یاد و خاطره شهدا
گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
درباره وبلاگ


زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر

مقالات عاشورایی – عاشورا ازاسلام تا اسلام

مقالات عاشورایی - عاشورا از اسلام تا اسلام - قسمت دوم

۱- شهادت‌


قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) یزید و یزیدیان‌ با هدف‌ شهادت‌ آغاز شد. شهادت‌ نه‌ یک‌باختن‌، بلکه‌ یک‌ انتخاب‌ است‌. شهادت‌ غروب‌ آزاد مرد نیست‌، بلکه‌ پرده‌ است‌، پرده‌ای‌که‌ ظاهراً فرد را از دنیا دور می‌کند، اما او هست‌ و در حال‌ آبیاری‌ و رشد جامعه‌ است‌ .
اما برخی‌ با این‌ نظر که‌ تنها هدف‌ امام‌، شهادت‌ باشد، مخالف‌ بوده‌ و معتقدند که‌وجود آن‌ حضرت‌ برای‌ اسلام‌ و جامعه‌ اسلامی‌، قطعاً پر ثمرتر می‌بود و برای‌ یزید نیزخطرناک‌تر. پس‌ اگر حیاتش‌ برای‌ یزید و یزیدیان‌ خطرهای‌ زیادی‌ نداشت‌، او را با توجه‌به‌ موقعیت‌ ویژه‌اش‌ و طرفداران‌ علوی‌اش‌، به‌ شهادت‌ نمی‌رساندند. بنابراین‌ شهادت‌،هدف‌ سید الشهدا (ع) نبوده‌ است‌ بلکه‌ راهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌ بزرگ‌تر است‌. شهادت‌متدلوژی‌ و روشی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ ایدئولوژی‌ بزرگ‌ امام‌ بود که‌ حتماً بهترین‌ و پر ثمرترین‌راه‌نیز بوده‌ است‌. البته‌ شفاعت‌ نیز یکی‌ از نتایج‌ این‌ راه‌ و آن‌ هدف‌ است‌ .

۲- تشکیل‌ حکومت‌


بر مبنای‌ این‌ نظر، هدف‌ امام‌ حسین‌ (ع) تنها تشکیل‌ حکومت‌ بود؛ یعنی‌ او قیام‌کرد تا خلافت‌ و حکومت‌ را از غاصبان‌ آن‌ بگیرد. آن‌ حضرت‌ این‌ موضوع‌ را وظیفه‌ الهی‌می‌دانست‌ که‌ در برابر ظالم‌ مقاومت‌ کند و حکومت‌ فاسد را نابود کرده‌ و حکومتی‌ صالح‌جای‌گزین‌ آن‌ کند.
اما این‌ نظر نیز با مخالفت‌ برخی‌ مواجه‌ شده‌ است‌، چون‌ آن‌ را با علم‌ امام‌ در تضادمی‌بینند و معتقدند که‌ امام‌ خوب‌ می‌دانست‌ که‌ با آن‌ یاران‌ اندک‌ به‌ پیروزی‌ نخواهدرسید. قیام‌ و نهضت‌ امام‌ نیز قبل‌ از دعوت‌ کوفیان‌ آغاز شد؛ یعنی‌ پس‌ از در خواست‌ بیعت‌یزید، آن‌ حضرت‌ از مدینه‌ خارج‌ و اعلام‌ خروج‌ و قیام‌ کرد. و قبل‌ از یافتن‌ یار و یاوری‌،نهضت‌ خویش‌ را اعلام‌ کرد، هم‌ چنین‌ پس‌ از شنیدن‌ شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ نیز به‌ راه‌خود ادامه‌ داد. پس‌ اگر هدف‌ آن‌ حضرت‌ رسیدن‌ به‌ حکومت‌ بود، مبارزه‌ با آن‌ یاران‌ اندک‌که‌ «احتمال‌ پیروزی‌» را بسیار کم‌ کرده‌ بود، غلط‌ بود، چنان‌ که‌ پدر گران‌قدر و برادرمظلومش‌ نیز به‌ علت‌ نداشتن‌ یاوری‌، برای‌ رسیدن‌ به‌ حکومت‌، قیام‌ و نهضتی‌ ایجادنکردند. پس‌ عامل‌ اصلی‌ قیام‌، ایده‌ دیگری‌ بوده‌ است‌ .

۳- عدم‌ بیعت‌


برخی‌ دیگر بر این‌ عقیده‌اند که‌ به‌ علت‌ شخصیت‌ منفی‌ و نا صالح‌ یزید، و نیز زیرپا گذاشتن‌ عهدنامه‌ صلح‌ امام‌ حسن‌ (ع) با معاویه‌ که‌ تعیین‌ جانشین‌ ممنوع‌ شده‌ بود. پس‌خلافت‌ او با عکس‌العمل‌ شدید امام‌ حسین‌ (ع) مواجه‌ شد و آن‌ حضرت‌ تصمیم‌ گرفت‌برای‌ این‌ که‌ تمامی‌ مسلمین‌ از اسلام‌ ناامید نشوند و نیز فرهنگ‌ اسلامی‌ به‌ طور کامل‌محو نگردد، با یزیدبن‌معاویه‌ بیعت‌ نکند. و چون‌ از بیعت‌ امتناع‌ کرده‌ بود و نمی‌خواست‌ باچنین‌ شخصیتی‌ همکاری‌ کند، پس‌ قیام‌ خویش‌ را آغاز نمود.
البته‌ اشکال‌ هایی‌ متوجه‌ این‌ عقیده‌ است‌ که‌ امام‌ می‌توانست‌ مانند دیگر یاران‌پیامبر و امیرالمؤمنین‌، بیعت‌ نکند و گوشه‌گیری‌ و عزت‌ را انتخاب‌ نماید. ولی‌ می‌توان‌ به‌طور کلی‌ عدم‌ بیعت‌ را به‌ عنوان‌ یکی‌ از علل‌ جنبی‌ نهضت‌ کربلا بر شمرد که‌ سیدالشهدا (ع) ذلت‌ و خواری‌ و بیعت‌ با ناصالحان‌ را نپذیرفت‌ .

 

۴- امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر


در جامعه‌شناسی‌، مفهومی‌ به‌ نام‌« هنجار» وجود دارد که‌ به‌ معنای‌ بایدها ونبایدهای‌ آن‌ جامعه‌ می‌باشد. هر جامعه‌ای‌ مملو از این‌ بایدها و نبایدهای‌ اخلاقی‌ واجتماعی‌ است‌ که‌ تک‌ تک‌ افراد جامعه‌ باید آنها را محترم‌ شمارند و طبق‌ آنها رفتارنمایند، تا ناهنجار و منحرف‌ تلقی‌ نشوند. دین‌ نیز به‌ علت‌ ایده‌ و فرهنگی‌ که‌ دارد، دارای‌هنجارهای‌ فراوانی‌ است‌ که‌ برای‌ حفظ‌ و بقای‌ دین‌ و جامعه‌ دینی‌ باید این‌ هنجارهاحفظ‌ شوند، یکی‌ از راه‌های‌ حفظ‌ هنجار دینی‌،امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است‌. در نظام‌اعتقادی‌ اسلام‌،امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر جای‌ گاه‌ ویژه‌ای‌ دارد که‌ بدون‌ فهم‌ دقیق‌ وصحیح‌ آن‌،نمی‌توان‌ مقام‌ آن‌ را در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) دریافت‌ .
امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، یکی‌ از ضروریات‌ ایمان‌ و رستگاری‌ است‌ و در قرآن‌تأکید فراوانی‌ به‌ آن‌ شده‌ است‌. چنان‌ که‌ در قرآن‌ آمده‌ است‌: ( کُنتم‌ خیرَ امّه‌ ُأخرجَت‌للّناس‌ تأمرون‌ بالمعروف‌ و تنهون‌ عن‌ المنکر ) و یکی‌ از ویژگی‌های‌ امت‌ اسلامی‌ که‌ آن‌را از دیگران‌ ممتاز می‌کند، انجام‌ این‌ فریضه‌ ذکر شده‌ است‌ .
یکی‌ از راه‌های‌ مشارکت‌ و نظارت‌ مردم‌ بر امور، مهم‌ و محترم‌ شمردن‌ همین‌فریضه‌ است‌ که‌ باعث‌ می‌شود مسلمانان‌ با یکدیگر متحد شوند و همبستگی‌ اجتماعی‌پیدا کنند.اما تلقی‌ رایج‌ از این‌ فریضه‌ غالباً خرد و محدود است‌ و آن‌ را منحصر به‌ احکام‌عبادی‌ و پاره‌ای‌ از مسائل‌ ابتدایی‌ اجتماعی‌ می‌کند.ولی‌ باید بدانیم‌ که‌ اساساً امر به‌معروف‌ و نهی‌ از منکر، به‌ معنای‌ حساسیت‌ زیاد در برابر منکرها و عدم‌ حضور معروف‌است‌ و این‌ عامل‌ حافظ‌ هنجار نیز می‌تواند از جزئی‌ترین‌ امور تا شکل‌ حکومت‌ و اوضاع‌سیاسی‌ اجتماعی‌ یک‌ مملکت‌ نیز تسری‌ پیدا کند.
با تمام‌ توصیفاتی‌ که‌ در بخش‌ قبل‌ به‌ آنها اشاره‌ شد؛ یعنی‌ تغییر و انحراف‌فرهنگ‌ اسلامی‌، انحراف‌ خلافت‌، ممانعت‌ از نقل‌ احادیث‌، نابرابری‌ ها و بی‌ عدالتی‌ ها وقرائت‌ های‌ نافی‌ دین‌، هنجارهای‌ بسیاری‌ در جامعه‌ دینی‌ زیر پا گذاشته‌ شد و بایدها ونبایدها مهم‌ تلقی‌ نمی‌ شدند. علی‌ (ع) در رفع‌ ناهنجاری‌ها و انحراف‌ها، تلاش‌ فراوانی‌کرد، اما به‌ علت‌ این‌ که‌ انحراف‌ها به‌ مثابه‌ غدّه‌ عظیمی‌ در اسلام‌ ریشه‌ دوانده‌ بودند، پس‌از حکومت‌ امیرمؤمنان‌ نیز اصلاحات‌ کامل‌ صورت‌ نگرفت‌ و پس‌ از حکمرانی‌ معاویه‌،تمام‌ ضدارزش‌ها و ضد هنجارها به‌ عنوان‌ هنجار اسلامی‌ در جامعه‌ اسلامی‌ حکمفرماشـد.
برخی‌ جامعه‌ شناسان‌ اصطلاحی‌ به‌ نام‌«هنجار فرار» را به‌ کار می‌برند که‌ به‌وسیله‌ آن‌ اکثر جامعه‌ در خواست‌ها و مطالبات‌ خود را- که‌ با هنجارو ارزش‌ رایج‌ در جامعه‌در تضاد می‌باشد - با شکلی‌ دیگر انجام‌ می‌دهند و ضمن‌ عدم‌ توجه‌ به‌ ارزش‌ و هنجاراصلی‌، هنجاری‌ جدید می‌سازند که‌ به‌ آن‌ هنجار فرار می‌گویند. در زمان‌ حکومت‌ معاویه‌نیز، جامعه‌ دچار چنین‌ انحرافی‌ شد و نخبگان‌ و سر سپردگان‌ حکومت‌ تمام‌ رفتار ونگرش‌ غیر عقلانی‌ و غیر دینی‌ خود را به‌ صورت‌ هنجاری‌ عمومی‌ عرضه‌ می‌داشتند و باقرائت‌های‌ جدید از دین‌ و نیز ساختن‌ احادیث‌ جعلی‌ و... بایدها و نبایدهای‌ جدیدی‌ را درکل‌ جامعه‌ ایجاد می‌کردند. چاپلوسی‌، خیانت‌، دروغ‌، تهمت‌، دزدی‌، تبعیض‌ و... همه‌ وهمه‌ به‌ نام‌ اسلام‌ انجام‌ می‌شد و کسی‌ نبود که‌ اعتراض‌ کند و به‌ نقد حاکمیت‌ در بند قدرت‌بپردازد. و اگر جامعه‌ اسلامی‌ واقعاً اهمیت‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را درک‌ کرده‌ و به‌آن‌ توجه‌ وافر شده‌ بود، اصلاً گرفتار چنین‌ انحراف‌ و مشکل‌ عظیمی‌ نمی‌شد .
در چنین‌ وضعیتی‌ که‌ ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها از هم‌ تشخیص‌ داده‌ نشوند و کسی‌هم‌ به‌ فکر امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر اساسی‌ نباشد،- البته‌ معدود کسانی‌ که‌ اعتراض‌ وانتقاد می‌کردند کشته‌ می‌شدند- دعا و عبادت‌ نیز فایده‌ ندارد و حکومت‌ غیر اسلامی‌ستمگر باقی‌ خواهد ماند. چنان‌ که‌ پیامبر اکرم‌ ۶ فرموده‌اند:«لتأمرون‌ بالمعروف‌ولتنهون‌ عن‌ المنکر او یسلطن‌ علیکم‌ شرارکم‌ فیدعوا خیارکم‌ فلا یستجاب‌ لهم‌ ؛امر به‌معروف‌ و نهی‌ از منکر را انجام‌ دهید که‌ این‌ دو فریضه‌ باید وجود داشته‌ باشند وگرنه‌ بدان‌بر شما مسلط‌ می‌شوند،پس‌ هر چه‌ خوبان‌ شما دعا کنند ـ برای‌ بهبوداوضاع‌ ـ استجابت‌نمی‌شود.»
بنابراین‌ دین‌ اسلام‌ توجه‌ زیادی‌ به‌ نقش‌ مردم‌ و مشارکت‌ و نظارت‌ آنها بر جامعه‌خودشان‌ و حکومت‌ شان‌ دارد. هر فرد در برابر خداوند و جامعه‌اش‌ مسئول‌ است‌: ( کلکم‌راع‌ و کلکم‌ مسئول‌ عن‌ رعیته‌ ) بر همین‌ مبنا، معتزله‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر رایکی‌ از اصول‌ پنج‌ گانه‌ دین‌ دانسته‌ و شیعیان‌ نیز آن‌ را به‌ عنوان‌ یکی‌ از فروع‌ ده‌ گانه‌ دین‌می‌دانند.
بر همین‌ اساس‌ و این‌ که‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر باید از روی‌ صداقت‌، آگاهی‌و بصیرت‌ باشد، حسین‌ (ع) به‌ عنوان‌ امام‌ و پیشوای‌ شیعیان‌ و نیز مصلحی‌ بزرگ‌ که‌ باتمام‌ وجود معروف‌ و منکر را می‌شناخت‌ و درک‌ کرده‌ بود، وظیفه‌ خود دانست‌ که‌ قیام‌ کند وضمن‌ انجام‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر با این‌ مظاهر ظلم‌ و ستم‌ به‌ مبارزه‌ برخیزد. آن‌حضرت‌ در این‌ باره‌ در وصیت‌ نامه‌اشان‌ فرموده‌اند :
« همانا من‌ برای‌ تجاوز و طغیان‌ و خودداری‌ از قبول‌ حق‌ وایجاد ستم‌ بیرون‌نشدم‌،بلکه‌ برای‌ اصلاح‌ امور امت‌ جدم‌ محمد ۶ می‌خواهم‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ ازمنکر کنم‌ و بر سیره‌ و روش‌ جدم‌ پیامبر و پدرم‌ علی‌ ۶ می‌باشم‌.»
پس‌ او مصلحی‌ اجتماعی‌ بود که‌ وقتی‌ انحراف‌ را در جامعه‌ دید، قیام‌ خویش‌ راآغاز کرد تا به‌ جامعه‌ مطلوب‌ اسلامی‌ برسد و در احیای‌ فرهنگ‌ اصیل‌ اسلامی‌ نقش‌داشته‌ باشد، در این‌ میان‌ از هیچ‌ چیز نهراسید و حتی‌ خونش‌ را برای‌ این‌ کار گذاشت‌ تا به‌ثمر برسد و اگر در کوتاه‌ مدت‌ شکست‌ خورد. اما پیروزی‌ واقعی‌ را تا قرن‌ها بعد، نصیب‌مسلمانان‌ کرد و الگوی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر واقعی‌ را به‌ جهانیان‌ نشان‌ داد.
یکی‌ از دانشمندان‌ اهل‌ تسنن‌ درباره‌ قیام‌ حسین‌ (ع) چنین‌ گفته‌ است‌ :
«حسین‌، شهید نمونه‌ و برجسته‌ مجاهدین‌ راه‌ خدا، دید بال‌ و پر اسلام‌ شکسته‌ وباطل‌ ره‌ را به‌ روی‌ او بسته‌ است‌. خود را دید که‌ شاخ‌ درخت‌ نبوت‌ و پسر آن‌ امام‌ شیر دلی‌است‌ که‌ هرگز از بیم‌ و ذلت‌ سر به‌ زیر نینداخت‌، صدایی‌ از اعماق‌ درونش‌ او را ندا می‌دادکه‌ تو ای‌ پسر پیامبر!برای‌ رفع‌ این‌ شداید هستی‌» پس‌ گفت‌ هیهات‌ من‌ الذله‌ وایستادگی‌ کرد و شهادت‌ را برگزید.

نتایج‌ اجتماعی‌ نهضت‌ حسینی‌


قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) نهضتی‌ اجتماعی‌ بود که‌ در عین‌ الهی‌ بودن‌، هدف‌ اصلاح‌جامعه‌ را نیز داشت‌. او ساکت‌ نماند و آرام‌ ننشست‌، چون‌ آرمانش‌ الهی‌ و اجتماعی‌ بود. اودریافته‌ بود که‌ اسلام‌ دینی‌ اجتماعی‌ است‌. فرد گرایی‌ و منفعت‌ جویی‌ شخصی‌ از یک‌ سوو رهبانیت‌ و فردیت‌ نیز از سوی‌ دیگر در اسلام‌ جای‌ گاهی‌ ندارد. فرزند رسول‌ خدا ۶ امام‌ مسلمانان‌ و ولی‌ّ خدا بر روی‌ زمین‌، به‌ سوی‌ شهادت‌ گام‌ برداشت‌ تا جامعه‌ را اصلاح‌کند و اگر حکومت‌ و جامعه‌ در کوتاه‌ مدت‌ اصلاح‌پذیر نیست‌، برای‌ اصلاح‌ آینده‌ آن‌ راآبیاری‌ و آماده‌ کرد. پس‌ قرن‌ها نام‌ و یاد آن‌ امام‌ جاوید، زنده‌ ماند، چون‌ نهضتش‌ سر لوحه‌و الگوی‌ مسلمانان‌ است‌. او وظیفه‌ هر مسلمان‌ را در تاریخ‌ نشان‌ داد که‌ مسیرش‌ بایداصلاح‌ اجتماعی‌ باشد. اگر جامعه‌ اسلامی‌ اصلاح‌ شود و در صراط‌ حق‌ قرار بگیرد، تمام‌احکام‌، مناسک‌ و ایده‌های‌ اسلامی‌ نیز اجرا می‌شوند و معنویت‌ و عقلانیت‌ نصیب‌ جامعه‌می‌گردد.
نتایج‌ بسیاری‌ درباره‌ نهضت‌ امام‌ حسین‌ (ع) وجود دارد :از جمله‌ تقرب‌ و ارتقای‌درجه‌ آن‌ حضرت‌،نجات‌ اسلام‌، بیداری‌ شعور دینی‌، محبوبیت‌ اهل‌ بیت‌، بر چیده‌ شدن‌حکومت‌ اموی‌ و تحول‌ فکری‌ در اسلام‌ که‌ به‌ برخی‌ از عوامل‌ اجتماعی‌ آن‌ اشاره‌ای‌می‌نماییم‌ .

مقالات عاشورایی – عاشورا ازاسلام تا اسلام  

احیا در جامعه‌ دینی‌


معمولاً در هر زمان‌ و مکانی‌ که‌ ارزش‌ها و ارکان‌ اصلی‌ یک‌ مکتب‌ فرامو ش‌، یا ازمسیر اصلی‌ خویش‌ منحرف‌ شود، باید نخبگانی‌ در آن‌ جامعه‌ وجود داشته‌ باشد، که‌ باسعی‌ و تلاش‌ خویش‌ به‌ احیای‌ آن‌ فرهنگ‌ پرداخته‌ و ارزش‌ها و اصول‌ آن‌ راباز سازی‌کنند. نهضت‌ اباعبداللّه‌ الحسین‌ نیز همچون‌ شعله‌ای‌ تابناک‌، ظلمت‌ و جهالت‌ و نادانی‌ رااز اسلام‌ زدود و نهضت‌ او احیا کننده‌ اسلام‌ حقیقی‌ بود.او سنت‌ نبوی‌ و سیره‌ علوی‌ را زنده‌کرد و به‌ مسلمین‌ در آن‌ روز و هر زمان‌ دیگر نشان‌ داد که‌ ممکن‌ است‌ برداشت‌های‌ دینی‌غلط‌ شود و حکومت‌ اسلامی‌ منحرف‌ شود. اما دین‌،ثابت‌ و پایدار بوده‌ و راهی‌ به‌ سوی‌سعادت‌ و پیشرفت‌ است‌ که‌ با احیای‌ آن‌ در جامعه‌ دینی‌ می‌توانیم‌ به‌ هدف‌ متعال‌ خویش‌برسیم‌ .
باید بدانیم‌ که‌ احیا و باز سازی‌ در مکتبی‌ موفق‌ و قابل‌ پذیرش‌ است‌ که‌ خودقابلیت‌ احیا و زنده‌ شدن‌ داشته‌ باشد و فرهنگی‌ می‌تواند در جامعه‌ای‌ قرن‌ها زنده‌ بماندکه‌«الهی‌»،«عقلانی‌» و«انسانی‌» باشد، و هرکدام‌ از این‌ جنبه‌ها اگر نباشد به‌ سرنوشت‌حکومت‌ ها و جامعه‌های‌ اموی‌ یا مسیحی‌ قرون‌ وسطایی‌ و یا کمونیستی‌ مبتلا می‌شود وبه‌ حتم‌ نابود خواهد شد. بنابراین‌ احیایی‌ که‌ حسین‌ (ع) ، قصد انجام‌ آن‌ را داشت‌، به‌معنای‌ ارتجاع‌ و عقب‌ نشینی‌ از پیشرفت‌ و فطرت‌ عقلانی‌ انسان‌ نیست‌، بلکه‌ احیا درفرهنگی‌ است‌ که‌ خود رکود و خمودگی‌ را قبول‌ ندارد و اعتقاد به‌ پیشرفت‌،سعادت‌ و فعالیت‌جمعی‌ بشر دارد.
احیای‌ حسین‌ (ع) در دینی‌ بود که‌ دین‌ الهی‌، دین‌ اجتماع‌، دین‌ مدارا،آزادی‌،انسان‌ گرایی‌ و حقوق‌ بشر است‌. نام‌ او به‌ اسلام‌ عزت‌ و افتخار داد، چون‌ او واقعاً احیاکننده‌ دین‌ بود که‌ در این‌ راه‌ حاضر بود، جان‌ خود و خانواده‌اش‌ را فدا کند.

 

الگوی‌ نهضت‌های‌ اسلامی‌


نهضت‌ عاشورا با احیای‌ دینی‌ و روشن‌ کردن‌ افکار مسلمانان‌، پس‌ از چندی‌ باعث‌ایجاد نهضت‌ها و قیام‌های‌ مسلمین‌ علیه‌ بنی‌ امیه‌ شد که‌ به‌ تدریج‌ خاندان‌ اموی‌ را نابودکرد و با این‌ که‌ پس‌ از آنها نیز حکومت‌ بهتری‌ روی‌ کار نیامد، اما روش‌ نهضت‌ حسینی‌برای‌ اصلاح‌ جامعه‌ و این‌ که‌ حتی‌ امام‌ شیعیان‌ برای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر قیام‌ کندو کشته‌ شود، ضمن‌ درس‌ آزادگی‌ و ایثار، الگوی‌ کامل‌ و جامعی‌ را تاابد باقی‌ گذاشت‌.
حتی‌ پس‌ از آن‌ حضرت‌ نیز، خواهر بزرگوارش‌ زینب‌ کبری‌ (ع) و فرزند بیدارش‌امام‌ سجاد (ع) ، نهضت‌ آن‌ حضرت‌ را ادامه‌ دادند و با سخنرانی‌ها و روشنگری‌ها، جامعه‌اسلامی‌ را به‌ اصلاح‌ در امور و نیز امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر تشویق‌ کردند که‌ این‌ روش‌و شیوه‌ نهضت‌ و حماسه‌ تا به‌ امروز برای‌ کسانی‌ که‌ قصد اصلاح‌ اجتماعی‌ در جامعه‌ دینی‌دارند، باقی‌ بماند. که‌ حجه‌ بن‌ الحسن‌ العسکری‌ فرزند موعود آن‌ حضرت‌ نیز، با همین‌الگو و با ایده‌ اصلاح‌ جوامع‌ بشری‌ قیام‌ خواهد کرد و جهان‌ و جهانیان‌ را به‌ پیشرفت‌ وسعادت‌ خواهد رساند.
پاسداری‌ از اصول‌ و ارزش‌های‌ اسلامی‌
با وجود اینکه‌ هدف‌ نهضت‌ حسینی‌، اصلاح‌ و روش‌ آن‌، شهادت‌ بود، اماسیدالشهدا و یارانش‌ هرگز اصول‌ و ارزش‌ های‌ اسلامی‌ را فراموش‌ نمی‌کردند و در شرایط‌و موقعیت‌ های‌ مناسب‌ برخی‌ مسائل‌ مهم‌ و اساسی‌ را بارفتار و سلوکشان‌ به‌ مسلمانان‌تذکر می‌دادند.
حسین‌ (ع) در روز عاشورا، در مقابل‌ دشمن‌ و با وجود تیر اندازی‌های‌ سپاه‌ مقابل‌،نماز را فراموش‌ نکرد. نماز ظهر عاشورا از هزاران‌ رکعت‌ نماز در مسجد و محراب‌ برتراست‌. اصلاحی‌ که‌ او می‌کرد،احیای‌ واقعی‌ دین‌ بود، در حالی‌ که‌ مقابل‌ حکومت‌ اسلامی‌ایستاده‌ بود، درسی‌ به‌ مسلمانان‌ داد که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌، ارزش‌ها و اصول‌ دیگر رافراموش‌ و فدا نکنند.
حضرت‌ سیدالشهدا، آزادی‌ عمل‌ را سرلوحه‌ قیامش‌ قرار داده‌ بود و با این‌ که‌ نیاز به‌یاران‌ بیشتری‌ داشت‌، اما بارها و بارها به‌ یارانش‌ آزادی‌ انتخاب‌ و عمل‌ داد که‌ از مهلکه‌جنگ‌ بگریزند.
ابا عبداللّه‌ الحسین‌، در میدان‌ جنگ‌ و در مقابل‌ دشمن‌ جلاد که‌ فقط‌ خواستاربیعت‌ امام‌ با یزید بودند، ایستاد و مقاومت‌ کرد. او بیعت‌ با چنین‌ فردی‌ را ذلت‌ و خواری‌می‌دانست‌ و با فریاد«هیهات‌ من‌ الذله‌» آزادگی‌ و جوان‌ مردی‌ و ایثار و از خود گذشتگی‌ رادر راه‌ دین‌ و اصلاح‌ اجتماعی‌ فراموش‌ نکرد.
او پاسدار واقعی‌ اسلام‌ بود، ولی‌ با شهادتش‌ و با خونش‌، اسلام‌ تباه‌ نشد، گر چه‌ روزبه‌ روز از اسلام‌ اصیل‌ و دین‌ واقعی‌ در حال‌ دور شدن‌ هستیم‌، ولی‌ خونی‌ که‌ او در روزعاشورا ریخت‌، درخت‌ اسلام‌ را بارور کرد. و در هر زمان‌ و مکان‌، مصلحان‌ اجتماعی‌ وعدالت‌ گران‌ اسلامی‌ می‌توانند با شیوه‌ او و هدف‌ متعالی‌اش‌ ، پرچمدار دفاع‌ از اسلام‌باشند و جامعه‌ بشری‌ را به‌ نیکی‌ و سعادت‌ برسانند. به‌ امید روزی‌ که‌ مصلح‌ بزرگ‌ و خلف‌صالح‌ حسین‌ (ع) ، بیاید و یاد و خاطره‌ نهضت‌ حسینی‌ را در جهان‌ امروز احیا کند.

منابع‌:


۱- قرآن‌ کریم‌
۲- رستمی‌ زاده‌، رضا، «جامعه‌ مطلوب‌ از دیدگاه‌ قرآن‌ و حدیث‌»، مجله‌ معرفت‌، شماره‌۵۶، مرداد ۱۳۸۱.
۳- رشاد، علی‌ اکبر، «دانشنامه‌ امام‌ علی‌ (ع) »، پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌،چاپ‌ اول‌ ۱۳۸۰.
۴- شریعتی‌، علی‌، «شهادت‌»، مؤسسه‌ حسینیه‌ ارشاد، چاپ‌ اول‌ ۱۳۴۴
۵- شهیدی‌، سید جعفر، «قیام‌ حسین‌ (ع) »، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی‌، چاپ‌ اول‌ ۱۳۵۹.
۶- صافی‌ گلپایگانی‌، لطف‌ اللّه‌، پرتوی‌ از عظمت‌ حسین‌ (ع) ، دفتر انتشارات‌ جامعه‌مدرسین‌، چاپ‌ دوم‌ ۱۳۷۳
۷- صالحی‌ نجف‌ آبادی‌، نعمت‌ اللّه‌ «شهید جاوید»، انتشارات‌ نمونه‌، چاپ‌ پانزدهم‌۱۳۶۸.
۸- صفائی‌ حائری‌، علی‌، «عاشورا»، انتشارات‌ هجرت‌، چاپ‌ دوم‌ ۱۳۸۰.
۹- مریجی‌، شمس‌ اللّه‌، «عاشورا، پیامد تغییر ارزشها»، مجله‌ معرفت‌، شماره‌ ۵۶.
۱۰- مطهری‌ ، مرتضی‌، «حماسه‌ حسینی‌»، انتشارات‌ صدرا، چاپ‌ پانزدهم‌، ۱۳۷۱
۱۱- منصور نژاد، محمد، «ردپای‌ عقل‌ در کربلا»، انتشارات‌ راستی‌ نو، چاپ‌ اول‌ ۱۳۷۷.
۱۲- ناظم‌ زاده‌، سید اصغر، «تجلی‌ امامت‌»، انتشارات‌ دفتر تبلیغات‌ اسلامی‌، چاپ‌چهارم‌ ۱۳۸۰.
۱۳- نجفی‌ یزدی‌، سید محمد، «اسرار عاشورا»، ناشر مؤلف‌، چاپ‌ اول‌ ۱۳۷۲.
۱۴- هاشمی‌ نژاد، سید عبدالکریم‌، «درسی‌ که‌ حسین‌ (ع) به‌ انسانها آموخت‌»، انتشارات‌فراهانی‌، چاپ‌ دوم‌ ۱۳۴۹.

                                                                                        منبع : m-farhangi.iut.ac.ir



نوع مطلب : قیام عاشورا، هیئت های مذهبی، ائمه اطهار، مقالات و مطالب مذهبی، مقالات و مطالب عاشورایی، 
برچسب ها : عاشورا از اسلام تا اسلام، مقالات، مقالات عاشورایی، قیام عاشورا، نهضت عاشورا، هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
یادوخاطره شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic