به طرف معشوق خویش می‌روم. حس می‌كنم لحظه‌هایی كه به دنبال آن می‌گشتم فرا رسیده است و خدایم مرا می‌خواند.

فرامرز علی‌حسینی

************

به شهادت جهان دل بسته بودم مثل نوزادی كه تازه از شكم مادرش به دنیا می‌آید و تنها بجز شیر مادر چیز دیگری لب نمی‌زند و تنها از پستان مادر شیر می‌خورد و من هم مثل آن نوزاد به شربت شهادت دلبسته بودم و تنهاامیدم آن بود كه در راه خدا كشته شوم.

سعید طاهرنژاد

***********

با ناباوری از مسافتی دور به آن می‌نگرم. راستی آیا من آنقدر قابل هستم كه لقب شهید را به خود اختصاص دهم.

بهرام سیاوشانی

***********

آرزوی من در این دنیا رسیدن به آن نقطه‌ای بود كه بتوانم بزرگترین خدمت را بكنم و بعد شهید شوم، آن هم چه شهادتی؛ شهادتی كه پیش از آن در بدترین سختیها و رنجها و بعد نه با یك زخم بلكه دوست دارم بدنم چاك چاك شود تا در فردای قیامت از روی اباعبدالله الحسین با آن بدن چاك چاكش خجالت نكشم.106/علیرضا احمدی

**************

به امید ثانیه‌ای هستم كه مرگ سرخ را كه از محراب علی و حسین سرچشمه می‌گیرد در آغوش بگیرم. حال اگر شهید شدم بی‌تابی نكنید چون من به هدف خودم رسیده‌ام.107/امیر ارزانقودی

***********

دوست ندارم كه در خانه‌ بدون هیچ كوشش در راه خدا یا هوا و هوس در بستر بمیرم. دوست دارم بذری در این دنیا كاشته‌ باشم تا ثمرة‌ آن را در آن دنیا برداشت كنم.108/حسین رجبی‌فرد

*************

دلم می‌خواهد كه در جبهه و در هنگام جهاد بمیرم و نه در بستر و برای دیگر برادرانم سنگر بشوم.109/حسینعلی غلامعلی یزدی

************

آرزو دارم در یكی از حملات جبهه علیه بعثیها شركت كنم و با پیروزی برگردم و اگر شهادت نصیبم شد امیدوارم اولین شهید زادگاهم باشم.110/سیدمرتضی طاهری

************

مرگ حق است و سرانجام زندگی همه گذر از این معبر است اما چه زیباست مرگ در راه خدا و جهاد در راه او.111/مصطفی محمدی

*************

جوانهای عزیز باید بدانیم كه مرگ هر موقع كه باشد به سراغ ما خواهد آمد پس چرا ما به سراغ مرگ نرویم و آن را در آغوش نكشیم. كه مرگ ما رادر آغوش بگیرد و این دنیا جای ماندن نیست و باید همه برویم شرافتمندانه‌ترین مرگ شهادت در راه خداست.112/غلامعلی محمدزاده

***************

سالهای فراوانی از عمرم سپری شد و شبها و روزها پشت سر هم از راه رسیدند و درخزیدند و چهره واقعی زندگی همچنان برای من تیره و تار و به شكل معمای ناگشودنی همواره آزارم می‌داد. و با گذشت روزگاران آن چهره ملكوتی زندگی، پوشیده‌تر می‌گشت، از آن هنگامی كه به دنبال آن معبود محبوب گشتم نخستین پرده‌ای كه از جلوی چشمانم كنار رفت، پرده نادانی بود كه گمان می‌كردم زندگی همان خورد و خراب است، كه خدای مهربان از فرو رفتن در آن منع كرده است؛ پرده دوم هنگامی برداشته شد كه خود را در تكاپو در مرز زندگی و مرگ دیدم و از زندگی و مرگ در زندگی نگذشتم. خدایا، ای آفریدگار مهربان من، دیدم چه حقیقتی نورانی‌تر از خورشید و نوازشگرتر از نسیم صحرایی در این لحظات بود كه خدا خداگویان سر تاسر هستی در برابر دیدگانم درخشیدن گرفت، و چهره واقعی زندگیم را دید. این همان چهره ملكوتی بود كه از بوته «ونفخت فیه من روحی» شكفته و چون گل زیبا می‌خندید و عطرافشانی می‌كرد، این سیر و سیاحت درونی جدید و پرواز معراجی همان «شهادت» است كه خداوند هستی‌بخش انسان را به شرف آن نایل فرمود./ غلامرضا ساقندیان طوسی

******************

«قل ان صلواتی و نسكی و محیای و مماتی الله رب العالمین»، در هنگام غروب نزدیكیهای اذان،‌ بدنم از خوف خداوند مانند بید می‌لرزد و احساس این را دارم كه خداوند متعال و قادر و منان نظری به من حقیر دارد و در هنگام نماز مغرب اشك شوقی از دیدگانم جاری می‌شود و احساس این را دارم كه خداوند گناهان این حقیر را خواهد بخشید و مرا هم در جوار دیگر شهدا قرار خواهد داد. به خاطر همین، در طول مدت عمرم بهترین لحظه‌ها و شیرین‌ترین لحظه‌ها، همین لحظات می‌باشد كه این احساس به من دست می‌دهد. عزیزم،‌عاشقی دارد كلاسی / در آن بس ره بود،‌هر عام و خاصی / معلم «الله» و درسش «جنون» است / الفبا، «حا» و «سین» و «یا» و «نون» است / مهدی ملكی

 

امیدوارم كه خداوند قلب ما را به نور ایمانش منور سازد و ما را آشنا با خود گرداند و لذّت عبادتش را از ما نگیرد و لذت مناجات را بر ما افزون كند. بارالها عطا فرما بر ما شهادت را در راهت هرچند كه لایق نیستم. رضای ما رضای اوست و تسلیم هستیم در قضای او هرچه كه بخواهد انجام دهد. اگر بندة‌ واقعی او باشیم كه لذتی بالاتر از آن نیست خلوص در عمل شرط اصلی كار است. خداوندا اگر مهرش را در دلی بنهد آن دل به كمال واقعی خواهد رسید. قلب مریض به هیچ وجه نمی‌تواند به خواستة‌خود برسد قلبی كه مریض باشد باید درمان شود و درمان آن دعا و نیایش و ذكرهای متعدد و آماده سازی قلب از لحاظ معنوی است. ای عزیزانم به این دنیا و زیورآلاتش منگرید بیایید و نگاهی به آخرت افكنیم آنجا كه مال و ثروت و پول و مقام بدرد نمی‌خورد از شما می‌پرسند كه كجاست عمل نیكوی تو. نامة‌عمل را می‌دهند تماماً سیاه است. بیاییم عبد خدا باشیم دروغ نگوییم غیبت نكنیم تهمت نزنیم ریا نكنیم منافق نشویم و همة صفات پلید شیطانی را كنار گذاریم. بیاییم آدم شویم بندة خدا شویم او را سجده كنیم و نعمات بیكرانش را شكر كنیم. ای انسانها، قلب ما باخندة زیاد سیاه می‌شود با خوردن زیاد با فكر به دنیا و به مال دنیاسیاه می‌شود بیایید قلب سیاه را با خلوص نیت و با صفات نیك صیقل دهیم ای انسان در این مدت برای او چه كرده‌ایم؟ برای او نه برای خود چه كرده‌ایم؟ چه توشه‌ای برداشته‌ایم شناخت ما انسانها نسبت به خداوند بسیار ضعیف است خداوندی كه ما را از نطفة‌نجس به كمال رساند و بدین شكل زیبا و آراسته خلق كرد. ماهنوز جزو هدایت نیافتگانیم به این دلیل كه تعبد ما نسبت به شیطان خیلی بیشتر است. در نمازهایمان سست، در انجام فرایض سست، اصلاً در اصل بندگی ضعیف هستیم. اگر بندة واقعی او باشیم لذتی بالاتر از آن نیست به شما سفارش می‌كنم كه عبد خدا باشید نه غیر.86/سیدمحمدجواد امامیان

************

خود سازی اساس همه چیز است خود سازی تزكیه نفس است كه زمینه از بین بردن هوا و هوسهای ماده پرستیها دروغ غیبت و دوری و جدایی از شیطان را فراهم می‌سازد و انسان را به سوی پرهیزگارای و تقوا خداپرستی توحید امر به معروف و نهی از منكر به طور كلی رسیدن به معبود اصلی الله كمك و مدد می‌نماید.87/محمد حیدری درمنی

***********

اگر نفس ما گرفتار مرضی چون كبر و غرور شود احتیاج به دارویی چون خضوع و خشوع و تواضع و فروتنی دارد. اگر خدای نخواسته نفس ما دچار مرضی چون ریا گردد باید بدانیم داروی این مرض اخلاص است. و اگر دچار دنیا پرستی و لذت دنیاشویم داروی آن زهد و ورع است. بكوشیم تا انواع و اقسام مرضهای روحی را از خود دور نماییم و با نفسی بدور از هرگونه شرك و ریا فراروی حضرت حق بایستیم و یا الله بگوییم.88/محمدحسین سلامیان سرخابی

*************

ما باید در وهله‌اول خود سازی را از خویش شروع كنیم باید از خودمان هجرت كنیم از تمام كارها و تمام چیزها كه ما را به گناه می‌كشاند و از خدا دور می‌دارد و بر هوای نفسمان كه بزرگترین دشمن نزدیكمان است پیروز شویم آن وقت خدا از ما راضی و خشنود می‌شود.89/ذبیح‌الله مهدوی ظفرقندی

**************

ای چشمانم از شما می‌خواهم كه تیز بین باشید و دشمنان اسلام را خوب ببینید از شما بازوهایم می‌خواهم كه قوی باشید و از شما پاهایم می‌خواهم این یك دفعه را هم احساس خستگی نكنید و از تو قلبم می‌خواهم كه محكم و استوار كار خودت را انجام دهی تا بتوانم وظیفة‌ خود را كه خیلی سنگین است انجام دهم شاید بتوانم در صحرای محشر روسفید باشم و در پیشگاه حسین سالار شهیدان شرمنده نباشم.90/حسین رحمان‌آبادی

**********

ما با نثار خون خود درخت تنومند اسلام را آبیاری نموده و این نوید را می‌دهیم كه ای امام عزیز و ای ملت شهید پرور ایران تا خون ما جوانان رزمنده در این سرزمین می‌جوشد هیچ قدرتی نمی‌تواند به اسلام كوچكترین صدمه‌ای برساند.91/علی‌اكبر ترك‌نژاد

***************

ای كاش قلب آدمی به رشته تحریر درمی‌آمد تا عشق وشور آن به طور همگانی به وصف درآید. ای كاش خداوند به ما چشم بصیرت عطا می‌فرمود تا دیگر به شهیدان «فی سبیل‌الله« مرده نگوییم. و ای كاش توانایی شناخت اماممان را داشتیم و قادر به فهم كلامش و درك جاذبه الهی‌اش بودیم، ‌چرا كه در این صورت مرگ، چهره دهشتزای خود را به زیبایی شیرینی داد كه نه با نظم و نه با نثر قادر به وصفش نبودیم./ علیرضا حجت‌دوست

***************

آری، ‌چه زیباست جان دادن در راه او (خدا)، و چه لذت‌بخش است حاضر شدن در محضر قیامت با تن خونین،‌و چه غرورآفرین است با روی تابان بر رخسار سیه‌گونه شیطان صفتان نگریستن، و چه شكوهمند است لحظه وصال با دوست و لحظه فراق از یار، و چه شگفت‌آور است استقبال الله از جنود خود،‌و چه دلرباست لبخند پیروزی بر لبان امام. / حمیدرضا امیرسلیمانی

***************

وه،‌چه زیباست كه خریدار و مشتری انسان خدا باشد، و چه والا و پرعظمت است انسانی كه از تمام زشتیها بریده باشد كه خدایش خریدار او باشد و او را به دست زشت‌ترین انسانهای زمین بكشد و به نزد خویش ببرد. / محمود عبادسیچانی

 



نوع مطلب : وصیتنامه شهدا، شهدا، فرهنگ ایثار و شهادت، یاد و خاطره شهدا، 
برچسب ها : وصیتنامه شهدا، کلام شهدا، تفکّرات شهدا، نگاه شهدا، دلنوشته های شهدا، سخنان شهدا، مطالب ومقالات فرهنگ ایثار وشهادت،
لینک های مرتبط : وصیتنامه شهدا، شهید و شهادت در کلام شهدا، اهل بیت(ع)در کلام شهدا، امام زمان(عج)در وصیتنامه شهدا، دلنوشته شهدا، قرآن در کلام شهدا، مسجد در کلام شهدا، جبهه در وصیتنامه شهدا، امام حسین(ع) در وصیتنامه شهدا،
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
یادوخاطره شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic