یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر

آداب معاشرت در قرآن - قسمت دوّم

آیة الله محمد تقى مصباح یزدى

1 - 4 - آداب نشستن

دیگر از آداب معاشرت كه در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده این است كه در مجالس طورى بنشینند كه اگر تازه واردى، آمد جاى نشستنش باشد. معمولا مجالس ظرفیت محدودى دارد و اگر همه افراد بخواهند آزاد و راحت‏بنشینند ممكن است جا براى دیگران تنگ بشود از این رو دستور داده شده كه در مجالس وقتى به شما گفته مى‏شود كه جا باز كنید تنگتر بنشینید و جا به دیگران بدهید كه خدا هم به شما وسعت‏بدهد. در آیه 11 سوره مجادله مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لكم تفسحوا فى المجالس فافسحوا یفسح الله لكم‏» درباره شان نزول این آیه گفته‏اند: كسانى كه خدمت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شرفیاب مى‏شدند دور پیغمبر تنگاتنگ حلقه مى‏زدند و كسانى كه بعد مى‏آمدند دیگر جا براى ایشان نبود این است كه در این آیه اشاره مى‏فرماید طورى نباشد كه اگر كسى كارى دارد یا مى‏خواهد سخنى از پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم بشنود جا براى او نباشد.
بعد اضافه مى‏فرماید: «و اذا قیل انشزوا فانشزوا» بعضى از مفسران گفته‏اند كه منظور این است كه اگر شخص محترمى وارد شد و به شما گفته شد بلند شوید و جاى خود را به او بدهید این كار را انجام بدهید و در ذیل آیه دارد: «یرفع الله الذین آمنوا منكم والذین اوتوا العلم درجات‏» این ذیل مى‏تواند مؤیدى براى این تفسیر باشد كه در بین شما كسانى هستند كه مزایایى دارند و احترامشان براى شما لازم است از جمله مؤمنین خالص و علماى ربانى كه نزد خدا محترمند و خدا آنها را بلند مرتبه قرار مى‏دهد. «اذا قیل انشزوا» یعنى هنگامى كه به شما گفتند برخیزید تا شخص محترمى بنشیند، برخیزید و به او جا بدهید و بى‏احترامى نكنید زیرا اشخاص متقى و عالم، نزد خداى متعال مقامى بلند دارند.

1- 5 - گوش سپردن به سخن

یكى دیگر از آدابى كه از سیره پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم استفاده مى‏شود و در قرآن كریم هم به آن اشاره شده نكته‏اى است كه در باب مدیریت‏خیلى مهم است. كسانى كه در جامعه، شاخصند و نوعى رهبرى و پیشوایى دارند طبعا دیگران به آنها مراجعه مى‏كنند و انتقادها و پیشنهادهایى دارند و مسائلى را درباره مصالح و مفاسد جامعه مطرح مى‏كنند كه بسیارى از آنها صحیح و قابل قبول نیست اما شنونده در مقابل این سخنان باید چه عكس العملى نشان بدهد؟ آیه‏اى هست كه از آن استفاده مى‏شود كه سیره پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم این بود كه به همه حرفها درست گوش مى‏دادند و به اصطلاح خودمان تو ذوق طرف نمى‏زدند و اگر حرفش هم صحیح نبود به رویش نمى‏آوردند.
منافقان این مطلب را براى پیغمبر، عیب مى‏دانستند و مى‏گفتند: این شخص، فقط گوش و «اذن‏» است و هر كس هر چه مى‏گوید گوش مى‏كند. در آیه 61 سوره توبه مى‏فرماید: «و منهم الذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن‏» منافقان درباره پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏گفتند «اذن‏» است‏یعنى فقط گوش است و همه سخنان را مى‏شنود و نقض و ابرامى نمى‏كند.
خداى متعال در جواب ایشان مى‏فرماید: «قل اذن خیر لكم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین و رحمة للذین آمنوا منكم والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم‏»
درباره این تعبیر «یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین‏» مفسران وجوهى ذكر كرده‏اند كه چرا در یك جا متعلق «یؤمن‏» با حرف «با» ذكر شده (بالله) و در جاى دیگر با حرف لام (للمؤمنین) و فرق اینها چیست؟ یكى از بهترین وجوه این است كه فرق بین این دو تعبیر، اشاره به تصدیق خبر و تصدیق مخبر است. توضیح آن كه: كلمه «یؤمن‏» كه متضمن معناى تصدیق است‏با حرف «باء» متعدى مى‏شود و دلالت‏بر تصدیق به واقعیت و محتواى خبر دارد; مثلا «ایمان بالله‏» به معناى تصدیق به وجود خداى متعال است و «ایمان به انبیا و كتابهاى آسمانى‏» به معناى راست‏شمردن ادعاى پیامبران و تصدیق به صحت محتواى كتابهاى آسمانى است، اما هنگامى كه با «لام‏» ذكر مى‏شود دلالت‏بر تصدیق گوینده دارد اعم از این كه سخنش را مطابق با واقع هم بداند یا نداند; یعنى معنایش این است كه دروغ عمدى به گوینده نسبت نمى‏دهد ولى معنایش این نیست كه محتواى سخن او را هم تصدیق مى‏كند و به اصطلاح تعبیر اول، به معناى تصدیق خبر است و تعبیر دوم به معناى تصدیق مخبر، خواه همراه با تصدیق خبر هم باشد یا نباشد; یعنى وقتى شخص مؤمنى مى‏آمد به پیغمبراكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم عرض مى‏كرد كه فلان مطلب چنان است پیغمبر نمى‏فرمود: تو دروغ مى‏گویى یعنى مى‏خواهى خلاف واقع بگویى، اما معنایش تصدیق به صحت محتواى سخن نبود و اگر آن مطلب احتیاج به تحقیق داشت آن را تحقیق مى‏كرد كه آیا درست است‏یا نه. و این لسان مدحى است‏براى پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم. و از این آیه مى‏توان استفاده كرد كه سایر رهبران و كسانى كه مرجع مردم هستند باید در برخوردشان با دیگران این طور باشند وقتى كسى حرفى به ایشان مى‏زند درست گوش بدهند و قیافه‏شان قیافه كسى باشد كه او را تصدیق مى‏كند اما معنایش این نیست كه ترتیب اثر هم به حرف طرف بدهند.
در شان نزول این آیه گفته شده كه شخصى از منافقان خدمت پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏نشست و سخنان آن حضرت را براى دوستان خود نقل مى‏كرد (در روایات شیعه، نام وى عبدالله بن مطعم ذكر شده است). جبرئیل به پیغمبراكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم خبر داد كه این شخص، سخن‏چین است و گفت‏گوهایى را كه در حضور شما انجام مى‏گیرد براى منافقان نقل مى‏كند. حضرت او را خواستند و به او گفتند كه آیا تو براى منافقین خبر چینى مى‏كنى؟ گفت: نه، چنین چیزى نیست. گفتند: بسیار خوب، ولى مبادا از این كارها بكنى. او رفت و پشت‏سر پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم گفت كه این شخص «اذن‏» (گوش) است هر كس هر چه مى‏گوید قبول مى‏كند، به او گفته بودند كه من اخبار را نقل مى‏كنم او هم قبول كرده بود، و من آن را انكار كردم، از من هم قبول كرد!

1 - 6 - صحبت درگوشى (نجوا)

یكى دیگر از مسائلى كه در معاشرتها مطرح مى‏شود و در چند مورد در قرآن كریم به آن اشاره شده نجوا و درگوشى صحبت كردن است. در یك جمعى كه افراد مختلفى حضور دارند اگر دو نفر با هم خصوصى و درگوشى صحبت كنند طبعا موجب رنجش دیگران مى‏شود و در دلشان مى‏گویند چرا مطلبى را مى‏خواهند از ما پنهان كنند و ما را نامحرم حساب مى‏كنند؟ اما گاهى مواردى پیش مى‏آید كه این كار ضرورت پیدا مى‏كند; مثلا شخصى یك مساله خصوصى دارد و نمى‏خواهد دیگران بفهمند ناچار مى‏بایست‏بطور خصوصى و نجوا مطرح بكند، البته اگر بتواند در جایى كه دیگران نباشند بگوید خیلى بهتر است ولى گاهى وقت تنگ است و باید زودتر به طرف گفت. یا این كه مطلبى مربوط به مصالح حكومتى است كه فقط باید رهبران قوم بدانند یا مربوط به اسرار نظامى است كه نباید دیگران مطلع شوند یا براى این كه آبروى كس دیگرى محفوظ باشد احتیاج پیدا مى‏شود كه مطلب بطور خصوصى مطرح بشود; مثلا كسى مى‏خواهد كمكى براى شخص فقیرى بگیرد اگر در حضور جمع مطرح بكند آبروى طرف ریخته مى‏شود بدون این كه ضرورتى داشته باشد یا این كه دو نفر كدورتى دارند و كسانى مى‏خواهند آنان را اصلاح بدهند اگر علنى مطرح كنند نقض غرض مى‏شود، زیرا در «اصلاح ذات البین‏» گاهى اقتضا مى‏كند كه برنامه‏ریزى بشود و مى‏دانید در اصلاح ذات البین گاهى گفتن دروغ هم جایز و بلكه مطلوب است مثل این كه به طرف بگویند فلانى نسبت‏به شما خوش بین است و ارادت دارد.
بطور كلى در موارد مختلفى احتیاج به برخوردهاى خصوصى و گفت‏گوهاى سرى و درگوشى پیدا مى‏شود. مواردى هم هست كه بر عكس این درگوشیها درست‏برخلاف مصلحت است مثل توطئه‏هایى كه منافقین مى‏كردند آنها هم كارهایى را كه مى‏خواستند انجام بدهند فقط با همكارانشان مطرح مى‏كردند.
در قرآن كریم به انواع نجوا اشاره شده است در بعضى از آیات بطور كلى سفارش مى‏كند كه در نجواهایتان تقوا را رعایت كنید و توجه داشته باشید كه سخنان محرمانه شما را خدا مى‏شنود بنابراین چیزى نگویید كه خلاف مصلحت اسلام و بر خلاف تقوا باشد. در بعضى از آیات نجواهاى خلاف مصلحت را منع فرموده و مردم را از آن برحذر داشته است و در بعضى از آیات گفته شده كه نجوا براى كارهاى صحیح اشكال ندارد و مواردى را ذكر فرموده كه نجوا گفتن در آنها مانعى ندارد.
در سوره مجادله چندین آیه در مورد نجوا است و به این صورت شروع مى‏شود: «الم تر ان الله یعلم ما فى السموات و ما فى الارض ما یكون من نجوى ثلاثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنى من ذلك و لا اكثر الا هو معهم این ما كانوا ثم ینبئهم بما عملوا یوم القیمة ان الله بكل شى‏ء علیم‏» (1) اگر سه نفر باشید خدا چهارمى شماست و اگر پنج نفر باشید ششمى شماست و اگر كمتر باشید مثلا دو نفر باشید خدا سومى است و اگر بیشتر باشید مثلا هفت نفر باشید خدا هشتمى است. بنابراین به حضور خداى متعال در همه جا توجه داشته باشید و رعایت تقوا را بكنید.
درباره این آیه، نكته‏هاى تفسیرى متعددى هست كه مفسران ذكر كرده‏اند از جمله درباره «معیتى‏» است كه خداى متعال در این جا براى خودش ذكر مى‏فرماید: «و لا ادنى من ذلك و لا اكثر الا هو معهم‏» بدون شك خداى متعال یك موجودى در عرض موجودات دیگر نیست كه شماره‏بندى بكنیم و بگوییم مثلا پنج انسان به علاوه خدا مى‏شود شش موجود. و این همان مطلبى است كه حكما فرمودند كه وحدت خدا، وحدت عددى نیست زیرا عدد و شمارش در مورد موجوداتى به كار مى‏رود كه در عرض هم هستند و با افزودن یكى بر دیگرى، موجودیت آنها افزایش مى‏یابد. پس منظور از این كه خدا ششمین از پنج نفر هست فقط اشاره به حضور خداى تعالى و قیومیتى است كه خداى متعال در همه جا و نسبت‏به همه چیز دارد.
بعد از این آیه مى‏فرماید: «الم تر الى الذین نهوا عن النجوى ثم یعودون لما نهوا عنه‏» نمى‏بینید كسانى را كه نهى شدند از نجوا باز هم همان كار را ادامه مى‏دهند. این اشاره است‏به نهى منافقان از نجوا و نیز نجوا در مورد كارهایى كه موجب مفسده اجتماعى است. بعد توضیح مى‏دهد: «ویتناجون بالاثم والعدوان و معصیت الرسول‏» اینها كسانى هستند كه با این كه به آنها گفته شده نجوا نكنید در عین حال نجوا مى‏كنند و محتواى نجواى آنان گناه و عدوان و تجاوز به حقوق دیگران و مخالفت و نافرمانى با پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم است.
میان این سه چیزى كه در این آیه ذكر شده مى‏توان به این صورت فرق گذاشت كه «اثم‏» یعنى گناهى كه مورد نهى خداى متعال است اما تجاوز بر دیگران نیست مانند شرب خمر و عدوان، در مقابل اثم، گناهى است كه موجب تضییع حقوق دیگران مى‏شود. البته ممكن است «اثم‏» هم ارتباط با دیگران پیدا بكند اما اصالتا حیثیت «اثم‏» همان حیثیت گناه شخصى است. اما «معصیة الرسول‏» در مقابل «معصیة الله‏» نافرمانى پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم در امور ولایتى و حكومتى است، چون بیاناتى كه پیغمبر اكرم مى‏فرماید گاهى به عنوان ابلاغ رسالت الهى است، كه اطاعت این اوامر و نواهى همان اطاعت‏خداست، چون پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم نقشى جز واسطه بودن و رسول بودن را در این جاها ندارد اما گاهى اوامرى است كه شخص پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم صادر مى‏كنند طبق مقامى كه خداى متعال به ایشان مرحمت فرموده و ولایتى كه بر مردم دارند منظور از معصیة الرسول نافرمانى پیغمبر در این گونه دستورهاى حكومتى و ولایتى است.
درگوشیهاى منافقان درباره این چیزها بود یا مى‏خواستند گناهى را دور از چشم دیگران مرتكب شوند و یا با هم براى مخالفت‏با پیغمبراكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم توطئه مى‏كردند كه چیزهایى را كه ایشان دستور مى‏دهند عمل نكنند و مخالفت نمایند.
«و اذا جاؤك حیوك بما لم یحیك به الله‏» اینها كسانى هستند كه وقتى در حضور تو مى‏آیند تحیتهایى به تو مى‏گویند كه خدا آن تحیتها را نفرموده است. در روایات آمده است كه این جمله اشاره به یهودیانى است كه خدمت پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏رسیدند و به جاى سلام، «سام‏» مى‏گفتند (سام در لغت عبرى به معناى مرگ است) و چنین وانمود مى‏كردند كه اداى احترام مى‏كنند. و مى‏توان ذیل آیه را مؤید آن قرار داد كه مى‏فرماید: «ویقولون فى انفسهم لولا یعذبنا الله بما نقول‏» پیش خودشان مى‏گفتند كه چرا خدا ما را به واسطه این سخنان عذاب نمى‏كند؟ «حسبهم جهنم یصلونها فبئس المصیر» (2) خدا ایشان را عذاب خواهد كرد و براى عذابشان جهنم كافى است و احتیاجى نیست كه آنان را در دنیا عذاب كنیم.
به هر حال این آیه نهى از نجوا و سخن محرمانه‏اى مى‏كند كه محتوایش نامطلوب باشد و برخلاف مصلحت و حق باشد. بعد مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلاتتناجوا بالاثم والعدوان‏» از این آیه استفاده مى‏شود كه مطلق تناجى و درگوشى گفتن نامطلوب نیست از این روى، تاكید مى‏كند كه اگر زمانى لازم شد كه سخن محرمانه‏اى بگویید مواظب باشید كه در سخنانتان اثم و عدوان و معصیت پیغمبر نباشد: «فلاتتناجوا بالاثم والعدوان و معصیت الرسول و تناجوا بالبر و التقوى‏» پس مطلق نجوا همیشه مذموم نیست و در صورتى كه مقتضاى بر و تقوا این باشد كه شخص نجوا بگوید و خصوصى صحبت كند اشكالى ندارد: «واتقوا الله الذى الیه تحشرون‏».
در آیه بعد اشاره مى‏فرماید به نجواهاى مذموم: «انما النجوى من الشیطان لیحزن الذین آمنوا و لیس بضارهم شیئا الا باذن الله و على الله فلیتوكل المؤمنون‏» روشن است نجوایى كه كار شیطان است همان نجواى مذموم است، زیرا تناجى به بر و تقوا در جمله «و تناجوا بالبر و التقوى‏» تجویز شده است; یعنى نجوایى كه به بر و تقوا نیست و مصلحتى ندارد یك كار شیطانى است، و شیطان این كار را به مردم القا مى‏كند تا مؤمنان را ناراحت كند «لیحزن الذین آمنوا» زیرا وقتى مؤمنان مى‏بینند كه چند نفر خصوصى صحبت مى‏كنند ناراحت مى‏شوند كه چرا از ما پنهان مى‏كنند و چه مطلبى هست كه ما را مطلع نمى‏كنند، شاید مى‏خواهند بلایى سر ما بیاورند «و لیس بضارهم شیئا» كارهاى منافقان ضررى به مؤمنان نمى‏زند «الا باذن الله‏» مؤمن باید توجهش به خدا باشد. البته ممكن است كسانى توطئه‏هایى بكنند و با نجوا و در گوشى و قراردادهاى محرمانه اسباب زیانى براى مؤمنین فراهم بكنند ولى مؤمن باید توجهش به خدا باشد كه هیچ چیزى بدون اذن خدا اثر نمى‏كند و این یك تربیت توحیدى است كه مؤمن باید توجهش به خدا باشد: «و على الله فلیتوكل المؤمنون‏» (3) توكلشان باید بر خدا باشد و از او بخواهند كه توطئه‏هاى دیگران را خنثى كند، البته وظایف دیگرى هم دارند كه باید انجام بدهند ولى توجه و اعتماد قلبى‏شان باید بر خدا باشد، نه از كار كسى بترسند كه مستقلا ضررى به ایشان بزند و نه امیدشان به دیگران باشد، امیدها باید به خدا باشد و خوف هم باید از خدا باشد.
از مجموع این آیات به دست مى‏آید كه ما چند نوع نجوا داریم: نجوایى كه بر اساس بر و تقوا و به خاطر تامین مصلحتى است كه اشكالى ندارد: «و تناجوا بالبر و التقوى‏» و نجوایى كه براى مخالفت‏خدا و پیغمبر است و محتوایش اثم و عدوان و معصیة الرسول است و از گناهان به شمار مى‏رود و مى‏بایست ترك بشود. و اما نجواهاى عادى كه نه مصلحتى بر آن مترتب بشود و نه براى زیان زدن به مؤمنان است فى حد نفسه كار مطلوبى نیست و شاید اطلاق «انما النجوى من الشیطان لیحزن الذین آمنوا» شامل آن هم بشود. این كار برخلاف ادب است كه در حضور دیگران دو نفر با هم درگوشى صحبت كنند و نتیجه‏اش حزن مؤمنین است و شیطان آدمى را وادار مى‏كند كه كارى انجام دهد كه موجب ناراحتى دیگران بشود.
انگیزه‏هاى شیطانى براى نجوا مختلف است; مثلا كسانى مى‏خواهند خودنمایى بكنند كه ما یك خصوصیتى با این شخص داریم و سخنان محرمانه‏اى با یكدیگر داریم كه دیگران نباید از آنها باخبر شوند، این گونه انگیزه‏ها صرف نظر از آثار سویى كه بر نجوا مترتب مى‏شود، خود به خود ضد ارزش است.
در همین سوره اشاره مى‏فرماید به مطلبى كه در زمان پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم اتفاق افتاد و آن این بود كه كسانى زیاد به آن حضرت مراجعه مى‏كردند و تقاضاى ملاقات خصوصى داشتند و این كار مشكلاتى را براى پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم به وجود مى‏آورد هم وقت آن حضرت را مى‏گرفت و مانع مى‏شد از این كه به كارهاى مهمترى بپردازند، و هم كسانى از این كار سوء استفاده مى‏كردند و چنین وانمود مى‏كردند كه ما با پیامبر خصوصیتى داریم كه باید حرفها را محرمانه با ایشان بزنیم. خداى متعال دستور داد كه هر كس مى‏خواهد با پیغمبر نجوا بكند و ملاقات خصوصى داشته باشد باید صدقه‏اى بدهد: «یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدى نجویكم صدقة ذلك خیر لكم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحیم‏» (4) هر كس توانایى دارد موظف است قبل از این كه با پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم ملاقات خصوصى داشته باشد صدقه‏اى بدهد. محدثان نقل كرده‏اند كه تنها كسى كه به این آیه عمل كرد حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلام بودند كه یك دینار داشتند و این دینار را تبدیل به ده درهم كردند و هر وقت مى‏خواستند با پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم صحبت كنند یك درهم صدقه مى‏دادند و هیچ كس دیگر به این آیه عمل نكرد. بعد این آیه نسخ شد و آیه بعدى ناسخ همین آیه است «ءاشفقتم ان تقدموا بین یدى نجویكم صدقات‏» ترسیدید كه اگر قبل از نجوا صدقه بدهید فقیر بشوید «فاذ لم تفعلوا و تاب الله علیكم فاقیموا الصلاة و آتوا الزكوة و اطیعوا الله و رسوله والله خبیر بما تعملون‏» (5) حالا كه شما این دستور را عمل نكردید خدا هم بر شما بخشید «تاب علیكم‏» و این حكم را از شما برداشت‏بروید سایر تكالیفى كه دارید انجام بدهید; نمازتان را بخوانید، روزه‏تان را بگیرید و كارهاى خیر انجام بدهید. این یكى از آیات منسوخه است و شاید كمتر كسى در منسوخ بودنش شبهه‏اى داشته باشد. با تشریع این حكم، معلوم شد كسانى كه اصرار داشتند با پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم نجوا بگویند و ملاقات خصوصى داشته باشند این ملاقاتها براى ایشان یك درهم هم نمى‏ارزید و معلوم شد كه این ملاقاتها مصلحتى و لزومى نداشته است.
در آیه 114 سوره نساء موارد نجواى صحیح ذكر شده است; نخست مى‏فرماید: «لاخیر فى كثیر من نجویهم‏» در بسیارى از نجواها خیرى نیست. این لسان نكوهش است; یعنى كارى كه فایده ندارد چرا انجام مى‏دهید؟ بعد مواردى را استثنا مى‏كند: «الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بین الناس‏» مگر كسى كه نجوا را وسیله‏اى براى وادار كردن كسى به صدقه قرار دهد. كسانى هستند كه از خودشان خدمتى برنمى‏آید ولى مى‏توانند وساطت در خیر بكنند و براى این كه آبروى طرف ریخته نشود بطور خصوصى مطرح مى‏كنند. «او معروف‏» یا مى‏خواهند امر به معروف كنند اما براى این كه در حضور مردم خجالت نكشد بطور خصوصى به او مى‏گویند. «او اصلاح بین الناس‏» یا این كه مى‏خواهند مقدمات اصلاح بین دو نفر را فراهم بكنند اول خصوصى با هم صحبت مى‏كنند كه چگونه با او برخورد بكنیم كه كار اصلاح بشود. «و من یفعل ذلك ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجرا عظیما» نه تنها این گونه نجواها بد نیست‏بلكه كسانى كه براى رضاى خدا چنین كارهایى را انجام بدهند اجر عظیمى خواهند داشت.
ادامه دارد

پاورقیها:

 

1) مجادله(58) آیه‏7.
2) همان، آیه‏8.
3) همان، آیه‏10.
4) همان، آیه‏12.
5) همان، آیه‏13.



نوع مطلب : سخنان بزرگان، ائمه اطهار، مقالات و مطالب اجتماعی، امر به معروف و نهی ازمنکر، توصیه و فرمان ها، 
برچسب ها : احادیث قرآنی، احادیث وروایات، آداب معاشرت درقرآن، اجتماعی،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
یادوخاطره شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic