یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر

آداب معاشرت درقران - قسمت اوّل

آیة الله محمد تقى مصباح یزدى

بحث درباره آداب معاشرت است. در این باره در قرآن كریم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عمومیت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم است كه شاید با بیانى كه عرض مى‏كنیم كمابیش قابل توسعه باشد.

1- آداب عمومى

آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنیم: در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مى‏شود: «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون علیم; اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد كه پند گیرید. و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست.»

1- 1 - ورود به خانه‏ها

وارد شدن به خانه دیگران به چند صورت تصور مى‏شود: الف - شخص علم دارد به این كه صاحب خانه راضى است. ب - مورد شك است. ج - علم دارد به این كه راضى نیست. روشن است در جایى كه انسان، علم به عدم رضایت دارد یا اذن بگیرد ولى جواب رد بشنود نباید وارد بشود: «و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. این براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفیدتر است. صورت دیگر این است كه علم دارد به این كه طرف راضى است‏یا قبلا چنین اجازه‏اى را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه به دست آورده است، در آن‏جا هم ورود جایز است منتهى آدابى دارد: یكى از آدابى كه مى‏بایست رعایت‏بكند این است كه سرزده وارد نشود اگر دوستانى با همدیگر روابطى دارند یا كسانى براى حاجتى - مادى یا معنوى - به كسى مراجعه مى‏كنند، چون ممكن است‏شخص در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذیرش نداشته باشد یا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال یا به آن صورت ببیند این است كه در اسلام تاكید مى‏شود كه «استیناس‏» كنید. استیناس كردن; یعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روایات در توضیحش آمده كه صدا بزنید یا تنحنح بكنید تا خودش را آماده كند. ضمنا دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنید «حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها» كه بعدا جداگانه درباره آن بحث‏خواهیم كرد. اما اگر شخصى خواست وارد اتاق یا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نیست و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهمید كه كسى آن جا نیست كه از او اجازه بگیرد در این صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم‏» طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏یابد پس شما باید وارد نشوید تا كسى پیدا شود و به شما اذن بدهد. مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خیلى زیاد است; مثلا اهل یك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مى‏كنند رفت و آمد متعارف دارند: بچه‏ها وارد اتاق پدر و مادرشان مى‏شوند یا كسانى كه در خانه كار مى‏كنند مانند كلفت و نوكر و عبید و امایى كه سابقا بودند و در خانه كار مى‏كردند، آیا هر دفعه‏اى كه مى‏خواهند بیایند لازم است اذن بگیرند یا نه؟ در آیه 58 سوره نور مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لیستاذنكم الذین ملكت ایمانكم والذین لم یبلغوا الحلم منكم ثلاث مرات‏» كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همین طور بچه‏هایى كه به حد تكلیف نرسیده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند: پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا. اینها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد. و در آیه بعد مى‏فرماید: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فلیستاذنوا كما استاذن الذین من قبلهم‏» اما اگر بچه‏ها به حد تكلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند; یعنى غیر از سه مرتبه‏اى كه گفته شد هر وقت دیگر هم مى‏خواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند.

1 - 2 - آداب غذا خوردن

و اما درباره غذاخوردن در خانه دیگران، مواردى هست كه هر چند اذن صریحى از طرف صاحب خانه نباشد جایز است و آنها مواردى است كه معمولا انسان علم به رضایت طرف دارد و اگر كسى راضى نباشد باید تصریح كند. در آیه 61 از همین سوره پس از اشاره به افرادى كه معذوریتهایى دارند «لیس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المریض حرج‏» مى‏فرماید: «و لا على انفسكم ان تاكلوا من بیوتكم او بیوت آبائكم او بیوت امهاتكم او بیوت اخوانكم او بیوت اخواتكم او بیوت اعمامكم او بیوت عماتكم او بیوت اخوالكم او بیوت خالاتكم او ما ملكتم مفاتحه او صدیقكم لیس علیكم جناح ان تاكلوا جمیعا او اشتاتا» مفسران فرموده‏اند كه منظور از «بیوتكم‏» بیوت فرزندانتان است; یعنى خانه فرزندان به منزله خانه خودتان است. از این آیه شریفه استفاده مى‏شود كه خویشاوندان نزدیك براى استفاده از ماكولات در خانه یكدیگر نیازى به اذن گرفتن ندارند همچنین خانه دوستى كه كلیدش را در اختیار شما گذاشته است و در واقع در این موارد «اذن فحوى‏» وجود دارد «لیس علیكم جناح ان تاكلوا جمیعا او اشتاتا» وعده‏اى مشغول غذا خوردن باشند یا تنها باشید اما وقتى مى‏خواهید وارد بشوید این آداب را رعایت كنید: «فاذا دخلتم بیوتا فسلموا على انفسكم تحیة من عندالله مباركة طیبة‏» وارد خانه كه مى‏شوید سلام كنید «فسلموا على انفسكم‏» مفسران فرموده‏اند كه این آیه از مواردى است كه همه مؤمنین به منزله یكدیگر حساب شده‏اند. و سلام كردن به دیگران سلام كردن به خودتان تلقى شده است و بعضى گفته‏اند كه از این آیه استفاده مى‏شود كه اگر كسى هم در خانه نباشد بر خودتان سلام كنید. «تحیة من عندالله مباركة طیبة‏» این سلام كردن تحیتى است از ناحیه خدا و هم مبارك و پربركت است و هم طیب و خوش; پربركت است‏یعنى آثار خیرى بر آن مترتب مى‏شود و طیب است‏یعنى نفوس مى‏پسندند و خوششان مى‏آید و احساس آرامش مى‏كنند. از این جهت مناسب است‏بحثى درباره سلام كردن و آیات مربوط به آن داشته باشیم.

1 - 3 - آداب سلام

سلام كه با سلامت، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است. این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته، شاید یكى از حكمتهایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایما نگرانیها، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد. پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است رفع این نگرانى است، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت. این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد. بد نیست اشاره بكنیم به مكتب اگزیستانسیالیسم كه پیروان آن معتقدند: اصولا زندگى با دلهره و اضطراب، توام است و حیات بدون دلهره و اضطراب امكان ندارد. البته آنان در این باره افراط و مبالغه كرده‏اند ولى این حقیقتى است كه یك موجود ذى شعور اولین چیزى كه موجب توجهش قرار مى‏گیرد این است كه سلامتى و امنیت داشته باشد; یعنى ضررى به او نرسد و جان و مال و سایر چیزهاى مورد علاقه‏اش محفوظ باشد. پس در روابط اجتماعى اولین چیزى كه باید تامین بشود سلامت و امنیت است كه اگر این نباشد زندگى اجتماعى هیچ ارزشى ندارد. از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن كریم تواما ذكر شده است. مى‏دانید یكى از اسمهاى خداى متعال «سلام‏» است و آن جا كه این اسم در قرآن كریم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «السلام المؤمن المهیمن‏» (1) خداست كه سلامتى را تامین و خطر را از دیگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در این جا یعنى كسى كه ایجاد امن مى‏كند. و در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود: «ادخلوها بسلام آمنین; (2) با سلام و امن وارد بهشت‏شوید.» به هر حال اهمیت موضوع سلام به خاطر این است كه به طرف، احساس آرامش و امنیت‏خاطر مى‏دهد و این در زندگى اجتماعى خیلى مهم است. گاهى منظور از سلام این نیست كه از ناحیه من سلامتى براى شما تامین مى‏شود یا خطرى ایجاد نمى‏شود بلكه منظور این است كه از خدا براى شما سلامت و دفع ضررها و خطرها را مى‏خواهم; یعنى وقتى مى‏گوییم «سلام علیكم‏» ممكن ست‏به قصد دعا باشد; یعنى از خدا مى‏خواهم كه سلامتى را براى شما تامین كند و برگشتش به این است كه سلام از ناحیه چه كسى باشد: وقتى مى‏گوییم «سلام علیكم‏» یعنى سلام منى علیكم یا «سلام من الله علیكم‏» آنچه در بین عموم مردم متعارف است معنایش این است كه از ناحیه سلام‏كننده خطرى به شما نمى‏رسد ولى كسى كه بینش توحیدى دارد و در هر حال توجهش به خدا هست این سلام را از ناحیه خدا مى‏داند و از خدا درخواست مى‏كند كه براى او سلامت ایجاد كند و او را از خطرها حفظ نماید. اگر به این قصد باشد هم تحیت است‏براى او و هم دعا. خداى متعال به پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرماید: «و اذا جائك الذین یؤمنون بآیاتنا فقل سلام علیكم‏» (3) ممكن است این آیه ناظر به مؤمنینى باشد كه مهاجرت مى‏كردند و از مكه به سوى پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏آمدند ولى مورد، مخصص نیست و حكم فراگیر است. در قرآن كریم در ضمن داستانهاى انبیا نقل شده كه ملائكه به ایشان سلام گفتند; مثلا در داستان حضرت ابراهیم‏علیه السلام در چند مورد در قرآن كریم تكرار شده كه موقعى كه ملائكه براى خراب كردن شهر لوط آمدند اول خدمت‏حضرت ابراهیم‏علیه السلام رسیدند و هنگام ملاقات با آن حضرت سلام كردند. یكى آیه‏69 سوره هود و دیگرى آیه 52 سوره حجر و سومى آیه‏25 سوره والذاریات. همچنین هنگامى كه حضرت ابراهیم‏علیه السلام مى‏خواست از آزر جدا بشود: «قال سلام علیك ساستغفر لك ربى‏» (4) و این از موارد سلام وداع است. همان طور كه انسان موقع برخورد، سلام مى‏كند در موقع جدا شدن هم خوب است‏سلام بكند الآن هم در میان اعراب مسلمان كمابیش مرسوم است كه موقع جداشدن از یكدیگر سلام مى‏كنند. مواردى هست كه خداى متعال به بندگانش سلام فرموده است; از جمله در آیه 47 سوره طه مى‏فرماید: «والسلام على من اتبع الهدى‏». و در دو آیه بطور عموم بر همه انبیا سلام فرستاده است: یكى آیه 181 سوره والصافات كه مى‏فرماید: «سلام على المرسلین‏» و دیگرى هم آیه 59 سوره نمل: «و سلام على عباده الذین اصطفى‏» همچنین سلامهایى راجع به اشخاص خاصى هست: یكى در مورد حضرت یحیى‏علیه السلام در آیه 15 سوره مریم «و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث‏حیا.» و مشابهش از حضرت عیسى‏علیه السلام است كه خودش مى‏فرماید: «و السلام على یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث‏حیا.» (5) در چند مورد هم در سوره والصافات بعد از ذكر داستان چند نفر از انبیاءعلیه السلام مانند حضرت نوح و حضرت ابراهیم و حضرت موسى و حضرت هارون و حضرت الیاس برایشان درود مى‏فرستد (سوره والصافات: 79، 109، 120، 130) نیز در آیه 48 سوره هود بعد از ذكر فرونشستن توفان مى‏فرماید: «قیل یا نوح اهبط بسلام منا و بركات علیك‏». یكى از نامهاى بهشت «دارالسلام‏» است كه به نوبه خود اهمیت موضوع سلام و سلامتى و امنیت را اثبات مى‏كند. آیاتى داریم كه وقتى مؤمنین وارد بهشت مى‏شوند از طرف ملائكه به ایشان سلام داده مى‏شود و تحیت‏خود مؤمنان هم در هشت‏سلام است: آیه 10 سوره یونس، 46 سوره اعراف، 32 سوره نحل، 24 سوره رعد، 23 سوره ابراهیم،46 سوره حجر،34 سوره ق، 44 سوره احزاب، 75 سوره فرقان، 58 سوره‏یس، 62 سوره مریم و 26 سوره واقعه. از چیزهایى كه اهمیت موضوع سلام و سلامتى را اثبات مى‏كند همین است كه خود اسلام، «سلام‏» تلقى شده و برنامه‏هاى اسلام «سبل السلام‏» نامیده شده است: «یهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام‏» (6) وقتى قرآن مى‏خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان كند مى‏فرماید: خداى متعال به وسیله قرآن راههاى سلام را به مردم نشان مى‏دهد، و یكى از بزرگترین اوصاف قرآن این است كه به سوى راههاى سلام هدایت مى‏كند. در اسلام تاكید شده كه مؤمنان به یكدیگر سلام كنند و پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم حتى به زنان و كودكان هم سلام مى‏كردند و روایات زیادى درباره احكام و فضیلت‏سلام وارد شده كه در این جا نیازى به ذكر آنها نیست.

جواب سلام

یكى از نكته‏هایى كه در آداب معاشرت در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده جواب تحیت است. آیه‏86 سوره نساء مى‏فرماید: «و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها اوردوها ان الله كان على كل شى‏ء حسیبا» كلمه تحیت از ماده حیات است و گویا در اصل به این صورت بوده كه به عنوان اداى احترام مى‏گفتند: «حیاك الله‏» یا «زنده شاید بتوان گفت كه هر كس هر نوع احترامى به كسى بگذارد ولو با دادن هدیه یا گفتن تبریك و تسلیت، و فرستادن نامه، مستحب است كه پاسخ احترامش داده شود. باشید» چنان كه در فارسى گفته مى‏شود یا در شعارها مى‏گویند «زنده‏باد» كم كم توسعه داده شده به هر سخنى كه براى اداى احترام گفته مى‏شود بلكه به عملى هم كه به عنوان اداى احترام انجام شود تحیت گفته مى‏شود. به هر حال، تحیتى كه به عنوان شعار اسلامى تعیین شده همان سلام است كه مستحب مؤكد ولى جوابش واجب است. و جواب هم باید مطابق با تحیت‏یا كاملتر باشد; مثلا اگر كسى گفت: «سلام علیكم‏» شما بگویید «سلام علیكم و رحمة الله‏» یا اگر گفت «سلام علیكم و رحمة الله‏» شما بگویید «سلام علیكم و رحمة الله و بركاته‏». «و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها اوردوها» هر كس هر نوع تحیتى بگوید مطلوب است كه جواب داده شود اگر تحیت، سلام باشد پاسخش واجب وگرنه مستحب است. یكى دیگر از تحیتهایى كه مورد تاكید واقع شده، هنگام عطسه كردن است; یعنى كسى كه عطسه كرد به او بگویید «یرحمك الله‏» و او در پاسخ بگوید: «یغفرالله لك‏» و شاید بتوان گفت كه هر كس هر نوع احترامى به كسى بگذارد ولو با دادن هدیه یا گفتن تبریك و تسلیت، و فرستادن نامه، مستحب است كه پاسخ احترامش داده شود، و از جمله در روایات شریفه وارد شده كه: «رد جواب الكتاب واجب كوجوب رد السلام; جواب نامه، همچون جواب سلام، واجب است.»

ادامه دارد......

 

پى‏ نوشت‏ها:

1) حشر(59) آیه‏23. 2) حجر (15) آیه‏46. 3) انعام (6) آیه‏54. 4) مریم (19) آیه‏47. 5) همان، آیه‏33. 6) مائده (5) آیه‏16.



نوع مطلب : ائمه اطهار، سخنان بزرگان، مقالات و مطالب اجتماعی، امر به معروف و نهی ازمنکر، توصیه و فرمان ها، 
برچسب ها : آداب معاشرت درقرآن، احادیث وروایات، احادیث قرآنی، اجتماعی،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
یادوخاطره شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات